دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١٨ - مقدمه
مانند مجلس شوراى اسلامى - كه اعضاى آن با رجوع به آراى عمومى انتخاب مىشوند - قوانين ثابت در شريعت نداشته باشد، وضع مىكند (٢) بسيارى، آراى عمومى را همان افكار عمومى منطبق با دموكراسى غربى يا ليبراليسم مىدانند و برخى آراى عمومى را به وجدان بيدار ملت يا به دادگاه فاقد قوه قضايى تشبيه مىكنند و گاه نيز آن را ضمير باطنى مردم و قدرت سياسى گمنام مىنامند.
در قانون اساسى جمهورى اسلامى آراى عمومى آن سلسله از افكار بررسى شدهاى است كه به نظر و آگاهى و اعتقاد مردم منتهى شده و مردم به آن راى داده باشند.
از آنجا كه در جامعۀ اسلامى ايمان به اصول و ارزشهاى اسلامى پايههاى اصلى تفكر جامعه را تشكيل مىدهد، اشتراك فكرى و توافق در رأى امرى طبيعى است و در چنين جامعۀ توحيدى بهآسانى مىتوان به پاسخ اين پرسش رسيد كه آراى عمومى چگونه تشكيل مىشود و از كجا سرچشمه مىگيرد؟
عمدهترين مسئلهاى كه ممكن است اشتراك فكرى را در جامعۀ توحيدى اسلامى خدشهدار كند احساسات بىمنطق و شايعات و مسائل در گوشى و تيترهاى درشت روزنامهها و تبليغات رسانههاى گروهى و نيز تبليغات حرفهاى گروهى و جريان هاى انحرافى احزاب و جمعيت هاست. زيرا گاه امواج افكار ناشى شده از اين راهها غير منطقى به قدرى سهمگين است كه تشخيص آن با آراى عمومى بسيار دشوار است و وجدان عمومى و آراى حقيقى ملت در برابر آن غير مقاوم و به آسانى آسيبپذير است. به همين دليل است كه ويژگى اتكاى به آراى عمومى در نظام جمهورى اسلامى با اصل هشتم كه دعوت به خير و امر به معروف و نهىازمنكر است توأم شده است.
آسيبپذيرى عقايد و آراى عمومى در برابر احساسات و تبليغات و موجهاى انحرافى موجب آن شده كه براى تشخيص آراى واقعى مردم و عمق يابى افكار و عقايد، تكنيكهاى مختلفى به كار گرفته شود.
در اصل ششم قانون اساسى دو راه براى تشخيص آراى عمومى پيشبينىشده:
١. انتخابات كه در مورد انتخاب رييس قوه مجريه و نمايندگان قوه مقننه و اعضاى شوراها و نظائر آن به كار مىرود؛
٢. همهپرسى و رفراندوم كه در موارد پيشبينىشده در قانون اساسى اجرا مىشود.
گرچه جرائد و احزاب و بيشتر قدرتطلبان همواره مدعى آنند كه زبان مردمند و سخنگوى افكار عمومى هستند و ديدگاهشان نشانگر وجدان آگاه ملت و آراى عمومى است و از اين شيوه به عنوان راهى براى مختل كردن افكار عمومى و تزلزل و اضطراب در وجدان و ضمير باطنى مردم استفاده مىكنند، ولى اين حقيقت را نمىتوان انكار كرد كه گاه در يك جامعه مىتوان ديد كه شخصيت برجستهاى از ميان مردم مىجوشد و چون قطره خود را در اقيانوس انسانها حل مىكند و به دليل شناخت صحيح و صادقانهاى كه از مردم خود دارد و اعتمادى كه مردم نسبت به او ابراز مىدارند، زبانش سخنگوى مردم و بيانش نشانگر خواست و ضمير باطنى و بالاخره رأى او نشانۀ افكار و آراى عمومى است.
بىشك رهبر انقلاب اسلامى حضرت امام خمينى (قدس سره) در كشور ما نمونۀ بارز و فرد شاخصى از