ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٨ - زكرياى نبى (ع) و مصيبت امام حسين (ع)
زكرياى نبى (ع) و مصيبت امام حسين (ع)
شيخ طبرسى (ره) در «احتجاج»- ضمن يك حديث طولانى- در داستان شرفيابى سعد بن عبدا ... اشعرى (ره) به حضور امام مهدى (عج) و پرسشهايى از وى گويد:
عرض كردم: به من از تأويل «كهيعص» بگوييد.
فرمود: اين حروف از رموز غيبت است كه خداوند بنده خود زكريا را بدان مطلع كرد و براى محمد (ص) قصه گفت. زكريا از پروردگارش خواست كه نام پنج تن را به او بياموزد، لذا جبرئيل آمد و آنها را به او آموخت. زكريا هر وقت نام محمد و على و فاطمه و حسن را مىبرد، دلش باز مىشد و اندوهش برطرف مىگشت. ولى چون نام حسين را مىبرد، گريه گلويش را مىگرفت و گيج مىشد.
يك روز عرض كرد: معبود من، مرا چه شده كه چون نام چهارتن را مىبرم، تسلى مىيابم. چون نام حسين را مىبرم اشكم مىريزد ونالهام سر مىكشد. خداى تبارك و تعالى سرگذشت او را برايش در كلمه «كهيعص» بازگو نمود. چون زكريا اين را شنيد، سه روز از مسجد خود بيرون نرفت و كسى را هم نپذيرفت و به گريه و ناله رو آورد و براى او نوحه مىخواند ...
پس از آن (زكريا) هميشه مىگفت: معبودا، به من پسرى بده كه در پيرى نور چشمم باشد و چون به من عطايش كردى محبوب من نسازش و پس از آن مرا داغدار او كن، چنانچه دوستت محمد را داغدار فرزندش مىكنى. و خدا يحيى را به او داد و داغش را به دلش نهاد. مدت حمل يحيى شش ماه بود و سر از بدنش جدا كردند. حسين هم چنين است.
برگرفته از ترجمه نفيس المهموم، حاج شيخ عباس قمى- صفحه ٦٤ و ٦٥.