دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٨٨ - جمهورى اسلامى
انتخابى تعيين مىشود، ولى جمهورى ها همه يكسان و در يك حد نيستند. برخى از جمهورى ها مانند جمهورى روم در تاريخ گذشته و جمهورىهاى اتحاد جماهير شورى سابق در تاريخ معاصر، با نوعى ديكتاتورى گروهى و طبقهاى همراه است و در برخى ديگر مانند جمهورى سابق فرانسه و حكومت هند رييسجمهور مافوق مبارزات سياسى است و وظايف وى اصولا تشريفاتى است و مانند مقام شاه در رژيم سلطنتى انگلستان تلقى مىشود و گاه رييس جمهورى هم به عنوان رييس كشور وظايف تشريفاتى دارد و هم بعنوان رييس قوه مجريه داراى نقش و مسئوليت سياسى است و به همين دليل رييسجمهور توسط قوه مقننه انتخاب نمىشود، بلكه از راه انتخابات عمومى تعيين مىشود.
در جمهورى ايالات متحدۀ امريكا رييسجمهور داراى دو مقام سياسى است. يعنى رياست جمهور و رياست وزرا را باهم داراست. (٣ و ٤)
منابع
١ - جامعه و حكومت / ١٨٧ و حقوق اساسى (دكتر بوشهرى) / ١٠١؛ ٢ - درآمدى بر فقه سياسى / ١٠٢؛ ٣ - جامعه و حكومت / ١٩٦؛ ٤ - فقه سياسى ١٩٥/١-١٩٣.
جمهورى اسلامى
قانون اساسى، نوع حكومت ايران را جمهورى اسلامى و مشروعيت آن را مبتنى بر دو اصل مكتب حق و عدل و انتخاب اكثريت قريب به اتفاق ملت ايران معرفى مىكند. كلمۀ جمهورى نام شكل حكومت انتخابى ملت ايران است و كلمۀ اسلامى در نام حكومت انتخابى براى كشور ايران محتواى حكومت را بيان مىكند و معناى آن اين است كه حكومت جمهورى ايران با اصول و مقررات اسلامى اداره مىشود و بر محور اسلام حركت و جهت مىگيرد.
اسلام به عنوان يك دين درعينحال يك مكتب و يك ايدئولوژى و طرح براى زندگى بشر در همۀ ابعاد و شؤون آن به شمار مىرود به اين ترتيب جمهورى اسلامى يعنى حكومتى كه شكل آن را عامۀ مردم انتخاب كردهاند و محتواى آن بر اساس مبانى عقيدتى و برنامهها و طرحهاى كلى و هدفهاى اساسى اسلام مبتنى شده است.
يعنى يك حكومت جمهورى كه مبناى آن اسلام است و ملت به پا خاستۀ ايران، مؤمن و معتقد به مبانى اسلامند و آن را بىچونوچرا پذيرفتهاند.
مردم همانطوركه به دلائل سياسى و اجتماعى شكل حكومت را انتخاب مىكنند، حق آن را دارند كه به دليل ايمان و اعتقادشان و بر پايۀ اصول و آرمانهايى كه به آنها دلبسته اند، محتواى حكومتشان را انتخاب كنند و اسلام براى ملت ايران تجليگاه ايمان و آرمان و امرى در نهايت قداست بوده، كه آن را براى محتواى نوع حكومتشان انتخاب كرده و پذيرفتهاند.
معناى اسلامى بودن جمهورى، استقرار حاكميت الله و تحكيم «ما انزل الله» و اطاعت از خدا و رسول و اولوالامر است كه قرآن طى آيات متعددى در مضامين مختلف بيان كرده است.
بنابراين، ترديد در اسلامى شدن جمهورى به استناد اينكه هيچ حكومتى چه جمهورى و چه غير آن به جز حكومت كسانىكه معصوم و منتخب خدايى هستند نمىتواند اسلامى باشد، فاقد منطق قرآن و اسلامى و