اطلاعات در اسلام - رضوان طلب، محمدرضا - الصفحة ٥٥ - يك اصل كلّى (مصالح عمومى)
اينجا از مواضع حقّ همسايگى و امانتدارى نيست. اگر اين سخن را پنهان نمايم، به خدا و پيامبر (ص) خيانت كردهام. آنان (كه موضع محكم حذيفه را ديدند) گفتند:
هر كار مىخواهى بكن! ما به پيامبر مىگوييم كه ما نگفتهايم و تو به ما تهمت مىزنى و پيامبر يك نفر را تصديق نمىكند و سه نفر را تكذيب! حذيفه گفت: اگر من وظيفهام را در برابر خدا و رسول انجام دهم، ديگر برايم فرقى نمىكند كه تأييد شوم يا تكذيب. شما هم هر چه مىخواهيد، بگوييد. سپس حذيفه خدمت پيامبر (ص) شرفياب شد و گزارش را تقديم كرد، در حالى كه على (ع) در كنار آن حضرت بود.
پيامبر اكرم (ص) قاصدى نزد آنان فرستاد و آنان را فرا خواند و به آنان گفت: چه گفتهايد؟ آنان گفتند: قسم به خدا، ما چيزى نگفتهايم و اگر گزارشى به شما داده شده است، ما آن را تكذيب مىكنيم. اينجا بود كه فرشتۀ وحى بر پيامبر اكرم (ص) نازل شد [١]و آيهاى را بر پيامبر اكرم (ص) قرائت كرد:
به خدا سوگند مىخورند كه نگفتهاند، در حالى كه قطعاً آن سخنانِ كفرآميز را گفتهاند؛ و پس از اسلام آوردنشان كافر شدهاند. [٢]
آرى! هر گاه مصلحت اسلام و آبروى دين در ميان باشد، ديگر رعايت مصلحت غير، نابخردانه، بلكه نشانۀ بىتعهدى در برابر ارزشهاى دينى است.
[١] . تفسير نورالثقلين، ج ٢، ص ٢٤٣ و ٢٤٤.
[٢] . توبه (٩) ، آيۀ ٧٤.