دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٨٧ - انديش١٧٢٨ تعطيل
٣٥. غم و شادى بازتاب دو حالت آگاهى و اعتبار و يادآورى موطن اصلى و نيز غفلت و مشغول شدن به تاريكىهاى زندگى و آثار حيات دنيوى است، انسان آگاه هرگز براى دنيا حزين نمىشود و بدان حسرت و افسوس نمىخورد (لِكَيْلاٰ تَحْزَنُوا عَلىٰ مٰا فٰاتَكُمْ وَ لاٰ مٰا أَصٰابَكُمْ) (٤١) و همواره خود را برتر از رويدادهاى زودگذر مىبيند (وَ لاٰ تَهِنُوا وَ لاٰ تَحْزَنُوا وَ أَنْتُمُ اَلْأَعْلَوْنَ)؛ (٤٢)
٣٦. انسان داراى حالات متفاوتى مانند خشم و بردبارى، رضا و سخط، انشراح و ضيق صدر است كه بايد مورد هركدام را بشناسد و از اين انگيزهها به موقع استفاده كند؛
٣٧. انسان موجودى جامعه گراست و اين صفت از حالت توانايى او بر استخدام ناشى مىشود و از آن ناگزير است (إِنَّ هٰذِهِ أُمَّتُكُمْ أُمَّةً وٰاحِدَةً وَ أَنَا رَبُّكُمْ فَاعْبُدُونِ). (٤٣) و در نخست هم اينچنين بوده است (كٰانَ اَلنّٰاسُ أُمَّةً وٰاحِدَةً)؛ (٤٤)
٣٨. اختلاف در ميان انسانها زاييده زندگى اجتماعى روح استثمار، استعمار و استخدام اوست (لاٰ يَزٰالُونَ مُخْتَلِفِينَ ^ إِلاّٰ مَنْ رَحِمَ رَبُّكَ وَ لِذٰلِكَ خَلَقَهُمْ). (٤٥)
بدون شناخت صحيح انسان و بدون توجه به اين واقعيتها كه در هويت انسانى نقش اساسى را بر عهده دارد و صرفنظر از آنچه كه گفته شد، انسان بودن انسان را مشخص مىكند و اصول ياد شده كه بر روابط وى حاكم است، رهبرى انسانها و اصول و ضوابط آن قابل تبيين نبوده و خصلت اسلامى نخواهد داشت. (٤٦)
منابع
١ - اسراء / ٧٠؛ ٢ - حجرات / ١٣؛ ٣ - انشقاق / ٦؛ ٤ - حجر / ٢٩؛ ٥ - مؤمنون / ١٤؛ ٦ - يونس / ١٩؛ ٧ - روم / ٢٢؛ ٨ - كهف / ٢٩؛ ٩ - احزاب / ٧٢؛ ١٠ - صافات / ٢٤؛ ١١ - حجرات / ١٣؛ ١٢ - مدثر / ٣٨؛ ١٣ - مدثر / ١٨؛ ١٤ - سبا / ٤٦؛ ١٥ - قيامه / ١٤؛ ١٦ - حشر / ١٩؛ ١٧ - نحل / ١٢١؛ ١٨ - اسراء / ٧٠؛ ١٩ - بقره / ٣٠؛ ٢٠ - هود / ٦١؛ ٢١ - بقره / ١٥٥؛ ٢٢ - انشقاق / ٦؛ ٢٣ - رعد / ٢٨؛ ٢٤ - بقره / ٣١؛ ٢٥ - روم / ٣٠؛ ٢٦ - شمس / ٧ و ٨؛ ٢٧ - قيامه / ٢؛ ٢٨ - جاثيه / ١٣؛ ٢٩ - ذاريات / ٥٦؛ ٣٠ - حشر / ١٩؛ ٣١ - ق / ٢٢؛ ٣٣ - بقره / ٣٤؛ ٣٣ - انبياء / ٧٣؛ ٣٤ - بقره / ٢٨؛ ٣٥ - لقمان / ٩؛ ٣٦ - احزاب / ٧٢؛ ٣٧ - فصلت / ٣؛ ٣٨ - نساء / ٨؛ ٣٩ - يوسف / ٤٤-٤٣؛ ٤٠ - يوسف / ٣٦؛ ٤١ - آلعمران / ١٥٣؛ ٤٢ - آلعمران / ١٣٩؛ ٤٣ - انبياء / ٩٢؛ ٤٤ - بقره / ٢١٣؛ ٤٥ - هود / ١١٩-١١٩؛ ٤٦ - فقه سياسى ١٣١/٦-١٢٦.
انعطافپذيرى
يكى از سرفصلهاى مطرح در بحث روابط كشورها و جهاد اسلامى نرمخويى و انعطافپذيرى است.
روش انعطافپذيرى از شيوههاى برخورد با دشمن بوده و در روابط بينالمللى به عنوان يك سياست راهبردى نه تاكتيكى نقش مهمى را در ثبات و تداوم صلح ايفا مىكند.
هنگامىكه سياستگذاران تحت فشارهاى شديد به تصميم گيرىهاى مهمى مىپردازند، انعطافپذيرى اصولى مىتواند در حل بسيارى از بحرانهاى منطقهاى يا بينالمللى تأثير تعيين كنندهاى داشته باشد.
با توجه به مفاد مطلق و غير مشروط آيه: (وَ إِنْ جَنَحُوا لِلسَّلْمِ فَاجْنَحْ لَهٰا وَ تَوَكَّلْ عَلَى اَللّٰهِ) (١) چنين استنباط مىشود كه سياست انعطافپذيرى چه در