دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٦٧٩ - حطيم
ملك را از پا به در آورده و با انس، جن، طير و رياح به حج پرداختند. (١٨)
عيسى روحالله گرچه فرصت حج نيافت، ولى هنگامىكه از محل «صفائح» مىگذشت تلبيه گفت و رو به قبلۀ آمال با حاجيان همصدا شد (١٩) او به هنگام بازگشت نيز به حج خانۀ خدا خواهد شتافت. (٢٠)
با نگاهى ديگر هر چند آميخته با جنبههاى مادى به موقعيت جغرافيايى اين سرزمين مىتوانيم به اسرار نهفتۀ ديگرى پى ببريم كه به نوبۀ خود در ميزان درك حقيقت اين سرزمين و عمق بهرهگيرى از بركات آن مؤثر است.
از نظر تاريخى و جغرافيايى ياد «حرم» همواره با نام جزيرة العرب همراه بوده است، شبهجزيره اى كه مىتواند تلاقى سه قاره بزرگ جهان باشد.
جزيره العرب در موقعيت جغرافيايى كنونى، كشورهاى عربستان سعودى، يمن، قطر، امارات متحده، بحرين، عمان، كويت و اردن را شامل مىشود و از نظر جغرافىدانان مسلمان (٢١) داراى بخشهايى به نامهاى:
تهامه، حجاز، نجد، يمن، عروض، حضرموت و مهره است.
هماكنون «حرم» و «حرمين» در كشور عربستان سعودى قرار دارد با وسعتى بالغ بر ٢/٢٤٠/٠٠٠ كيلومتر مربع، هشتاد درصد شبهجزيره را تشكيل مىدهد و جمعيت آن نزديك به ١٧ ميليون و آب و هواى آن گرم و سوزان است. در اين كشور متجاوز از ١٥ ميليون نخل خرما وجود دارد كه از قديم مواد غذايى عربستان به شمار مىرفته است. عربستان سعودى از معادن سرشار نفت و گاز برخوردار است كه دومين صادركننده نفت در جهان بهحساب مىآيد. (٢٢)
منابع
١ - ابراهيم / ٣٤؛ ٢ - من لا يحضره الفقيه ١٤٧/٢؛ ٣.
بحارالانوار ٤٢/٩٩؛ ٤ - تفسير عياشى ٣٦/١-٣٩؛ ٥ - بحار الانوار ١٨٣/١١؛ ٦، ٧ و ه - وسائلالشيعه ٢٠٨/١٣ و ٤٠/٩٩ و ٢٣٦/١١؛ ٩ و ١٠ - تفسير على بن ابراهيم قمى ٢٢٦/١ و ٣١٢؛ ١١ - مسند احمد بن حنبل ٣١٢/١؛ ١٢ - وسائلالشيعه ٢٧٤/١١؛ ١٣ - حج / ٢٧؛ ١٤ - صدوق، اكمال الدين / ٣٩٠؛ ١٥، ١٦ و ١٧ - بحارالانوار ٢٩٩/١٣؛ ١٨ - وافى ١٦٢/١٢ و كافى ٢١٣/٤؛ ١٩ - وسائلالشيعه ٣٨٥/١٢؛ ٢٠ - مسند احمد بن حنبل ٢٧٢/٢؛ ٢١؛ معجم البلدان ٦٣/٢؛ ٢٢ - فقه سياسى ٨٤/٥ و ١٤٢-١٣٨.
حرمت همكارى با ظالم← معونة الظالم
حسبه← امور حسبيه
حطيم
حطيم به قسمتى از فاصلۀ ركن شامى و ركن غربى از يكسو و مقام ابراهيم و زمزم از سوى ديگر گفته مىشد كه از نظر عبادى و سياسى اهميت فوقالعادهاى داشته و پناهگاهى براى مظلومان و محرومان بوده كه در آنجا گردهم مىآمدند. و با استغاثه و دعا از خدا دادخواهى مىكردند. چه بسيار ستمگران و متجاوزانى كه با اين استغاثه ها نابود مىشدند و چه مظلومانى كه دعايشان مستجاب و داد خود را مىستاندند.
منبع
فقه سياسى ١٤٥/٥.