دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٣٢٧ - امنيت جمعى
١٣. پاداش تقوا، امنيت درروز سرنوشت است: انما هى نفسى اروضها بالتقوى لتاتى امنة يوم الخوف الاكبر؛
١٤. هدف از اقامه حكومت و برپائى نظام سياسى مبتنى بر قوانين وحى، تأمين امنيت است: فيامن المظلومون من عبادك. (١٩ و ٢٠)
منابع
١ - مفردات راغب / ٢٦؛ ٢ - اصول كافى ٣٣٦/٢-١ و شرح آن در مرأة العقول، ج ٧ و ٨ و ٩؛ ٣ - مفردات راغب / ٢٦؛ ٤ - انفال / ٧٢؛ ٥ - نساء / ٥٨؛ ٦ - بقره / ١٢٥؛ ٧ - قصص / ٥٧؛ ٨ - آلعمران / ٩٧؛ ٩ - نحل / ١١٢؛ ١٠ - حجر / ٤٦، ١١ - انعام / ٨١؛ ١٢ - نور / ٥٥ و فتح / ٢٧؛ ١٣ - آل عمران / ١٥٤ و يوسف / ٩٩؛ ١٤ - نهجالبلاغه / خ ١٠٦؛ ١٥ - همان /خ ١٩٢، ١٦ - همان / ن ٥٣؛ ١٧ - همان، كلمات قصار، شما ره ٨٨، ١٨ - همان / ن ٤٥؛ ١٩ - همان / خ ١٣١؛ ٢٠ - فقه سياسى ٣٦٥/٣-٣٦٣.
امنيت (و عوامل تهديد كنندۀ آن)
در نصوص اسلامى از عواملى چون «محاربه» و «بغى» و «طاغوت» و «استكبار» و «فتنه» و «ظلم» و «ارهاب» و «ملاء» به عنوان سازوكارهاى نا امنى نامبرده شده كه هركدام از آنها بخشى از حقوق عمومى و آزادىها را در جامعه تهديد مىكند جامعترين عنوان در اين ميان، واژه فتنه است كه هم در قرآن و هم در ديگر نصوص اسلامى از آن به عنوان عوامل مؤثر در تهديد امنيت ياد شده است.
همچنين اسلام، ظلم، تعدى، اجبار، تهديد و ارعاب را از عوامل تهديدكننده امنيت دانسته، به گونهاى كه هر چهار عمل نامبرده را نهتنها تحريم و بهشدت از آن نهى كرده، بلكه از آنها به عنوان جرايم قابل تعقيب و موجب مجازات بينالمللى ياد كرده است.
منبع
فقه سياسى ٣٨٠/٣، ٣٩٥، ٤٠٢ و ٤٠٧.
امنيت جمعى
بىشك امنيت حالتى نيست كه با فعاليت فردى و يا يكجانبه تحقق پذيرد، بلكه در اين راه تشريك مساعى افراد ملت براى تأمين امنيت ملى و مشاركت و همكارى ملتها در تأمين امنيت جهانى ضرورتى است اجتنابناپذير كه هر فرد و هر ملت بايد براى برخوردارى خود و ديگران از اين موهبت نقشى را بر عهده گرفته و سهمى از مسئوليت آن را پذيرا باشد، در اين صورت مىتوان گفت امنيت جمعى تحقق پيدا كرده است.
از آنچه كه در زمينه ارزش امنيت از ديدگاه اسلام آورديم، ضرورت تأمين و تضمين امنيت از ديدگاه اسلام روشن مىشود. اكنون بايد ديد، اسلام براى استقرار امنيت جمعى چه فرضيههايى را از پيش مطرح كرده است. پيشفرض هايى كه امنيت جمعى بر اساس آنها مىتواند قابل تضمين باشد:
١. اصل تكيه بر قدر مشتركها كه يكى از مهمترين اصول و مبانى دعوت و روابط بينالملل در اسلام است (١) كه بر اساس آن امنيت جمعى مىتواند شكل بگيرد و پيوستگى آن تضمين شود. زيرا اگر، اين فرضيه را كه همۀ دولتها به يك اندازه در ايجاد امنيت نفع دارند، به صورت مطلق نپذيريم، و به دليل انگيزهها و