جنبشها و نهضتهاى سياسى اسلام معاصر - پژوهشکده انقلاب اسلامی - الصفحة ١٢٨
كردهاند. به بيان ديگر، تزارها وكمونيستها فقط بر زندگى اجتماعى مردم حاكميت پيدا كردند، و هرگز نتوانستند بر عقايد و زندگى مسلمانان مسلط شوند. «١» البته سالها تبليغ ضد اسلامى و دينى، بر عقايد مردم تأثير سوء گذاشته است، امّا مردم همچنان مسلمان باقى ماندهاند. به همين دليل است كه با پديد آمدن انقلاب اسلامى و اشغال افغانستان و نيز با آغاز اصلاحات «ميخائيل گورباچف» و به ويژه پس از فروپاشى شوروى سابق، بازگشت آشكار و وسيع به ارزشهاى اسلامى، انتخاب اسامى مذهبى براى كودكان، ساختن تعداد زيادى مسجد، گسترش تعليمات مذهبى، افزايش آمار حجاج بيتالله الحرام، برگزارى نماز جماعت و ... هويدا شده است. «٢» ب- كمك به كسب استقلال (پس از فروپاشى شوروى سابق): مسلمانان در زمان حكومت تزارها به اميد رها شدن از ظلم و ستم تزاريسم، به حمايت و پشتيبانى از انقلاب كمونيستى روسيه به رهبرى لنين پرداختند كه به حاكميت امپراتورى تزارها پايان مى داد. علاوه بر آن مبارزه آشكار و پنهان مسلمانان با سلطه ضد اسلامى تزارها، در آسيب پذيرى و كاهش قدرت امپراتورى مؤثر بود. در دوران كمونيستها نيز مسلمانان عليه قانون سربازگيرى از مسلمانها و همسان سازى مليتها و به ويژه با سيطره ضد دينى حكومت و اشغال افغانستان با زبان، قلم وسلاح ايستادگى كردند وبدين سان به فروپاشى شوروى سابق و نيل به استقلال كمك كردند. «٣» ج- نتايج ديگر: پس از فروپاشى شوروى سابق، يا نقش مسلمانان آسياى مركزى و قفقاز در حكومت آينده به فراموشى سپرده شد؛ به عنوان نمونه، در اوّلين دولتِ دوران استقلال تاجيكستان، مسلمانان فقط يك سوم قدرت را در اختيار داشتند. و يا كمونيستها با سوء استفاده از فقر فرهنگى و سياسى به جا مانده از حكومتهاى گذشته، با تغيير نام و نشان، مجدداً قدرت را به دست گرفتند، مانند «مراد نيازف» از كمونيستهاى فعال، در