دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٣٣ - جهاد ابتدايى
٢. براى رهايى بخشيدن به ملتها و گروههاى تحت ستم كه خود، ياراى گرفتن حق خويش را ندارند و به گونهاى به استعمار و استثمار كشانده شده و از حقوق خود محروم شده و مستضعف شدهاند. همانطوركه موسى و هارون براى مبارزه با فرعون كه ملتش را به استضعاف كشانيده بود، فرستاده شدند.
(إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلاٰ فِي اَلْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَهٰا شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طٰائِفَةً مِنْهُمْ يُذَبِّحُ أَبْنٰاءَهُمْ وَ يَسْتَحْيِي نِسٰاءَهُمْ إِنَّهُ كٰانَ مِنَ اَلْمُفْسِدِينَ). (٢)
«اين حقيقت است كه فرعون در زمين با سلطهجويى و قدرتطلبى به اوج رسيده و ملتش را گروهگروه نموده و گروهى از آنها را به استضعاف كشانيد، و فرزندانشان را مىكشد و زنانشان را زنده مىدارد... او از مفسدان شده است».
(وَ نُرِيدُ أَنْ نَمُنَّ عَلَى اَلَّذِينَ اُسْتُضْعِفُوا فِي اَلْأَرْضِ وَ نَجْعَلَهُمْ أَئِمَّةً وَ نَجْعَلَهُمُ اَلْوٰارِثِينَ). (٣)
«و ما اراده كرديم كه بر مستضعفين زمين منت گذارده و آنها را پيشوايان و وارثين زمين قراردهيم»؛
٣. كمك و يارى دادن و همراهى با نهضتهاى آزاديبخش و مستضعفانى كه در سراسر جهان براى نجات خود در برابر استكبار و ستم جهانى مىجنگند.
(وَ مٰا لَكُمْ لاٰ تُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ وَ اَلْمُسْتَضْعَفِينَ مِنَ اَلرِّجٰالِ وَ اَلنِّسٰاءِ وَ اَلْوِلْدٰانِ اَلَّذِينَ يَقُولُونَ رَبَّنٰا أَخْرِجْنٰا مِنْ هٰذِهِ اَلْقَرْيَةِ اَلظّٰالِمِ أَهْلُهٰا). (٤)
«شما را چه مىشود كه در راه خدا نمىجنگيد و آن مستضعفانى كه از مردان و زنان و فرزندان (جوانان) كه مىگويند خدايا، ما را از اين سرزمين كه مردمش جنايتكارند نجات بده».
به اعتقاد بيشتر فقهاى شيعه، جهاد ابتدايى بايد با اجازه معصوم يا نايب خاص منتسب به امام معصوم (ع) مسلمانان شروع شود. در اين جهاد لازم نيست كه مسلمانان براى دفع تجاوز دشمن جهاد را شروع كنند.
جهاد ابتدايى واجب است، از اين رو به اعتقاد شيعيان يكى از شرايط اصلى و اساسى آن، حضور امام معصوم در صحنه بوده و يا حداقل بايد فرماندهى سپاه مجاهدان از سوى امام معصوم (ع) تعيينشده باشد.
در اين زمينه رواياتى هست كه به يكى از آنها اشاره مىشود: (٥) سماعه نقل كرده است كه عابد بصرى، على بن الحسين (ع) را در راه مكه ملاقات كرد و خطاب به آن حضرت گفت: شما جهاد و مشقات جهاد را ترك كرده و به حج و آسايش حاصل از آن رو آوردهايد، در حالى كه خداوند فرموده است: (إِنَّ اَللّٰهَ اِشْتَرىٰ مِنَ اَلْمُؤْمِنِينَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوٰالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ اَلْجَنَّةَ يُقٰاتِلُونَ فِي سَبِيلِ اَللّٰهِ). (٦)
«خداوند از مؤمنان جان و اموالشان را در قبال بهشت خريده (مؤمنانى) كه در راه خدا مىجنگند».
امام سجاد در پاسخ فرمود: كه آيا اين آيه را خواندهايد، كه فرمود: (اَلتّٰائِبُونَ اَلْعٰابِدُونَ اَلْحٰامِدُونَ اَلسّٰائِحُونَ اَلرّٰاكِعُونَ اَلسّٰاجِدُونَ اَلْآمِرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَ اَلنّٰاهُونَ عَنِ اَلْمُنْكَرِ وَ اَلْحٰافِظُونَ لِحُدُودِ اَللّٰهِ وَ بَشِّرِ اَلْمُؤْمِنِينَ). (٧)
امام فرمود: هر وقت اين افراد را با اين صفات يافتيد جهاد با آنها فاضل از حج است.
در حديث ديگرى از امام رضا (ع) روايتشده است كه فرمود: (٨) «الجهاد واجب مع امام عادل» يعنى جهاد با امام عادل (معصوم) واجب است.