دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٩٤ - حق آموزش
٧. آزادى فرد در انتخاب در عرصههاى آراد.
مفهوم حق عمومى بودن (آزادى) آن است كه ديگران بايد براى اين حق فردى در مورد هر فرد احترام قائل شده و از هرگونه تعرض به آنها خوددارى كنند و عرصه را براى ابراز و اعمال آنها با ايجاد هر نوع مانع تنگ نكنند. (٧)
منابع
١ - فرهنگ سياسى / ٢٥؛ ٢ - حقوق بشر و آزادىهاى سيا سى / ٢٠٩-٢٠٧؛ ٣ بقره / ٢٥٦؛ ٤ - اعراف / ١٥٧؛ ٥ - نهجالبلاغه / نامه ٣١؛ ٦ - وسائلالشيعه ٢٤٣/٣؛ ٧ - فقه سياسى ١٤٨/٧.
حق آموزش
حق بر آموزش شامل فراگيرى معلومات از راه آموزش و پرورش ابتدايى و عمومى و تخصّصهاى عملى از طريق آموزش كاربردى، نظير آموزش فنّى و حرفهاى است.
هدف آموزش و پرورش، در عين آنكه از نظر فردى عبارت از شكوفايى شخصيّت است، از نظر جمعى عبارت از پشتيبانى از تفاهم، مدارا و دوستى ملتهاست.
در خصوص انديشۀ مربوط به آموزش و پرورش، كميسيون بينالمللى يونسكو در مورد آموزش و پرورش سده بيستويكم اعلام مىدارد كه آموزش و پرورش بايد پيرامون چهار فراگيرى بنيادى و اساسى براى دانش فردى باشد:
١ - آموختن براى شناختن، يعنى دستيابى به امكانات ارتقاء شعور فردى؛
٢ - آموختن براى فراگيرى عملى، به منظور توانايى تأثيرگذارى بر محيط؛
٣ - آموختن براى زندگى با يكديگر، به منظور مشاركت و همكارى با ديگران در محيطى.
آزادى آموختن يكى از حقوق بنيادين به شمار مىرود كه برخوردارى از آن، پرورش روح مستعدّ انديشيدن و به كار انداختن استعداد هوشمندانۀ انسان را به همراه دارد. رهايى از جهل، از بركت تعليم و تعلّم ميسّر است؛ همچنانكه خداوند در آيات متعدّد قرآن، تعليم و تربيت را اساس بعثت پيامبر اسلام قرار داده تا به اين وسيله، زمينۀ ايجاد جوامع متفكّر و توانمند فراهم شود. آن حضرت، در تعاليم عاليۀ خود، طلب علم را براى همگان امرى واجب برمىشمرد و براى دانشاندوزى آنقدر اهمّيت قائل است كه در راه آن، حتى رنج بعد مسافت و ديار غربت را بايد تحمّل كرد. (١)
تزكيه و تعليم از اهداف اساسى بعثت انبيا از منظر اسلام است و كار زمينهسازى براى رشد و آموزش از شؤون انبيا و امرى الهى و مقدس به شمار مىآيد.
بىگمان هر دانشى ماهيتا نور و مطلوب بالذات است و دانش خود هدف بوده و نياز به هدف و انگيزه ديگر ندارد (٢) اما در شرايط محدود و امكانات عادى كه دسترسى به همۀ رشتههاى علمى به صورت حداكثر مقدور نيست، ناگزير بايد استيفاى حق دانش و آموزش بر اساس اولويتها انجام پذيرد و اولويت در دانشاندوزى و نيز مرحله تحقيقات كه مقدمه رسيدن به دانش مطلوب است، بايد بر اساس نيازهاى اجتماعى درجهبندى شود و بىگمان نيازها را هدفها تعيين مىكنند.