دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٤١ - جهاد ابتدايى (و اهداف آن از ديدگاه نهجالبلاغه)
تحولات ضرورى باشد.
«أنى و الله لو لقيتهم واحدا و هم طلاع الارض كلها ما باليت و لا استوحشت. و أنى من ضلالهم الذى هم فيه و الهدى الذى أنا عليه، لعلى بصيرة من نفسى و يقين من ربى.
و أنى الى لقاء الله، و حسن ثوابه لمنتظر راج. و لكننى آسى أن يلى أمر هذه ألامة سفهاؤها و فجارها، فيتخذوا مال الله دولا، و عباده خولا، و الصالحين حربا، و الفاسقين حزبا». (٨)
«البته سوگند به خدا اگر من با آنان بهتنهايى روبه رو شوم، در حالى كه زمين را پر كرده اند، باكى نخواهم داشت و به دل هراسى هم راه نخواهم داد. من در مورد گمراهى كه دشمنانم در آن فرو رفتهاند و هدايت و موضع حقى كه خود از آن برخوردارم، نسبت به خود در آگاهى كامل و نسبت به خدا يقين دارم. من به ملاقات خدايم مشتاقم و به يادداشتهاى نيكويش چشم به راه و اميدوارم و لكن تأسف مىخورم و اندوهگين كه مبادا كار اين امت به دست نادانان و بىخردان و بدكارى هايشان بيفتد. ثروت خدا را وسيلۀ قدرتمندى قرار دهند و دست به دست كنند و بندگان خدا را برده خويش سازند و با صالحان بجنگند و از تبهكاران حزب بسازند».
اين جملات بخشى از نامه ايست كه امام (ع) براى مردم مصر نوشت و آن را همراه مالك اشتر كه به استاندارى مصرش برگزيده بود، فرستاد. در اين نامۀ كوتاه ضمن اشاره به كيفيت پذيرش خلافت از طرف امام و عدم ارزش حكومتهاى منهاى مسئوليت و ارزشهاى معنوى و هشدار به مردم مصر در مورد دشمنان در كمين نشسته، انگيزۀ موضعگيرى خود را در برابر دشمنانش در اين چند جمله بيان مىكند.
٧. دفاع از موضع حق: دفاعى كردن جهاد يكى از مقاصد اصولى است كه امام در توصيههاى رزمى بر آن تأكيد مىورزد:
«لا تقاتلوهم حتى يبدؤوكم، فانكم بحمد الله على حجة، و ترككم اياهم حتى يبدؤوكم حجة أخرى لكم عليهم. فاذا كانت الهزيمة باذن الله فلا تقتلوا مدبرا، و لا تصيبوا معورا، و لا تجهزوا على جريح، و لا تهيجوا النساء بأذى، وان شتمن أعراضكم، و سببن أمراءكم». (٩)
«شما با آنها (مردم شام و ياران معاويه) آغاز به جنگ نكنيد، تا آنكه آنها خود شروع به جنگ كنند. زيرا كه شما - سپاس خداى را - بر حقانيت خود حجت و دليل داريد. وقتى از جنگ خوددارى مىكنيد تا آنها آغازگرش باشند، اين عملكرد شما حجت و سند ديگرى بر حقانيت شما خواهد بود. آنگاه كه به اراده و اذن خدا دشمنانش شكستخورده و رو به فرار و عقبنشينى گذاردند، هرگز سربازان دشمن را كه پشت به شما كردهاند، نكشيد و با از پا افتاده ها درگير نشويد و مجروحان را به كام مرگ نسپاريد. زنانى را كه در اردوى شما هستند با آزاردهى به هيجان نياوريد، گرچه حيثيت و شرف و شخصيت و ناموس شما را به باد ناسزا بگيرند و فرماندهان شما را فحش دهند».
اين جملات قسمتى از نامه ايست كه امام (ع) قبل از آغاز جنگ صفين به فرماندهان و سربازانش نوشته است، چنانكه سيد رضى بدان اشاره كرده است. ارسال نامه نشانگر اين است كه امام اين دستور العمل را خطاب به نيروهاى خط جبهه نوشته است.
نصر بن مزاحم مؤلف كتاب صفين (م ٢١٢) نقل