دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٦٥ - حاكميت
خلوص او خواهد شد، از اين روى در آيۀ ٣٦ سوره محمد، يكى از خصايص پيامبر اكرم كه حاكم مسلمانان جهان است، بىطمعى او به اموال مسلمانان معرفىشده است. بر حاكم لازم است كه در فراخ دستى افراد ملت و همچنين در توسعه اقتصاد مملكت، نهايت مساعى جميله را مبذول دارد. (٩)
فقهاى شيعه در خصوص مشروعيت همكارى با حكومت و حاكمان، اصطلاح حاكم مشروع و دادگر و حاكم جائر را به كار بردهاند، كه حاكم مشروع و دادگر شامل معناى گستردهترى از معناى امام بر حق زمان است. اصطلاح «حاكم عادل» و «حاكم حق» در پارهاى از آراى فقهاى شيعه چون شيخ طوسى به معناى اشارۀ مطلق به امام به كار رفته است. شيخ طوسى، حاكم عامل را كسى توصيف مىكند كه «به آنچه سزاوار و شايسته است دستور مىدهد؛ از آنچه نكوهش آميز است بازمىدارد و چيزها را در جاى درست خود قرار مىدهد (الواضع الأشياء موضعها).» (١٠)
منابع
١ - فرهنگ فارسى عميد ٧٧٣/١؛ ٢ - قرارداد اجتماعى / ٦٩؛ ٣ - تاريخ فلسفه ١٠٧/٦؛ ٤ - همان / ١٠٨؛ ٥ - تاريخ فلسفه ٥٧/٥؛ ٦ - آلعمران / ٢٦؛ ٧ - آلعمران / ٢٦؛ ٨ - احكام قرآن / ٥٦٦؛ ٩ - همان / ٥٦٧-٥٦٦؛ ١٠ - النهايه / ٣٥٦؛ فقه سياسى ٢٦٠/١-٢٥٠.
حاكم شرع
حاكم شرع: حاكم منصوب از جانب خدا بهطور مستقيم يا باواسطه.
به مجتهد جامعالشرايط حاكم شرع گفته مىشود. (١)
حاكم شرع يا حاكم شرعى به كسى گويند كه از جانب خدا براى نظم بخشى و ساماندهى امور بندگان و سرپرستى جامعه در قلمروى اختيارات و ولايت تفويضى از سوى خداوند، گمارده شده باشد، خواه به طور مستقيم، همچون پيامبر اسلام حضرت محمد (ص) يا با واسطه، همچون امامان معصوم (ع) كه توسط پيامبر اكرم (ص) به امامت نصب شدهاند و يا با واسطۀ واسطه مانند نايب خاص يا عام (فقيه جامع شرايط) كه توسط امام معصوم - به نصب خاص يا عام - منصوب شده است.
بيشترين كاربرد عنوان حاكم شرع در كلمات فقها، فقيه جامع شرايط است. (٢) از حدود ولايت حاكم شرع در باب تجارت سخن گفتهاند. (٣)
منابع
١ - مبسوط در ترمينولوژى ١٦١١/٣؛ ٢ - مراه العقول ١٠٧/٢٣-١٠٦؛ حاشيه المختصر النافع / ٥٩؛ كفايه الاحكام ٣٩٣/١؛ الحدائق الناضره ٥٨/١٠ و ٢٦١/١٣؛ كشف الغطاء ١ / ٢٥؛ فرهنگ فقه ١٩٨/٣؛ ٣ - فقه سياسى ٣٠٥/٢.
حاكميت
حاكميت عبارت است از قدرت عاليۀ تصميم گيرى و وضع قوانين و اجراى تصميمات از طرف حكومت يك كشور. حاكميت كشور در درون مرزهاى آن به اجرا درمىآيد. حاكميت خارجى، يعنى حق داشتن روابط با دولتهاى ديگر و اعلان جنگ است. دستگاه حكومتى هر كشور كه از شخص يا هيأت دستهجمعى تشكيل مىيابد، بالاترين قدرت تصميمگيرى سياسى را در كشور دارد و مىتواند تصميمات خود را به عمل