دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٣٧ - جهاد ابتدايى (و اهداف آن از ديدگاه نهجالبلاغه)
مىدارد. امام صادق (ع) در حديثى مىفرمايد: «رفتار مسالمت آميز امام با دشمنان سفاك خود به خاطر آن بود كه امام مىدانست سرانجام دولت باطل روى كار خواهد آمد و خواست در آينده از روش او پيروى كنند»؛
٢. فريضۀ نهى از منكر: جهاد خود يكى از مصاديق فريضه همگانى نظارت عمومى و تلاش براى سالمسازى محيط زيست از فساد و تباهى و ظلم است. امام در اين زمينه چنين بيان مىكند:
«ايها المؤمنون، انه من رأى عدوانا يعمل به و منكرا يدعى اليه، فانكره بقلبه فقد سلم و برىء، و من انكره بلسانه فقد أجر، و هو أفضل من صاحبه، و من أنكره بالسيف لتكون (كَلِمَةُ اَللّٰهِ هِيَ اَلْعُلْيٰا) و كلمة الظالمين هى السفلى، فذلك الذى اصاب سبيل الهدى و قام على الطريق و نور فى قلبه اليقين». (٢)
«اى مؤمنان حقيقت اين است كه هركسى تجاوز و ستمى را كه انجام مىگيرد و ناپسند و منكرى را كه به سويش دعوت مىشود، مشاهده كند و در دل و انديشه آن را انكار كند و بدان نفرت ورزد، بىشك از اينگونه آلودگىها سالم و دامنش پاك و مبرى خواهد بود. و آن كس كه با زبانش انكار كند، مأجور مىشود و از يار اولى برتر خواهد بود. و كسى كه مسلحانه انكار بورزد تا كلمۀ خدا و نام و آيين و سخن و اراده خدا برترين باشد و نام و كردار و سخن ستمكاران پس گردد، چنين كسى راه هدايت جسته و بر راه راست استوار گشته و در قلبش نور يقين برافروخته است».
از اين سخن امام مىتوان نقطهنظرهاى زير را در رابطه با بعد مسئوليتهاى عمومى جهاد برداشت نمود:
الف - مؤمن بنابر خصلت و انگيزه ايمانش در برابر عملكرد عدوانى و دعوت به منكر نمىتواند موضع بىتفاوت داشته باشد و چنين موضعى مىتواند نشانه فقدان ايمان و نفوذ نفاق باشد؛
ب - نخستين عكسالعمل در برابر دو انحراف فاجعهآميز فوق، (عدوان و دعوت به منكرات) نفرت قلبى است كه نتيجه تحليل فكرى و ارزيابى رويدادها با موازين و ضوابط ارزشهاى مكتبى است. بىشك چنين افكار و نفرت نشانۀ سلامت فكر و منزه بودن از سقوط در جنين گنداب ها است و حاكى از تسليم او در برابر نظام ارزشى مكتبى خواهد بود كه به مقتضاى ايمان آن را پذيرفته است؛
ج - دومين مرحلۀ عكسالعمل مؤمن در چنين شرايطى، بروز حالت قلبى و فكرى او در زبان و گفتارش است كه اين دو از هم تفكيك پذير نيست، مگر در شرايط خاص و استثنايى تقيّه؛
د - در مرحله سوم، مؤمن وقتى شرايط عدوان و فساد را با قدرت زبان و بينش نتوانست دگرگون كند، براى ريشهكن كردن آن دو دست به اقدام قهرآميز مىزند. از نيروى سلاح استفاده مىكند و به روى متجاوزان و هواداران و مسببّين فساد و آلودگىها در جامعه سلاح مىكشد؛
ه - اينچنين مؤمن مجاهدى خود و جامعهاش را هدايت و راه خدا را باز يافته و استقامت و استوارى برخط و راه درست را به اثبات رسانيده و نشان داده است كه قلبش با انوار يقين روشن شده است. حال در چنين شرايطى امنيت و اقامۀ نظام الهى، ايجاد محيط سالم براى شكلگيرى نظام سياسى عادلانه مهيا مىشود.
امام (ع) در پاسخ آنانكه وى را به قدرتطلبى متهم