دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨٢ - اسلام (و طرح سه مرحلهاى)
از مجموع اين مباحث، نتيجه گرفته مىشود كه مكتب اسلام داراى يك سرى قوانين و احكام سياسى، اجتماعى، اقتصادى، نظامى و... است. كه جز با تشكيل حكومت اسلامى قابل تحقق نيست، پس، تشكيل حكومت اسلامى منحصر به زمان و مكان خاص نيست بلكه الى الابد است و جامعيت اين مكتب و جاودانگى آن بيانگر لزوم تشكيل حكومت اسلامى خواهد بود.
حاكم اسلامى موظف است تمام دستورها و احكام اسلام را اجرا كند. اجراى شريعت از وظايف حكومت اسلامى مىباشد.
امام (ره) رابطۀ اسلام و سياست را با تفسيرهاى عقلانى، حكومتى و فقهى بيان مىكنند و سياست را با ماهيت اسلام مرتبط مىكند و آن دو را غير قابل تفكيك مىشمارد. (٣١ و ٣٢)
منابع
١ - ولايتفقيه / ٣ و ٤؛ ٢ - همان / ٥ و ٦؛ ٣ - همان / ١٤؛ ٤ - همان / ١٤؛ ٥ - همان / ٦؛ ٦ - همان / ١٨ و ١٩؛ ٧ - همان / ٣٠، ٨ - حج / ٤١؛ ٩ - نهجالبلاغه / نامه ٥٣؛ ١٠ - توبه / ١٠٣؛ ١١ - توبه / ٦٠؛ ١٢ - وسايل الشيعه ٣٤/٦؛ ١٣ - همان ١٥/٨؛ ١٤ - نهجالبلاغه / خطبه ١؛ ١٥ - آلعمران / ٩٧؛ ١٦ - نهج البلاغه / نامه ٦٧؛ ١٧ - توبه / ٧٣؛ ١٨ - انفال / ٦٥؛ ١٩ - وسائل الشيعه ٩/١١؛ ٢٠ - انفال / ٦٠؛ ٢١ - مبانى فقهى حكومت اسلامى / ٢٦؛ ٢٢ - همان / ٢٣٨؛ ٢٣ - همان / ٢١٨؛ ٢٤ - نهجالبلاغه / نامه ٥٣؛ ٢٥ - نهجالبلاغه / حكمت ٣١؛ ٢٦ - نهجالبلاغه / حكمت ٣٧٤؛ ٢٧ - حج / ٤؛ ٢٨ - نهجالبلاغه / حكمت ٣٧٤؛ ٢٩ - تهذيب الاحكام ١٨٠/٦؛ ٣٠ - مستدرك ٤٣٢/٢؛ ٣١ - رساله حكومت اسلامى يا ولايت فقيه / ١٧-٣؛ ٣٢ - فقه سياسى ٣٣٣/١٠.
اسلام (و طرح سه مرحلهاى)
اسلام در رابطه با مسائل جهانى بهطور واقعگرايانه به شرايط وجود مليتها و دولتها و نياز به تمهيدات فراوان براى استقرار نظام ايده آل توجه كرده و طرح سه مرحلهاى را مطرح كرده است:
١. طرح نخستين همان ارتباطات بينالمللى و بهرهگيرى از قواعد حقوقى عادلانه در روابط ملتهاست. اسلام در اين مرحله كه اغلب با شرايط استقرار مليتها و دولتها همراه است، پيروى از نظام حقوقى بينالملل مبتنى بر عرف و قراردادهاى بينالمللى را لازم مىشمارد و از مشاركت فعال ملتها در سازمانهاى بينالمللى بر اساس طرح برابرى و حق و عدالت و احترام متقابل استقبال مىكند. مفهوم اين طرح، برتر از ارزش يك تاكتيك است، كما اينكه به معناى سازش و از دست دادن خصلت مبارزه نيست؛
٢. اسلام با بهرهگيرى از دو راهبرد دعوت و جهاد براى آگاهسازى و رهايى بخشى ملتها و از ميان بردن استكبار و آثار آن در مرحلۀ دوم، از تز تشكيل حكومت جهانى واحد، و تأسيس يك نهاد حقوقى و حقوق اساسى بينالملل دفاع مىكند، و اين طرح به معناى رسيدن به ايستايى و يا هضم و ذوب شدن در يك تشكيلات سياسى جهانى نيست؛
٣. در مرحله سوم در روند حركت به سوى همگونى در فكر و عقيده و آرمان با ادامه راهبرد دعوت و جهاد در نهايت زمينه براى اجراى طرح جامعه واحد جهانى و تشكيل امت همگون و امامت شايسته فراهم مىشود، و طرح آرمانى اسلام در درازمدت جامه عمل به خود