دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٥٥ - استسلام
آنان و برخوردارى از مواهب آزادى آينده گان خواهد بود.» (٣٦) اسراى جنگى بايد در هر صورت، تا تصميم نهايى دربارۀ آنها گرفته شود، از امنيت و معاش لازم برخوردار باشند. على (ع) مىفرمود: اطعام اسير و احسان نمودن به وى حق واجب او است گرچه مستحق اعدام باشد. (٣٧ و ٣٨)
منابع
١ - المبسوط فى فقه الاماميه ١٢/٢؛ ٢ - همان / ٢٠، ٣ - محمد / ٤؛ ٤ - المبسوط ٢٠/٢؛ ٥ - مائده / ٣٣، ٦ - جواهر الكلام ١٢٣/٢١؛ ٧ - انفال / ٦٧؛ ٨ - سنن بيهقى ٦٨/٩، نيل الاوطار ١٤١/٨ و جامع الاحاديث ١٧٦/١٣؛ ٩ - سنن بيهقى ٧٨/٩؛ ١٠ - جواهر الكلام ١٢٠/٢١؛ ١١ - تاريخ طبرى ٦١/٣؛ ١٢ و ١٣ - جواهر الكلام ١٢٢/٢١؛ ١٤ - آثار الحرب فى الاسلام / ٤٣١؛ ١٥ - همان / ٤٣٢؛ ١٦ - توبه / ٥؛ ١٧ - محمد / ٤؛ ١٨ - الناسخ و المنسوخ فى القرآن، نحاس / ٢٢٠ و الاموال / ١٢٨، ١٩ - آثار الحرب فى الاسلام / ٤٣٦؛ ٢٠ - محمد / ٤، ٢١ - نيل الاوطار ٣٠٥/٧ و الناسخ و المنسوخ فى القرآن نحاس / ٢٢١؛ ٢٢ - لسان الميزان ٣٢٤/٦ و سبل السلام ٤٥/٤ به بعد؛ ٢٣ - آثار الحرب فى الاسلام / ٤٤٤، ٢٤ - المبسوط ٢٤/١٠ و شرح السير الكبير ٢٦٤/٢؛ ٢٥ - البدايع ١١٩/٧ به بعد و تفسير جصاص ٣٩٤/٣؛ ٢٦ - آثار الحرب فى الاسلام / ٤٥٣؛ ٢٧ - فتح القدير ٤٠٦/٤ و شرح موطأ ٣٧٥/٨، ٢٨ - المهذب ١٣٦/٢ و المغنى ٣٨٥/٨؛ ٢٩ - آثار الحرب فى الاسلام / ٤٦٠؛ ٣٠ - سنن بيهقى ٣٢٤/٦ و الاموال / ١٢١؛ ٣١ - وسائلالشيعه ٦٥/١١؛ ٣٢ - در آيه ١٧٧ سوره بقره («وَ فِي اَلرِّقٰابِ») به عنوان يكى از مصارف زكوة به صراحت آمده است؛ ٢٣ - جواهر الكلام ١٢٢/٢١؛ ٣٤ - محمد / ٤؛ ٣٥ - تذكره الفقها ٤٢٤/١؛ ٣٦ - همان / ١٣١؛ ٣٧ - وسائل الشيعه ١٨ / باب ١٥ از ابواب جهاد و جواهر الكلام ٨١/٢١ و ١٤٨؛ ٣٨ - فقه سياسى ٢٢٢/٦-٢٢١ و ٢١٢-٢٠٦.
استسلام
استسلام به معناى تسليم شدن و خود را در اختيار دشمن قرار دادن است و فقها در كتب فقهى از آن در باب جهاد و حدود سخن گفتهاند. فقهاى شيعه اغلب به مسئلۀ استسلام، پرداخته و در شرايط عدم موازنه قدرت جبهۀ اسلام با جبهۀ دشمن، به بررسى جواز و يا عدم جواز فرار از جبهه و انصراف از جنگ نيز توجه داشته و بيشتر، ميزان و حد ثبات و ايستادگى در جهاد را بررسى كردهاند، اما از لابهلاى اين بحثها بهطور ضمنى مسئلۀ استسلام را رد كردهاند.
حالات مختلفى كه در اين زمينه مورد بحث قرار گرفته، به قرار زير است:
١. جبهۀ اسلام قوى و جبهه دشمن در مقايسه با آن ضعيف باشد، در اين صورت بنا بر عموم و صراحت آيۀ (يا أَيُّهَا اَلَّذِينَ آمَنُوا إِذٰا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبٰارَ). (١) ايستادگى، مقاومت و ادامۀ جهاد واجب است و هر عملى جز اين، جايز نيست. فرار از جنگ در اين آيه بدان جهت تحريم شده تا ثبات و ايستادگى در جنگ انجام پذيرد و در واقع مفاد مفهوم اين آيه همان منطوق آيۀ (إِذٰا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُوا) (٢) است.
بىشك مفهوم آيۀ اول اين نيست كه جز فرار، ساير راههاى انصراف از جهاد جايز است و تنها فرار از جبهه حرام خواهد بود. با اين توضيح روشن مىشود كه