ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٣ - حكومت علوى، الگوى حكومت مهدوى
عثمان گذارد و گريست. عثمان گفت: چون صله رحم كردهام مىگريى؟
گفت: نه اما گمان دارم اين مالها رابه عوض انفاقهايى كه در راه خدا، هنگام حيات رسول الله كردىبرمىدارى، اگر صد درهم به مروانمىدادى باز هم زياد بود (تا چه رسد بههزار درهم).
عثمان گفت: پسر ارقم، كليدها رابگذار و برو! فرد ديگرى را مسؤول بيتالمال خواهم كرد [١]
از عطاهاى بى حساب عثمان، زبيرداراى چهار هزار دينار نقد، يك هزاراسب و يك هزار كنيز شده بود. طلحهاملاك فراوان و خانههاى مجلل داشت. عبدالرحمن بن عوف داراى هزار اسب، هزار شتر و ده هزار گوسفند بود و دراسكندريه، بصره و كوفه خانههاى باشكوه بنا كرده بود.[٢] اميرالمؤمنين كهرابط ميان مردم معترض وخليفه بود، بادلسوزى تمام به وى پيشنهاد كرد جهتبرآوردن خواستههاى مردم سريعا بهحقوق از دست رفته آنان رسيدگىنمايد و خطر قريب الوقوع را به وىيادآور شد. عثمان براى اين امر مهلتخواست، حضرت در پاسخ فرمود:
آنچه به مدينه مربوط است، در آنمهلتى نيست و آنچه بيرون از مدينهاست مهلتش رسيدن دستور تو بهآنهاست.[٣]
اما عثمان نخواستيا نتوانستبهقول خود وفا كند و بدين ترتيبموجبات قتل خويش را فراهم آورد.
وجود اين تبعيضها، مسالهاىزودگذر و موقتى نبود كه با رفتنعثمان از ميان برود بلكه در ميانخواص جامعه آن روز به صورت يكفرهنگ و عادت درآمده بود.
اطرافيان و وابستگان خليفه بهصرف همين وابستگى و قرابت، از مالو مقام بسيار برخوردار مىشدند وباتوجيهات هوس پسندانه آن را حق خودمىشمردند و تحت عنوان صله رحمسوسوى وجدان خويش را نيزخاموش ساخته با خيال راحت اموالمردم را به غارت مىبردند.
امير المؤمنين، عليهالسلام، درتوصيف اين دوران مىفرمايد:
او (عثمان) همانند شتر پر خوار وشكم برآمده همى جز جمعآورى وخوردن بيت المال نداشت. او باهمكارى بستگان پدرىاش، همچونشتر گرسنه در بهار بر روى علف بيتالمال افتاده به خوردن مشغول شدنداما كارشان به نتيجه نرسيد».[٤] بعد از قتل عثمان، مردم براى بيعتبا امام على، عليهالسلام، به در خانه اوهجوم آوردند اما او بخوبى مىدانستتغيير اين فرهنگ وخارج ساختن اينعادت زشت از سر بزرگان قوم كارىبس دشوار است و به يك عمل جراحىبزرگ نياز دارد كه پيكره سرطانى آنروز اجتماع تحمل آن را نخواهد داشت. ولى، به دليل مسؤوليت الهى علما وحضور و اعلام آمادگى مردم براىتحقق اين تحول اجتماعى، اصلاحاتبزرگ خود را آغاز كرد و خطاب بهمردم، اوضاع آن دوران را به دورانقبل از اسلام و عمل خويش را بهاقدامات رسول خدا تشبيه كرد و ازامتحانى سختخبر داد[٥] و اصولخللناپذير حكومتخود را اعلام نمودو تا آخر نيز بدان پاى فشرد.
امام، عليهالسلام، دستور داد همهاسبها و شترها و اسلحههاى موجود درخانه عثمان- جز سلاح و مركبشخصى او- را به بيت المال بازگردانند.
عمروعاص چون از اين ماجرااطلاع يافت، در نامهاى به معاويه نوشتهرچه مىخواهى بكن كه پسر ابوطالبهمه اموال تو را خواهد گرفت، آنچنانكهچوبى را پوست كنند.[٦]
اميرمؤمنان در دومين روز بيعت، براستى هشدار داد، اموال و قطايعى راكه عثمان، ناروا به ديگران بخشيده بهبيت المال باز خواهد گرداند. هرچند باآن، زنانى را كابين بسته باشند و ياكنيزكان خريده باشند.[٧]
در ديدگاه علوى برتريهاى معنوى، همچون تقوا و صحبتبا رسول خداهرگز ملاك برتريهاى مادى و مالىقرار نگرفت و همگان به طور مساوى ازبيت المال بهرهمند شدند. به همين دليلبسيارى از اشراف و رؤساى قبايل كهاكنون خود را از حقشان! محروممىديدند، امام عادل را رها كرده بهسراغ معاويه رفتند. حضرت در يكدرد دل خصوصى، با مالك اشتر، ازاينكه مردم او را رها كردهاند، شكوهكرد. مالك علت آن را شدت عدالت اودانست و گفت: اكثر مردم به دنبال دنياهستند، اگر بذل مال كنى اطرافت جمعمىشوند. فرمود:
نمىتوانم بيش از حق به كسىبدهم. اميد است كه خداوند گروهىكوچك را بر گروهى بزرگ غلبهدهد.[٨]