دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩٩ - حق انسان (در برابر جهان)
و شركت فعال در پيشبرد كشور و افزايش مهارت و ابتكار را داشته باشد.
تأمين و تضمين چنين جوى نياز به محيط زيست با تعريفى متمايز از آنچه كه امروز در دنيا از آن ياد مىشود دارد. در اين تعريف جديد بايد سلامت روحى، فكرى، و جسمى آحاد جامعه و سلامت فرهنگى، اقتصادى، سياسى و اجتماعى جامعه را بر موارد منظور از سلامت مادى محيط زيست افزود. ولى از آنجا كه متولى حفظ ساير موارد سلامت محيط زيست نهادها و سازمانهاى ديگر هستند در اصطلاح، مفهوم محيط زيست به معناى كوچك و سلامت مادى محيط زيست اختصاص يافته است.
امروز بزرگترين دشمن محيط زيست، صنعت و فناورىهاى توليدى است كه ضرر و زيان آن تا اوج لايۀ اوزن هم پيشرفته است، به طورى كه در آينده نزديك، بشريت بر سر دوراهى چشمپوشى از صنعت و فناورى آلاينده و رويكرد به زندگى طبيعىتر و يا تحمل نقض مستمر حقوق عمومى در خصوص سلامت محيط زيست به ويژه در مورد نسلهاى آينده قرار خواهد گرفت، به دليل تعابير و تعاريف مختلفى كه از محيط زيست ارائه مىشود، مىتوان به جاى آن از حق بهداشت سخن گفت. هر فرد بهطور طبيعى و بر اساس قاعده نفى ضرر حق دارد كه از بهداشت و سلامت در امور زير برخوردار باشد.
بهداشت و سلامت پدر و مادر، تغذيه، مواد غذايى و مصرفى، آب آشاميدنى و مصرفى، هوا، اماكن عمومى، مبارزه با بيمارىهاى واگير و بالاخره بهداشت روانى را مىتوان از مصاديق برجستۀ حق برخوردارى از بهداشت و سلامت ذكر كرد.
معناى حقوقى برخوردارى از اين حق آن است كه همه افراد همزيست در يك جامعه بايد اين امور را رعايت و به گونهاى زندگى كنند كه شيوه زندگى آنها فرد يا افراد ديگر را از اين حق محروم نكند. (١ و ٢)
منابع
١ - فرهنگ جامع محيط زيست و نشريه كيميا، ش ٥، سال سوم - ويژهنامه محيط زيست، ج ٤، ش ٢؛ ٢ - فقه سياسى ١٤٢/٧-١٤٠.
حق انسان (در برابر جهان)
قرآن به صراحت، اين حق را براى انسان به رسميت شناخته كه با سر پنجۀ علم و فناورى به استفاده از مواهب طبيعت و نيروهاى نهفته در پديدههاى جهان بپردازد و هر نوع تصرف سودمند و به نفع خود و بشريت را تا آنجا كه مزاحم حقوق ديگران نباشد، به انجام رساند. (١) اين حق را مىتوان به ترتيب زير تفريع كرد:
١. حق كنجكاوى در اسرار آفرينش و خواص و آثار كائنات و همۀ پديدههاى جهان آفرينش اعم از انسان و جهان؛
٢. حق بهرهورى از امكانات، نيروها و اجزاء جهان آفرينش به صورت جهتدار كه مفيد در راستاى خير و مصلحت براى عموم انسانها بوده و حداقل براى بشريت زيانبار نباشد؛
٣. حق تصرف در اين عرصه پهناور و ايجاد تغييرات مطلوب در درون پديدهها و يا در روابط بين آنها؛
٤. حق تملك تا آنجا كه مضر به حق انتفاع ديگران