ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - با دعاى ندبه در پگاه جمعه
مىشود.
از اين رهگذر برخى از فلاسفه كهبه معراج جسمانى و معاد جسمانىمعتقد نشدهاند، مورد تكفير وتفسيققرار گرفتهاند.
به عنوان مثال: بنيانگذار فرقهشيخيه «شيخ احمد احسائى» هنگامىكه در توجيه مساله خرق و التيامافلاك به بن بست رسيد و نتوانستمساله معراج جسمانى را در محدودهتفكر هيئتبطلميوس آن روز حل وفصل كند، به بدن برزخى معتقد شد وآن را «هور قليا» نام نهاد، موردهجوم و تكفير علماى شيعه قرارگرفت.[١]
وى كلمه «هور قليا» را يك واژهسريانى معرفى كرده[٢] ولى مرحومتنكابنى از آخوند ملاعلى نورى نقلكرده كه واژه «هور قليا» يونانى استو تعبير «هور قليا» غلط مشهور استو صحيح آن «هور قليا» مىباشد.[٣]
تا جايى كه ما سراغ داريم، نخستين كسى كه اين واژه را در بلاداسلامى به كار برده «شيح شهابالدين سهروردى» (م ٥٨٧ ق.) است.[٤] آنگاه شيخ احمد احسائى آن را بهوفور در كتابهاى خود به كار بردهاست.[٥]
آنچه از توضيحات احسائى، كرمانى و هانرى كوربن استفادهمىشود، اين است كه منظور از «هورقليا» مثال قالبى است نه جسدعنصرى.[٦] شيخ احمد در تبيين عقيده خود دررابطه با «معراج هور قليائى» مىنويسد:
جسم در حال عروج و صعودهرچه بالا برود، عناصر مربوط به هركره را در همانجا ترك مىكند و بالامىرود، مثلا" عنصر هوا را در كرههوا، عنصر آتش را در كره آتش. وهنگام بازگشت، آنچه را كه ترككرده بود باز مىگيرد.[٧]
بنابراين پيامبر اكرم، صلى الله عليهوآله، در شب معراجهريك از عناصر چهارگانه بدن خودرا در كره خود ترك كرده، با بدنى كهفاقد اين عناصر چهارگانه بود، بهمعراج رفته است. يك چنين بدننمىتواند بدن عنصرى باشد، بلكه يكبدن برزخى و به اصطلاح وى «هورقليا» خواهد بود.[٨]
هنگامى كه شيخ احمد احسائىعقيده خود را در مورد معاد و معراجابراز كرد و از آنها به «هور قليا» تعبيرنمود، «ملامحمدتقى برغانى» مشهوربه «شهيد ثالث» با وى ملاقات كردودر مورد معاد و معراج و ديگر عقايدشيخ احمد با او سخن گفت و عقايد اورا با ضروريات عقيدتى شيعهسازگار نيافت و او را به جهت اعتقادبه «معراج هور قليا»، «معاد هور قليا» و ديگر عقايد متفردهاش تكفير كرد.[٩]
ملا محمد جعفر استرآبادىصاحب فصول و شيخ محمد حسنصاحب جواهر به كفر ايشان نظردادند.[١٠]
با توجه به مطالب فوق روشنمىشود كه اعتقاد به معراج جسمانىاز نظر فقهاى شيعه چقدر محكم واستوار است، كه منكر آن را از زمرهاسلام بيرون مىدانند و نشان كفر برپيشانى اش مىنهند.
اكثريت قاطع اهل سنت نيز همينعقيده را دارند و معتقد هستند كهمعراج در بيدارى و با بدن عنصرىانجام گرفته است.[١١]
جاى شگفت است كه عده ناچيزىاز علماى عامه به معراج روحانىمعتقد شده و استدلال كردهاند بهحديثى از عايشه كه گفته است:
در شب معراج پيكر پيامبر ازديدگاه ناپديد نشده، بلكه خداوندمتعال روح او را به معراج برد!![١٢]
در حالى كه عايشه در آن تاريخبچه خردسالى بيش نبود و به خانهرسول اكرم، صلى الله عليهوآله، راهنيافته بود. و لذا متن حديثبراىاثبات جعلى بودن آن كافى است.[١٣]
در فرازى از دعاى ندبه در ضمنشمارش فضائل و مناقب ويژهرسول گرامى اسلام به معراج آنحضرت اشاره شده، چنين آمدهاست:
و اوطاته مشارقك و مغاربك وسخرت له البراق، و عرجتبه الىسمائكگامهايش را به شرق و غرب جهانرساندى و براق را در اختيار او نهادى واو را به سوى آسمان عروج دادى.[١٤]
در اين فراز كوتاه از دعاى ندبه، كه از يك سطر تجاوز نمىكند، به سهمطلب مهم اشاره شده است:
١- سير شبانه از مكه مكرمه تامسجد اقصى (اوطاته).