دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٣٦ - جهاد ابتدايى (و اهداف آن از ديدگاه نهجالبلاغه)
طٰائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ كٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِينَ). (٣)
«اين حقيقت است كه فرعون در زمين با سلطهجويى و قدرتطلبى به اوج رسيده و ملتش را گروهگروه نموده و گروهى از آنها را به استضعاف كشانيد، و فرزندانشان را مىكشد و زنانشان را زنده مىدارد او از مفسدان شده است».
(وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِينَ). (٤)
«ما اراده كرديم كه بر مستضعفين زمين منت گذارده و آنها را پيشوايان و وارثين زمين قرار دهيم»؛
٣. كمك و يارى دادن و همراهى با نهضتهاى آزاديبخش و مستضعفانى كه در سراسر جهان براى نجات خود در برابر استكبار و ستم جهانى مىجنگند:
(وَ مٰا لَكُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ اَلْقَرْيَةِ اَلظّٰالِمِ أَهْلُهٰا). (٥)
«شما را چه مىشود كه در راه خدا نمىجنگيد و آن مستضعفانى كه از مردان و زنان و فرزندان (جوانان) كه مىگويند خدايا، ما را از اين سرزمين كه مردمش جنايتكارند نجات بده». (٦)
منابع
١ - بقره / ١٩٣؛ ٢ - انفال / ٣٩؛ ٣ و ٤ - قصص / ٤ و ٥؛ ٥ - نساء / ٧٥؛ ٦ - فقه سياسى ٢٦٢/٥-٢٦١.
جهاد ابتدايى (و اهداف آن از ديدگاه نهجالبلاغه)
اهداف جهاد ابتدايى بر اساس نهجالبلاغه عبارتند از:
١. حاكميت حق: در ديدگاه امام على (ع) مبارزۀ مداوم حق و باطل، اساس و هدف اصلى جهاد است:
«اما و الله ان كنت لفى ساقتها حتى تولت بحذافيرها: ما ضعفت و لا جبنت و ان مسيرى هذا لمثلها فلا نقبن الباطل حتى يخرج الحق من جنبه». (١)
«سوگند به خدا من در اين كاروانى كه رسول خدا پيشوايى و رهبريش مىنمود، مانند كسى بودم كه در آخرين قسمت كاروان مراقب صف منظم و حركت موزون كاروان است و آن را فرماندهى مىكند». رسول خدا پيشاپيش، به اين كاروان بشرى در مسير هدايت، جهت و حركت مىداد و امام در پشت سر، حركت كاروان را كنترل و نظام مىبخشيد.
امام (ع) اين مطلب را از آن جهت مطرح مىكند كه زمان امامت خود را دنبالۀ زمان رسالت پيامبر (ص) مىداند و حركت فعلى خود را در برابر مخالفينش ادامه همان حركت و در همان جهتى مىداند كه در زمان رسول خدا و در جبهۀ اسلام در مقابل مشركين براى خود اتخاذ كرده بود. همانطوركه امامت تداوم رسالت است. جبهۀ امام نيز تداوم جبهۀ پيامبر مىباشد و به همين دليل، جبهۀ دشمنان اسلام نيز ادامۀ راه كسانى است كه در برابر رسول خدا موضع خصمانه داشتند.
امام (ع) در باطن و حقيقت، راه دشمنانش را كه بر او شوريده و ياغى شدهاند، تداوم راه شرك ابوسفيان ها و ابوجهل ها مىداند، ولى به دليل احترام به انتسابشان به اسلام - گو اينكه رابطه منافقانه باشد - در عمل تلاش خود را در درگيرى با آنان، در پراكنده كردن و به هم زدن تشكلشان محصور مىكند و سربازان را از دست زدن به اموال آنها و اسير گرفتن زنان و كودكانشان باز