ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٤ - ٢ عشق ورزان به امامت و ولايت
عاشقانه گام بردارند و با معرفت امام، چون و چرا و ترديد نشناسند.
در كربلا، آخرين پرسش ياران- آنگاه كه خونينتن و پاره پاره افتادهاند- اين بود:
اى فرزند رسول خدا! آيا به عهد خويش وفا كرديم؟ امام پاسخ مىدهد: آرى، شما پيش از من به بهشت رسيدهايد. از محبت سرشار؛ در نهايت تشنگى، در محاصره تيغها، در فضايى كه مرگخيز و آتشريز است، حماسههاى شورانگيز مىآفرينند و بىهراس از خطر، به مبارزه مىايستند.
اين ويژگى نيز در صحابه امام موعود (ع) ديده مىشود. امام على (ع) در توصيف صحابه حضرت امام مهدى (ع) مىفرمايد:
آگاه باشيد! هر آن كس از ما كه فتنههاى آينده را دريابد، با چراغى روشنگر در آن گام مىنهد و بر همان سيره و روش پيامبر و امامان رفتار مىكند تا گرهها را بگشايد، بردگان و ملتهاى اسير را آزاد سازد، جمعيتهاى گمراه و ستمگر را پراكنده و حقجويان پراكنده را جمعآورى مىكند. اثر قدمش را نمىشناسند، اگر چه دريافتن اثر و نشانهها تلاش فراوان كنند. سپس گروهى براى درهم كوبيدن فتنهها آماده مىگردند و چونان شمشيرها صيقل مىخورند، ديدههايشان با قرآن روشنايى گيرد، در گوشهايشان تفسير قرآن طنينافكند و در صبحگاهان و شامگاهان جامهاى حكمت سرمىكشند.[١]
آنان كه از چشمهسار قرآن سيراب مىشوند، دشمن شناس و پايدار در عرصه جهاد و ايثارند. در كربلا، امام يك شب امان و مهلت مىطلبد و مىگويد: ما شيفتگان عبادت و زمزمه قرآنيم. و شب عاشورا، فضا عطرآميز از نسيم نفسهاى قرآنى و دلاويز از زمزمههاى عاشقانه و عرفانى مىشود. هر كس با عاشورا آشنا بوده و بىتاب ظهور و حضور در جمع ياران حضرت امام مهدى (ع) است، با حكمت و معرفت قرآنى همدم مىگردد كه «بىمعرفت» قرآنى، نه عاشورا مىشد و نه حكومت مهدوى، محقق مىشود.
نكته لطيف و مشترك در ميان صحابه دو انقلاب، عشقورزى به قرآن است.
در وصف شب عاشورا گفتهاند:
زمزمه آنان در خيمهها، چون زمزمه زنبور در كندوى عسل بود.[٢]
در وصف ياران امام موعود نيز گفته شده كه چشم روشنى آنها، «تنزيل» و نغمه دلپذير و گوش نواز زندگىشان تفسير قرآن است.[٣]
آيا جز اين است كه تلاوت قرآن، آرامش مىبخشد و جان را از طمأنينه لبريز مىسازد؟ در پرتو همين آرامش، مىتوان طوفانها و بحرانها را شكست و به ساحل امنيت و آسايش رسيد.
٢. عشقورزان به امامت و ولايت
ياران عاشورا، بىبهانهاند. بر سر جان چانه نمىزنند و در هر چه امامشان مىگويد و مىخواهد، ترديد روا نمىدارند. در بسيارى از سرودهاى صحابه، دفاع از اهلبيت، دفاع از حريم امامت و عشقورزى به اباعبدالله، محور اصلى است.
«زهير پسر قين»، سردار سپاه جناح راست لشكر امام، چنين رجز مىخواند:
|
أنا زهير و أنا ابن القين |
أذودكم بالسّيف عن حسين |
|
|
إنّ حسيناً أحد السّبطين |
من عترة البرّ التّقى الزّين |
|
|
ذاك رسول الله غير المين |
أضربكم ولا أرى من شينٍ[٤] |