ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٤ - ديدگاه ابن خلدون درباره آينده بينى
هزارهگرايى در فلسفه تاريخ مسيحيت
حسين توفيقى
هزارهگرايى(Millen nialism) ميراث قديمى اديان است كه امروزه در جوامع مسيحى رواج يافته و در آينده نزديك، شاهد آثار و نتايج آن خواهيم بود. اين آرمان در يهوديت بسيار اوج گرفت و در مسيحيت- بويژه در حدود سال ١٠٠٠ ميلادى- به نهايت اوج خود رسيد. اكنون (در سال ١٩٩٩) كه هزاره دوم ميلادى رو به پايان و هزاره سوم در پيش است، هزارهگرايى در جهان مسيحيت بيداد مىكند و شور و التهاب اين آرمان در آن جوامع بدان پايه است كه پژوهشگران علوم اجتماعى و رسانههاى جمعى گاهى از آن به عنوان «سندرم ٢٠٠٠» و «جنون هزارهاى» ياد مىكنند. اين آرمان خاص مسيحيت نيست و نشانههايى از آن در اسلام و اديان ديگر وجود دارد.
دائرةالمعارف بينالمللى علوم اجتماعى در مدخلMillennialism مىنويسد:
واژه لاتينىMillennialism و معادل يونانى آنchilias در لغت به معناى يك دوره هزار ساله است. سنت هزاره بر ادبيات مكاشفهاى يهود و كتاب مكاشفه يوحنّا استوار است. براساس آن سنت، مسيح پس از اينكه بار ديگر به شكل يك جنگاور آشكار شود، بر ابليس پيروز خواهد گرديد و او را در بند خواهد كرد. آنگاه ملكوت خدا را پديد خواهد آورد و شخصاً مدت ١٠٠٠ سال حكم خواهد راند. قديسانى كه در ايمان ثابت مانده و جان بر سر نهادهاند، از خاك برمىخيزند و در پادشاهى او به كهانت مىپردازند. در پايان اين دوره، شيطان تا چندى آزاد خواهد ماند و سرانجام كشته خواهد شد. آنگاه رستاخيز همه مردگان، واپسين داورى و آخرين رستگارى فرا خواهد رسيد.[١]
ديدگاه ابنخلدون درباره آينده بينى
هزارهگرايى تا اندازهاى به پيشگوييهاى مربوط به آينده جهان ارتباط دارد و در جستوجوى پاسخى براى سرنوشت انسان و جهان است.
ابنخلدون معتقد است كه شوق به آگاهى از سرنوشت در سرشت آدمى وجود دارد. انسان علاقهمند است بداند چه حوادثى در آينده افراد رخ خواهد داد. ما همه دوست داريم بدانيم سرنوشت ما چيست و چه آيندهاى در انتظار ماست همچنين علاقهمنديم درباره امور اجتماعى خود و ساير ملتها از پيش آگاه شويم. وى مىگويد: اين اشتياق بازار پيشگويان، فالگيران و طالعبينان را بسيار رونق داده است و افراد كوتهانديش براى آگاه شدن از حوادث آينده نزد اين اشخاص مىروند.[٢]