ماهنامه موعود
(١)
شماره هفدهم
١ ص
(٢)
فهرست
١ ص
(٣)
در محضر دوست
٢ ص
(٤)
خدا كند تو بيايى
٤ ص
(٥)
شعر و ادب
٥ ص
(٦)
غنچه دين محمّد
٥ ص
(٧)
بزرگ زاده اى در خيل كنيزان
٦ ص
(٨)
در كاخ قيصر
٧ ص
(٩)
خواستگارى مليكه
٧ ص
(١٠)
تشرف به دين مقدس اسلام
٨ ص
(١١)
بشارت ابدى
٩ ص
(١٢)
جريان تولد
٩ ص
(١٣)
آمدنم دور نيست
١٢ ص
(١٤)
هزاره گرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت
١٤ ص
(١٥)
ديدگاه ابن خلدون درباره آينده بينى
١٤ ص
(١٦)
آرمان گرايى
١٥ ص
(١٧)
مسيحاى بنى اسرائيل
١٥ ص
(١٨)
مدعيان مسيحايى يهود
١٦ ص
(١٩)
انتظار و صهيونيسم
١٧ ص
(٢٠)
ظهور عيسى مسيح (ع)
١٧ ص
(٢١)
انتظار در مسيحيت
١٨ ص
(٢٢)
مكاشفه يوحنّا
١٩ ص
(٢٣)
شوق ظهور عيسى مسيح (ع)
١٩ ص
(٢٤)
عصر امام خمينى، قدس سره قسمت دوم
٢٠ ص
(٢٥)
با دعاى ندبه در پگاه جمعه
٢٨ ص
(٢٦)
حديث نياز
٣٦ ص
(٢٧)
يك سبو عطش
٣٨ ص
(٢٨)
روايات مربوط به دعاى تعجيل فرج
٣٨ ص
(٢٩)
نكات روايت
٣٩ ص
(٣٠)
چند سؤال
٤١ ص
(٣١)
در مطبوعات
٤٤ ص
(٣٢)
چگونگى نشر مطبوعات اسلامى در كشور آلمان
٤٤ ص
(٣٣)
نشريات سنى ها و شيعيان
٤٥ ص
(٣٤)
شعر و ادب
٤٦ ص
(٣٥)
طلوع سبز نور
٤٦ ص
(٣٦)
فروغ جان
٤٦ ص
(٣٧)
بشارت
٤٧ ص
(٣٨)
چلچراغ ايمان
٤٧ ص
(٣٩)
امام عصر (ع)
٤٨ ص
(٤٠)
دوبيتى
٤٨ ص
(٤١)
دامن گلريز نرگس
٤٨ ص
(٤٢)
مائده عشق
٤٩ ص
(٤٣)
آغاز و انجام
٤٩ ص
(٤٤)
اميد عارفان
٤٩ ص
(٤٥)
بى تو
٤٩ ص
(٤٦)
عمر انتظار
٥٠ ص
(٤٧)
كتاب بهار
٥٠ ص
(٤٨)
وقتى تو مى آيى
٥٠ ص
(٤٩)
خاتم قبليه نور
٥١ ص
(٥٠)
تو برتر از هزاران يوسف كنعانى
٥١ ص
(٥١)
حكومت علوى، الگوى حكومت مهدوى
٥٢ ص
(٥٢)
رمضان، بهار انتظار
٥٨ ص
(٥٣)
كدام انتظار؟
٦٢ ص
(٥٤)
انتظار اعتقادى
٦٣ ص
(٥٥)
1- معرفت امام شرط صحت انتظار
٦٣ ص
(٥٦)
2- نزديك شمردن فرج
٦٤ ص
(٥٧)
انتظار اجتماعى
٦٤ ص
(٥٨)
1 دعا
٦٥ ص
(٥٩)
2- ورع و تقوا
٦٦ ص
(٦٠)
3- حفظ و اشاعه علم ائمه
٦٦ ص
(٦١)
4- تسليم محض به امام
٦٧ ص
(٦٢)
5- دوستى با دوستان و دشمنى با دشمنان امام
٦٧ ص
(٦٣)
6- زمينه سازى در برقرارى عدل الهى
٦٨ ص
(٦٤)
ميعادگاه منتظران
٧٠ ص
(٦٥)
كلام نور
٧٠ ص
(٦٦)
مسجد مقدس جمكران از ديدگاه بزرگان
٧٢ ص
(٦٧)
پرسش و پاسخ
٧٣ ص
(٦٨)
الف) اهميت و ارزش امر به معروف و نهى از منكر
٧٣ ص
(٦٩)
ب) شرايط امر به معروف و نهى ازمنكر
٧٤ ص
(٧٠)
ج) مراتب امر به معروف و نهى ازمنكر
٧٤ ص
(٧١)
يك كتاب در يك مقاله
٧٥ ص
(٧٢)
نعمانى و كتاب «الغيبة»
٧٨ ص
(٧٣)
مقدمه
٧٨ ص
(٧٤)
زندگى نعمانى
٧٨ ص
(٧٥)
تاريخ تاليف الغيبة
٧٩ ص
(٧٦)
هدف از تاليف كتاب
٧٩ ص
(٧٧)
تو اگر بيايى
٨١ ص
(٧٨)
طواف ماندگار
٨٢ ص
(٧٩)
نگرشى به زيارت آل ياسين
٨٤ ص
(٨٠)
معرفى كتاب
٩١ ص

ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٥٥ - حكومت علوى، الگوى حكومت مهدوى

تفسير است.

آن حضرت براى آنكه نشان دهدبرداشت نابجا از بيت المال، نوعى‌دزدى محسوب مى‌شود به عقيل كه‌درخواست مال بيشترى داشت فرمود: شبانه صندوق تاجران بازار را بشكن‌و بردار. عقيل اظهار اشت‌خواهان‌دزدى نيستم. فرمود:

دزدى از يك نفر آسانتر است ازسرقت از بيت المال است و خيانت‌به‌يك گروه سختتر از خيانت‌به يك فرداست.[١]

روزى، در ميان لباسهاى مختلفى‌كه به بيت المال رسيده بود، يك پالتوى‌كلاه‌دار از جنس خز، نظر امام حسن، عليه‌السلام، را به خود جلب كرد؛ اماحضرت از دادن آن خوددارى كرده به‌عدالت تقسيم نمود و آن پالتو سهم‌جوانى همدانى شد و او چون شنيد امام‌حسن بدان نظر داشته، به وى تقديم‌كرد.[٢]

با مرورى بر خطبه‌ها و نامه‌هاى‌امام امير المؤمنين برنامه‌هاى نظارتى‌ايشان را براى تحت نظر گرفتن‌كارگزاران مى‌توان به دو بخش تقسيم‌كرد: بخش فكرى، فرهنگى و بخش‌اجرايى، حكومتى.

١. اقدامات فكرى و فرهنگى‌

امام اميرالمؤمنين براى حفظ وادامه سلامت كارگزارانش به‌مناسبتهاى مختلف، جايگاه، وظايف وسرانجام انسان را براى آنان تبيين‌مى‌نمود تا از گرفتار آمدنشان در دام‌غفلت‌بر حذر دارد. دامى كه بيشترين‌صيدش صاحب منصبان و حاكمان‌اند. وى هنگام اعزام يكى از مديران به محل‌ماموريت و يا در حين خدمت، طى‌نامه‌هايى آنان را به ياد نظارت خداوندبر اعمال بندگان و سختيهاى قيامت‌مى‌انداخت و نسبت‌به مسؤوليت الهى‌آنها بيدار باش مى‌داد. در نامه‌اى به‌يكى از ماليات بگيران خود «او را به تقواو ترس از خدا در امور پنهان فرمان‌مى‌دهد، آنجا كه غير خدا هيچ شاهدى‌نيست.»[٣] و نيز مى‌فرمايد:

در راه خدا آنچه بر شما واجب‌است انجام دهيد كه خداوند از ما و شماخواسته با كوششهاى خود از اوسپاسگزارى كنيم.[٤]

شبيه چنين سفارشهايى در نامه به‌مالك اشتر و محمد بن ابى‌بكر[٥] نيزديده مى‌شود. و نيز به مالك سفارش‌فرمود:

مبادا به بهانه اطاعت از فرمان‌ديگرى، فرمان خدا را ناديده گيرى.

اميرالمؤمنين حكومت و زمامدارى‌را به عنوان امانت در دست كارگزاران‌معرفى مى‌كرد كه خيانت در آن ودست‌درازى به بيت‌المال، همسنگ‌خيانت‌به خون مسلمانان‌[٦] و نشانه‌عدم اعتقاد فرد خائن به قيامت است.[٧]

در نامه معروف به عثمان بن‌حنيف‌[٨] بعد از گله و شكايت از او وبيان زندگانى سراسر زهد خود، علت‌اينگونه سخت گيرى بر نفس را ترس ازروز هولناك قيامت مى‌شمارد و كسانى‌را كه به غذاهاى تشريفاتى و نابودشدنى دنيا مشغول گشته‌اند به‌حيوانات پروارى تشبيه كرده است تامخاطب را از خواب غفلت‌بيدار كند ودر پايان به فرماندار خود مى‌نويسد:

پسر حنيف، از خدا بترس و به‌همان قرصهاى نان اكتفا كن تا خلاصى‌تو از جهنم امكان پذير گردد.[٩]

روش ديگر امام، عليه‌السلام، براى‌نظارت بر زمامداران از طريق فكرى، فرهنگى، توجه دادن آنها به عواقب‌شوم خيانت در همين دنياست، اگركسى به قبر و قيامت هم كارى نداشته‌باشد، بايد بداند كه «ستم، نامه عزل‌شاهان بود» مملكتى ممكن است‌به كفربماند ولى به ظلم باقى نخواهد ماند، اگرزمامدار در پى كسب نام نيك دردنياست، بايستى متوجه باشدهمانگونه كه امروزيان اعمال گذشتگان‌را نقد و بررسى كرده مورد قضاوت‌قرار مى‌دهند، آيندگان نيز اعمال ما راخواهند سنجيد.

«مردم به كارهاى تو- مالك- همانگونه نظر مى‌كنند كه تو درباره آنهامى‌گفتى»[١٠]

بسيارى از حيف و ميلها در بيت‌المال بدان دليل صورت مى‌گيرد كه‌حاكم مى‌خواهد با دادن اموال همه‌مردم به گروهى خاص، آنان را دراطراف خود نگه دارد تا روز مبادا از اوو حكومتش دفاع كنند. البته بهره‌مندان‌از اين اموال چند صباحى زبان به مدح‌و ثناى او خواهند گشود و در ظاهرموجب سرافرازى حاكم در دنيامى‌گردند اما سنت‌خداوند بر اين قرارگرفته است كه سرانجام ازسپاسگزارى آنان محروم مى‌گردد وهنگام نياز و لغزش بدترين رفيقان وملامت كننده‌ترين دوستان باشند.[١١]