دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٥٧٣ - جامع١٧٢٨ خدامحورى
عقد دانستهاند؛ هر چند ترك آن در عقد شرط نشده باشد. (٦)
منابع
١ - المبسوط ١٥/٢؛ جواهر الفقه / ٥١؛ قواعد الاحكام ١ / ٥٠٥؛ ٢ - جامع المقاصد ٣٨٩/٣-٣٨٨؛ تحرير الاحكام ٢ / ١٣٩؛ ٣ - جواهر الكلام ٢٠١/٢١؛ ٤ - همان / ١٠٠؛ ٥ - قواعد الاحكام ٤٨٢/١-٤٨١؛ جواهر الكلام ٢٦٨/٢١؛ ٦ - الدروس الشرعيه ٣٤/٢؛ الروضه البهيه ٣٨٩/٢-٣٨٨؛ ٧ - فرهنگ فقه ٣٦/٣.
جامعۀ خدامحورى
بر اساس فلسفۀ سياسى دين به ويژه اسلام بهطور معمول روابط بر اساس خدا محورى تنظيم مىشود، الگوى خدا محورى به دو صورت در روابط اجتماعى و از جمله در روابط دولت و جامعه اثر مستقيم دارد.
الف - قانونمند شدن روابط بر اساس مشيت تشريعى و ارادۀ تقنينى خدا كه از راه وحى و شريعت بيانشده است و به اينگونه هم روابط درونى سيستمها و نظامهاى اجتماعى و نيز روابط همۀ نهادها در دولت و همچنين رابطۀ دولت به عنوان يك مجموعه با جامعه به معناى يك تركيب بر اساس قوانين الهى تنظيم و تعاملها با آن منطبق مىشود؛
ب - شيوههاى اجرايى و اعمال قانون و انگيزهها و روابط جانبى مؤثر نيز با موازين اخلاقى و رعايت خدا محورى همراه باشد. به طورى كه احقاق و استيفاى حقوق مسلم و قانونى نيز در مقابل منافع همگانى، نظم، باز شدن راه تكامل عمومى و عدالت اجتماعى قابل گذشت بوده و معنويت جاى خواستههاى مادى را گرفته و انگيزهها را تلطيف كند. مشروط بر آنكه چنين گذشتها و گرايشهاى معنوى با انتخاب آزاد و هوشمندانه و از روى رضايت انجام شود.
بىگمان در چنين جامعهاى كه بر اساس روابط بر خدامحورى است، شكافها، تعارضها و مبارزهها حالت ديگرى به خود گرفته و تمايز طبقاتى فرو خواهد ريخت و برادرى، برابرى، صميميت، خير خواهى، عدالت جويى، كسب كمال، صلح، امنيت و همزيستى با اهداف و آرمانهاى مشترك، جاى تنشها، درگيرىها، فردگرايى ها، منفعت جويى ها، خود محورى ها، گروه گرايى ها، حاكميت ماده و مادى كردن همۀ روابط اجتماعى را خواهد گرفت و انگيزههاى مبارزاتى به انگيزههاى همبستگى و تعاون مبدل خواهد شد.
برخى از رابطه دولت و جامعه بر اساس خدا محورى شرايطى آرمانگونه ترسيم مىكنند كه دسترسى به آن در شرايط عادى امكانپذير نيست، اما اگر مشكلات ناشى از ماده محورى و فردگرايى و خود محورى درسطح جامعه و روابط آن با دولت به دقت بررسى و گردآورى شود و از آن پس مشكلات ناشى از خدامحورى كردن جامعه و دولت نيز به شمار آيد؛ مقايسه آن دو حتى بر اساس انديشه مادى و خود محورى نيز ترجيحا به انتخاب خدا محورى خواهد انجاميد.
فلسفۀ سياسى خدامحورى در انسجام و تشكيل ويژهاى نهفته است كه به تعالى انسان كمك مىكند و بدون آن شكافها، معارضه ها و مبارزات بين افراد، گروهها، عوامل حاكم، نهادها، طبقات اجتماعى و بالاخره در دون دولت و درون جامعه و بين آن دو اجتنابناپذير بوده و راهحلهاى حقوقى يا سياسى هرگز نمىتواند به