ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٨٩ - نگرشى به زيارت آل ياسين
دستبه شورش بزنند.
هانتينگتون: حق با شماست، همكارى بين چين و كشورهاىمسلمان يك رابطه تاكتيكى است. امااين همكارى خطر گسترشسلاحهاى هستهاى را افزايشمىدهد. در اينجا مايلم جملهاى را ازهمكار فقيدم، آقاى توماس كوهننقل كنم، كه مىگويد: يك نظريه تنهابايد از نظريههاى ديگر بهتر باشد وهيچ لزومى ندارد نظريهاى بتواندهمه چيز را تشريح كند. زيرا هيچفرضيهاى قادر به اين كار نيست. آياشما نقشه بهترى در اختيار داريد كهبا كمك آن بتوانيد راه خود را درجهان امروزى بيابيد؟
اشپيگل: شما مىگوييد، تمدنهاىجهان همواره از هم فاصله مىگيرند. در حالى كه ديگران معتقدند روندجهانى شدن آنها را به هم نزديكمىسازد. اينان براى اثبات ادعاىخود برخى از مظاهر جهانى شدن رانيز ذكر مىكنند، مانند شبكهتلويزيونى ام. تى. وى، مكينتاش، مكدونالد موسيقى تند و ... آياهماكنون در جهان يك فرهنگجهانى تحت تاثير غرب وجود ندارد؟ آيا كودكان ممالك مسلمان و نيزكشورهاى كنفوسيوس شيفتهميكىموس و واكمن نيستند؟
هانتينگتون: تمامى تمدنهاىجهان مايلند خود را با شرايط تازهوفق دهند ولى اين به معناى غربىشدن فرهنگهاى غير غربى نيست. بهعنوان مثال اگر روسها كوكاكولابنوشند، به طور خودكار آمريكايىنمىشوند، و يا ما به هنگام خوردنسوشى (نوعى غذاى ژاپنى)، مانندژاپنىها فكر نمىكنيم. در حقيقتآنان با اين كار بخشى از فرهنگغرب را از آن جدا كرده و آن را بافرهنگ خود تلفيق مىكنند.
اشپيگل: فكر نمىكنيم، شمامنكر اين حقيقتشويد كهمحصولات هاليوود و برنامههاى تلويزيونى ديسنى، بر عادتها و طرزفكر مردم ساير نقاط جهان مانندهند يا چين نيز اثر مىگذارد.
هانتينگتون: آزادى بيان در ذاتفرهنگ غرب است.
اشپيگل: آيا اين بدان معناست، كه ما بايد ديگران را مجبور كنيم كهمانند غربيها فكر كنند؟
هانتينگتون: نه! اين تصور، كهما بايد پيروان فرهنگهاى ديگر راوادار كنيم تا نظام ارزشى ما والگوهاى سازمانى آن را بپذيرند، تصورى اشتباه و شايد غيراخلاقىاست؛ از طرف ديگر اين كار نتايجبدى براى ما به همراه دارد. غرببراى حفظ تمدن درخشان و قدرتمندخود بايد ايده جهانى كردن فرهنگغرب را كنار بگذارد. ايالات متحدهآمريكا و اروپا بايد به نقاط اشتراكخود توجه كنند. ملتهاى غربى بايدبه يكديگر تكيه كنند، زيرا در غير اينصورت نابود خواهند شد.
اشپيگل: حتى شما در جايىگفتهايد، آمريكا نيز ممكن استبهخاطر به اصطلاح نابودىارزشهايش همانند شوروى سر اززبالهدان تاريخ در بياورد. چرا شمااين چنين ايجاد ترس و وحشتمىكنيد؟
هانتينگتون: يكپارچگى و اتحادآمريكا مبتنى بر يك فرهنگ مشتركو يك اندوخته مشرك از اصولسياسى است، كه در حال حاضر ازهر سو آماج حمله قرار گرفته است. ما بايد براى نجات آمريكا مهاجرترا محدود كرده و ايدههاى مربوط بهجامعه چندفرهنگى و غربى كردن راكنار بگذاريم.
اشپيگل: آيا اين بدان معناست كهديگر تصور ما غربيها از حقوق بشرنبايد در نقاط ديگر جهان اعتبارداشته باشد؟ يا اينكه سياستمدارانغربى ديگر نبايد ار كشورهايى مانندايران و چين بخواهند، حقوق بشر رارعايت كنند؟
هانتينگتون: ما بايد از حقوقبشر دفاع كنيم، اما نبايد سعى كنيمفرهنگهاى ديگر را با مدل غربى خودشكل دهيم. ما بايد بپذيريم، كهفرهنگهاى گوناگون نظام ارزشىمتفاوتى دارند، و در تمام فرهنگهاآزاديهاى فردى در راس اين ارزشهاقرار نگرفته است. از طرف ديگر اينتنها ما نيستيم كه از مطلقگرايىفرهنگى حمايت مىكنيم، ماهاتيرمحمد، نخستوزير مالزى در اوايلسال جارى [سال ١٩٩٦] گفت: ارزشهاى اروپايى تنها به درد اروپامىخورند، در حالى كه ارزشهاىآسيايى، جهانى هستند.
اشپيگل: آيا ما غربيها نبايد براجراى حقوق بشر در سراسر جهاناصرار بورزيم؟