دانشنامه فقه سیاسی - عمید زنجانی، عباسعلی - الصفحة ٤٢ - آفتهاى پيروزى
عامل تعيينكننده پيروزىها خدا هست و بس؛ (٧)
٨. امداد با نيروهاى غيبى و عوامل نامريى. (٨)
٩. در سنت نيز به گونههاى مختلف بر اين اصل توحيدى تأكيد شده كه براى رعايت اختصار به ذكر يك مورد از آن اكتفا مىشود:
امام على (ع) در خطبۀ ١٤٦ نهجالبلاغه، بعد توحيدى پيروزىهاى اسلام را جنين تفسير مىكند:
«ان هذا الامر لم يكن نصره و لاخذلانه بكثرة و لا بقله.
و هودين الله الذى اظهره» پيروزىهاى اسلام و شكستهاى آن به سبب فراوانى و كمبود نيروها نبوده اسلام دين الهى است كه خود خواسته كه آن را پيروز گرداند. (٩)
«فانا لم نكن نقاتل فيما مضى بالكثرة و انما كنا نقاتل بالنصر و المعونه» ما در عصر پيامبر (ص) به اتكاى كثرت نيروهاى رزمنده نمىجنگيديم، بلكه اعتمادمان به نصرت الهى و كمكهاى غيبى بود كه ما را پيروز گردانيد؛ (١٠)
١٠. در تاريخ غزوات پيامبر (ص) نمونههاى بارزى از تجلى اين اعتقاد و تجربۀ عينى اين حقيقت ديده مىشود كه با تفكر مادى و الحادى قابل تفسير و توجيه نيست. (١١)
نام خدا و ياد عظمت و قدرت لايزال الهى توأم با تسبيح و تقديس حقتعالى از هر نوع شرك و دوگانه پرستى توصيهاى است كه اسلام براى مصونيت در برابر آفت اعتقادى پيروزىها براى جهادگران موحد، تأكيد قرار مىشود.
ب - آفت سياسى و نظامى: غرور ناشى از پيروزى، همواره آفت خطرناكى براى سلامت انديشه در تحليل مسائل سياسى و نظامى است؛
بهطور معمول يك سونگرى و جزميت كه از غرور در صحنههاى پيروزى دامنگير پيروزمندان مىشود، آنها را در رسيدن به تحليل درست، واقعبينانه و نيز برنامهريزى صحيح و منطبق با واقعيتها دچار اشكال مىكند و آنان را بر آن مىدارد كه در پيشبينى آينده، ساده نگر بوده و يكنواخت فكر كنند و همواره آينده را منطبق با گذشته پندارند و به تجربههاى ديگر كمتر توجه كنند و احتمالات را مدنظر قرار ندهند.
قرآن ضمن اشاره به شكست مسلمانان در غزواتى چون حنين به همين نكته توجه مىدهد و با تعبير (إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ) (١٢) هشدار مىدهد كه غرور هر چند ناشى از واقعيتهاى عينى باشد و با حساب و برنامه توأم باشد، خطرناك است و چهبسا خود عامل شكست مىشود؛ (١٣)
ج - آفت اخلاقى و تربيتى: پيروزى هر قدر شكوهمندتر، عميق تر و باعظمتتر باشد، به همان اندازه احساس خرسندى، فرح، عجب، فخر، كبر، اقتدار، خودبزرگبينى و به خود باليدن را نيز به همراه دارد و اين نوع احساسات در منطق اسلام نه تنها روان آدمى را آلوده مىكند، اصولا جهاد اكبر در اسلام براى بيرون راندن اين حالات از عمق روان و روح انسانى است كه بسى مشكلتر از جهاد با دشمنان بيرونى است.
از سوى ديگر به تجربه ثابت شده كه چنين احساساتى همواره عامل اصلى شكستها و ناموفقيتها بوده و پيوسته شكستهاى جبرانناپذيرى را حتى پس از پيروزىهاى شكوهمند به دنبال داشته است.
بهطور معمول عدم تعادل روانى فاتحان جنگ مشكلاتى براى شخصيت آنان و هدفى كه براى آن به