دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٥٧ - پرولتاريا
كامل اصالت مباحث نظرى و انشقاق تام و تمام «نظر» از «عمل»، در فلسفۀ مدرن غربى است.
«پيرس» و پراگماتيسمى كه تأسيس كرده بود، معتقد بود كه «حقيقت يعنى آنچه در عمل سودمند باشد». بدينسان، معيارهاى سودانگارانۀ بورژوايى را، در قلمروى معرفت شناسى، بهطور تام و تمام حاكم كردند. روشن است كه آن چه پراگماتيسم «انديشۀ اصالت عمل» عنوان مىكند، به لحاظ فلسفى به هيچ روى درست نبوده و پايه و اساس عقلانى استوارى ندارد؛ زيرا خيلى وقتها ممكن است، يك نظريۀ تماما غلط و هم آلود، نتايج عملى درستى داشته باشد.
چنانكه دستگاه نجوم بطلميوسى، باوجود عدم انطباق بر واقعيت، در برخى قلمروها، از جمله پيشبينى و محاسبۀ وقوع كسوف و خسوف درست عمل مىكرد و نتيجۀ عملى داشت. يا اينكه يك نظريه ممكن است كه نتايج عملى و كارسازى در كوتاه مدت يا ميانمدت داشته باشد، اما بيان واقعى حقيقت نباشد و عمل بدان در دراز مدت - بر اساس همان نگاه عمل گرايانۀ صرف هم كه بنگريم - آفات و نتايج و تبعات منفى بسيار بزرگترى داشته باشد.
بحث اصلى اين است كه اساسا، تشخيص و تعريف «حقيقت» و معنا و حدود آن در فلسفه، امرى عقلانى و نظرى است و حواله كردن آن به «عمل» و موازين «سودانگارانه»، نتيجۀ بحران تفكر فلسفى و نظرى اومانيستى و انشقاق كامل «نظر» از «عمل» و رويكرد مبتنى بر خود بنيادى نفسانى «اومانيستى» است.
«پراگماتيسم» در اوايل سدۀ بيستم، در جامعۀ آمريكا از رواج و اعتبار بسيارى بهرهمند شد. نظريه پردازهايى نظير «ويليام جيمز» (١٩١٠ ميلادى) و «جان ديويى» (١٩٥٢ ميلادى) از پيروان معروف «پراگماتيسم» بودند و اين رويكرد را در قلمروهاى مختلف، بسط دادند. «جان ديويى» بر پايۀ نظريۀ «اصالت عمل سودانگارانه» (پراگماتيسم)، نظام آموزش پرورش ايالات متحده آمريكا را در مسير غايات سودانگارانه و عملى مدرنيستى، دگرگون كرد.
آراى پراگماتيستها - كه از مظاهر انحطاط فلسفه و تفكر نظرى، در واپسين دوران اومانيسم هستند - در روانشناسى، جامعهشناسى و تعليم و تربيت دهههاى ٤٠ و ٥٠ سده بيستم آمريكا، نفوذ بسيارى يافت، اما مبانى تئوريك آن دهه ها است كه مورد انتقادهاى سخت قرارگرفته و از اعتبار افتاده است.
منابع
١ - فرهنگ جامع سياسى / ٩١-٩٠؛ ٢ - فرهنگ سياسى / ٨٠-٧٨؛ ٣ - تاريخ فلسفۀ غرب / ١٥٢.
پرولتاريا
پرولتاريا، [از Proletarius ، در زبان لاتين، به معناى فرزندمند، از Proles به معناى فرزند]، اين كلمه، نخست در امپراتورى روم، در سده ششم پيش از ميلاد، پديدار شد. در آن زمان به موجب قانون، زمينداران و ديگر طبقات بايد با پرداخت ماليات يا خدمت سربازى به دولت خدمت كنند، و آنان كه چيزى نداشتند تا به دولت بپردازند، بايد فرزندان خود را به خدمت دولت بفرستند.
اين كلمه در سده دوم مسيحى به فراموشى سيرده شد و در سدههاى پانزدهم و شانزدهم به معناى مردمى كه زمين خود را از كف داده و تنها با نيروى كار خود