دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ١ - فهرست
[آ]
آئين دادرسى← آيين دادرسى
آئين قانونگذارى← آيين قانونگذارى
آبهاى عمومى
آبهاى عمومى: آبهاى مشترك ميان همه. به آبهاى طبيعى جارى درسطح زمين كه ملك كسى نيست و همگان در بهرهبردارى از آنها يكسانند - مانند درياها، نهرهاى بزرگ، چشمهها و آبهاى فراهم آمده از برف و باران - آبهاى عمومى گفته مىشود و از آن در باب انفال و احياى موات سخن رفته است.
آبهاى عمومى از مشتركات است و حيازت كننده آن به قصد تملك، بلكه بنابر قول برخى، بدون قصد تملك نيز مالك آن مىشود (١) در اينكه جريان آبهاى عمومى در جوىهاى شخصى موجب ملكيت مالك آنها مىشود يا موجب حق اولويت، اختلاف است. قول اول، مشهور است. (٢) خريدوفروش آب حيازت شده، با وزن يا پيمانه و يا مشاهده، جايز است.
براى آبيارى زمينهايى كه مشروب كردن همۀ آنها از نهر يا چشمه در يكزمان ممكن نيست، ابتدا زمين نزديك به دهانۀ نهر بهاندازه نياز و سپس زمينهاى ديگر به ترتيب نزديك بودن آنها به نهر يا چشمه، آبيارى مىشوند. (٣)
منابع
١ - جواهر الكلام ١٢٤/٣٨، ١٢٦ و ١٣١؛ ٢ - فرهنگ فقه ١١٥/١، ٣ - فقه سياسى ١٣٤/٧.
آتشبس
آتشبس: پيمان موقت صلح ميان مسلمانان و كافران.
آتشبس پيمانى است كه براى ترك جنگ در مدتى معين - خواه با گرفتن عوض و امتياز، يا بدون آن - ميان مسلمانان و كافران منعقد مىشود. از آتشبس كه هدنه، مهادنه، معاهده و مواعده ناميده مىشود (١) در باب جهاد بحث شده است. آتشبس با حصول شرايط آن جايز است در وجوب آتشبس هنگام نياز مسلمانان به آن، اختلاف است. (٢)
عقد: پيمان آتشبس با آنچه بر انشاى آن دلالت كند، اعم از لفظ و فعل، مانند اشاره، منعقد مىشود. (٣)
شرايط: جواز و صحت قرارداد آتشبس منوط به تحقق شرايط زير است:
١ - وجود مصلحت: آتشبس، تنها در صورت وجود مصلحتى همچون ضعف مسلمانان و نياز آنان به زمان براى تقويت نيرو، اميد به مسلمان شدن كافران و مانند آن جايز است، ٢ - تعيين مدت: آتشبس بدون تعيين مدت؛ آغاز و انجام آن، باطل است، مگر اينكه امام (ع) در فرض عدم تعيين مدت، شرط كند كه در هر زمان حق نقض آن را داشته باشد، كه در اين صورت، عقد، صحيح است. (٤)
آتشبس در موقعيت توانمندى مسلمانان تا چهار ماه جايز است و بيش از يك سال جايز نيست. در جواز آن بيش از چهار ماه و كمتر از يك سال با مراعات اصلح و يا عدم جواز آن، حتى در صورت اصلح بودن آتشبس، اختلاف است. در موقعيت ضعف مسلمانان، مدت آتشبس منوط به نظر امام (ع) يا نايب او است؛ هرچند مدت را ده سال يا بيشتر قرار دهد. البته به قولى، بيش از ده سال جايز نيست؛ (٥)
٣ - حضور امام يا نايب او: آتشبس، تنها به وسيلۀ امام يا نايب او بسته مىشود؛ اما بنا بر تصريح برخى، نقض اتش بسى كه به وسيله حاكم ستمگر كشور اسلامى با كافران بسته شده، جايز نيست. (٦)