دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٧١٠ - حق نظارت عمومى
جايز ندانسته و به موجب وجوب اطاعت از «اولىالامر» كه در قرآن آمده (٩) و لزوم تحمل و صبر در برابر حاكمان ظالم كه در روايات نقلشده (١٠) قيام و براندازى را نامشروع خواندهاند. (١١) و در انجام امر به معروف و نهى از منكر كاربرد سلاح و خشونت را نفى كرده و شيوه آن دو را در «نصح» و «دعوت به خير» بهطور مسالمتآميز منحصر شمردهاند. (١٢)
تعدادى از اين فقها مانند ابن تيميه «حذف سيف» را در اقامۀ دو فريضۀ نامبرده، اجتناب از فتنه دانستهاند (١٣) و جمعى به ادلۀ نقلى متوسل شدهاند. اينان رفتار صحابه و تابعين را در عصر امويان رويهاى بر ديدگاه خود تلقى مىكنند، به اين ترتيب، اينان تصويرى مستبدانه از نظام سياسى اسلام ترسيم كردهاند.
درحالىكه قرآن بهطور صريح اطاعت مسرفان و ظالمان را نهى كرده است: (وَ لاٰ تُطِيعُوا أَمْرَ اَلْمُسْرِفِينَ؛ اَلَّذِينَ يُفْسِدُونَ فِي اَلْأَرْضِ وَ لاٰ يُصْلِحُونَ) (٥) (١٤) اطلاق ادله امر به معروف و نهى از منكر همۀ موارد آن را از انكار قلبى تا ازالۀ عملى، شامل مىشود.
غزالى صريحترين سخن را در اين مورد بيان كرده است: «حاكمى كه به ظلم رفتار مىكند بايد جلوى هرگونه ظلم او گرفته شود او يا معزول است يا بايد او را عزل نمود و در هر حال او حاكم بر مسلمانان به اعتقاد فخرالدين رازى به دليل آيه: (وَ لاٰ تَرْكَنُوا إِلَى اَلَّذِينَ ظَلَمُوا فَتَمَسَّكُمُ اَلنّٰارُ) (١٦) ولايت فاسق باطل است. (١٧) ابن حزم، اقامه حد بر حاكم فاسق را واجب و در صورت اصرار خلع او را لازم مىشمارد. (١٨)
در اين ميان ابن تيميه ضمن اصرار بر عدم مشروعيت قيام مسلحانه بر عليه حاكم جائر و عدم جواز خلع آن در حقيقت رفتار صحابه و تابعين را كه در عصر امويان و احيانا عباسيان، تحمل ظلم را بر خود روا دانسته بودند، توجيه و «خوف فتنه» را دليل موجه اين رويه دانسته است. (١٩) بر اساس اين توجيه، تساهل و تسامح در برابر احكام جور در حقيقت ناشى از يك انديشه استراتژيك و خط مشى اصولى نبوده است و ازاينرو، همۀ فقها، محدثان و مورخان اهل سنت در سيره سياسى خليفۀ اول و دوم اين نكته را يادآور شدهاند كه آن دو بر اين امر اصرار مىورزيدند كه اگر در عملكرد ما اعوجاجى ديديد، آن را درست كنيد. (٢٠) و گفته مىشود مالك و احمد بن حنبل، به خاطر ايستادگى در موضعشان مورد آزار و شكنجه قرار گرفتند.
شيوه امر به معروف و نهى از منكر از ديدگاه فقه شيعه: اعمال خشونت و قيام مسلحانه تحت عنوان امر به معروف و نهى از منكر به نوعى ديگر در فقه شيعه مورد اختلاف نظر قرارگرفته است، تعدادى از فقها اجراى كامل امر به معروف و نهى از منكر را كه شامل اعمال خشونت و جرح و قتل نيز مىشود از مسئوليتهاى ويژه امام معصوم (ع) دانسته و در عصر غيبت آن را تعطيل و يا موكول به اجازۀ نايب امام (ع) در عصر غيبت كردهاند و نتيجه اين نظريه نوعى تساهل و تسامح در برابر دولت جائر و اجتناب از خشونت و بهكارگيرى سلاح در مقابله با مفاسد حكومتى و ستمگرى حاكمان است.
مقايسۀ دو رويۀ سياسى فقهاى شيعه و عالمان سنى در موضعگيرىهاى سياسى در برابر حاكمان جائر با وجود شباهت تحمل و گريز از درگيرى، دو تفاوت مهم