ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٩ - ٢ حضور شخص اسوه رهبر
و شعارها و اهداف و حركت پرخروش و بىمحابايشان كه اسلامى و سرشار از ايمان و حقيقت مىباشد تطبيق كرد. در رأس اين پرچمها مىتوان از «پرچمهاى مشرق» يا «پرچمهاى سياه» يا «پرچمهاى خراسان» سخن گفت كه زمينهسازان و همواركنندگان اصلى حركت الهى براى تغيير جهان به شمار مىروند و از طريق برپايى «جمهورى اسلامى» در يكى از پايتختهاى دنيا- كه لانه استعمار و مركز اجراى نقشههاى آن بوده است- به اين مهم دست مىيابند كه اين همان «نظام اسلامى ايران» مىباشد.
زمينهسازى در حكومت ايران
١. جنبه تحقق و استمرار؛
٢. جنبه حضور فرد و اسوه [رهبر]؛
٣. جنبه ايجاد و انتشار نور [در عالم].
١. جنبه تحقق و استمرار
به مجرد وقوع انقلاب اسلامى ايران در عصر حاضر و در شرايطى كه هيچ كس امكان وقوع چنين رخدادى را- چه از نقطهنظر مادى و چه از لحاظ بررسىهاى سياسى منطقه نمىداد، و در زمانى كه فساد به آشكارترين صورت دنيا را فرا گرفته و نيز خود ايران به يكى از مراكز اصلى آن تبديل شده بود، اين واقعه مانند زلزلهاى وجدانها و ضميرها را لرزاند و نسبت به [درك] وجود، حضور نيروها و اقدامات «عالم غيب» و اثر آن بر «عالم شهادت» سهم بسزايى ايفا كرد و بشريت و انسانها را متوجه عالمى كرد كه نزديك بود آن را كاملًا به فراموشى بسپارند؛ عالمى كه به طور كامل از آن غافل شده بودند. او خداوند است كه وجود دارد و مراقب و مسلط است و او ابا دارد و از شأن او به دور است از اينكه يكى از آفريدههاى اصلى خود- كه همان دنيا است- را به حال خود رها كند تا ستمكاران و مجرمان و مستكبران شورش كنند؛ و او [در اين هنگام] با قدرت و قوت خويش بر جهان مملو از پستى و فساد، قطعه كوچكى از پاكى و ربوبيت و انوار خود را به رغم وجود و ابهت و عظمت تمامى مستكبران ايجاد مىنمايد.
حال، اگر صِرف وقوع اين انقلاب، زمينهساز ظهور غيب الهى باشد، پس از اوجگيرى و شدت يافتن و امتداد آن چگونه صورت مىگيرد، و چگونه به رغم وجود مكرها و نيرنگهايى كه طراحى و عملى، و جنگهايى كه برپا مىشوند از اين انقلاب حفاظت به عمل مىآيد؟
البته، به درستى كه اين واقعه زمينهسازى تجلى غيب و زمينهسازى ظهور امام مهدى (ع) مىباشد.
٢. حضور شخص اسوه [رهبر]
همانا رخسار نورانى و وجود والا و برجسته رسول اكرم (ص) و امامان اهل بيت (ع) از ديدگان جهانيان و حتى مسلمانان و بلكه مؤمنان حقيقى ناپديد گشت؛ هر چند اين غيبت و ناپديد شدن، در واقع از مقابل ديدگان آدميان بود، نه از عالم دنيا؛ زيرا در غير اين صورت، انهدام و تخريب دامن دنيا را فرا مىگرفت و آن را از بين مىبرد. در هر صورت بشريت به رغم اختلافهايشان مدتهاست كه از ديدن چهرهاى نورانى «انسان كامل» همچون پيامبر يا جانشين وى محروم مانده بودند و صدها سال اينگونه بر آنان گذشته بود، همچنين آنان وجود شخصيتى كه الگو و نمونه كوچكى از چهره كامل آن امام معصوم و غايب (ع) را مجسم سازد، درك نكرده بودند. لذا بروز و ظهور غيب و امداد الهى بر عالميان در وجود شخصيت امام خمينى (ره) به مثابه زمينه پديدار گشتن چهره نورانى و والاى امام زمان- ارواحنا فداه- گرديد؛ و الگويى كه امام خمينى (ره) در زمينه سير و سلوك، عبادت، عرفان و اخلاق و جهاد ارائه كرد، به نزديك شدن تصوير امام معصوم در اذهان و انديشه مردم كمك كرد.