دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٢٥ - جهاد (و قلمروى آن)
تقسيم مىشود، ولى در اقسام ديگر صرف امور دفاعى مىشود؛
م - استفاده از سلاحهاى شيميايى و شبيخون زدن و غافلگيرى در اين نوع جهاد شايسته نيست، ولى در انواع ديگر اين نوع محدوديتها وجود ندارد؛
ن - اگر جهاد به معناى پنجم بدون اجازه امام معصوم (ع) باشد، غنايم آن متعلق به امام (ع) است. (٢)
منابع
١ - كتاب جهاد، باب اول، مبحث اول؛ ٢ - فقه سياسى ٢٨٤/٥-٢٨٣ و ٣٥٦-٣٥٤.
جهاد (و دستورات آن)
در متون روايى و مباحث فقهى، دستورات و فرامين نظامى اسلام در رابطه با جهاد در سه شكل متفاوت ديده مىشود كه از مجموع آنها مىتوان اصول و مقررات حاكم بر جهاد را به دست آورد.
الف - دستور العملهايى كه در قالب اوامر مشخص بيانشده و خط مشىهاى اصولى جهاد را ترسيم مىكنند، مانند آيۀ: (إِذٰا لَقِيتُمُ اَلَّذِينَ كَفَرُوا زَحْفاً فَلاٰ تُوَلُّوهُمُ اَلْأَدْبٰارَ) (١) كه بهطور صريح اصل پايدارى و اجتناب از فرار و پشت به جبهه كردن را دستور مىدهد و حديث: «اذا لقيتم عدوا فادعوهم الى الاسلام» (٢) كه اصل راهبردى دعوت را قبل از آغاز به جنگ بيان مىكند؛
ب - اصولى كه در قالب سيره عملى پيامبر اكرم (ص) و ائمه (ع) تبيين شده و در حقيقت از سيره نظامى معصومين (ع) استخراج مىشود مانند آيۀ: (مٰا كٰانَ لِنَبِيٍّ أَنْ يَكُونَ لَهُ أَسْرىٰ حَتّٰى يُثْخِنَ فِي اَلْأَرْضِ) (٣) كه در قالب سيره پيامبر (ص) اصل مربوط به زمان و مكان اسير گرفتن از دشمن را بيان مىكند و نيز حديث ابن عباس «ما قاتل رسول الله (ص) قوما قط الادعاهم» (٤) كه اصل مربوط به دعوت قبل از آغاز جهاد را مقرر مىدارد؛
ج - مقرراتى كه از راه نهى صريح در قرآن و سنت آمده، كه ما در اين بحث از آنها به عنوان عمليات ممنوع و مقررات منهيه نام مىبريم و بخش عمده قواعد و اصول جنگى جهاد را همين قسمت تشكيل مىدهد مانند آيۀ: (وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اَلْأَعْلَوْنَ) (٥) كه اصل نفى سازش و خفت پذيرى را بيان مىكند و حديث: «لا تهد من بناء و لا تقتلوا إمرأة و لا وليدا و لا شيحا». (٦)
در ميان اين سه دسته از منابع فقهى اصول و قواعد جنگ در اسلام، بيشترين بخش مربوط به دستۀ سوم است. (٧)
منابع
١ - انفال / ١٥؛ ٢ - الاسير / ٢٨؛ ٣ - انفال / ٦٧؛ ٤ - نيل الاوطار ٢٣٠/٧ و مجمع الزوائد ٣٠٤/٥؛ ٥ - آلعمران / ١٣٩؛ ٦ - جامع الاحاديث الشيعه ١١٦/١٣، سنن بيهقى ٦ / ٥٩، كنزالعمال ٢٣٣/٤، شرح ابن ابى الحديد ٣٣١/٤ و ٣٦٥/٣ و ٤٠٤؛ ٧ - فقه سياسى ٣٩/٦-٣٨.
جهاد (و قلمروى آن)
در مباحث فقهى، احكامى درباره قلمروى سرزمينهاى جنگى و جبهۀ جنگ وجود دارد. معمولا بين منطقۀ جنگى و جبهۀ جنگ فراق وجود دارد و جبهۀ جنگ در قسمتى از منطقۀ جنگى كه محل درگيرى است، قرار مىگيرد.