ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٩ - جنّ، در باور ما تحصيل كرده ها!
كترى آبجوش را بلند كرد و سمت ظرفشويى رفت، بسماللهى گفت و آب را خالى كرد. دخترك با تعجّب به بخارهايى كه صورت مادربزرگ را محو كرده بود، نگاهى انداخت و پرسيد: عزيز جان! براى چى گفتى بسم الله؟ زن در حالى كه شير آب سرد را باز مىكرد، بدون اينكه نگاهى به كودك بيندازد، با بيان كودكانهاى گفت: آخه بچّه جنها توى راهآب خانهها زندگى مىكنند، اگر موقعى كه آب داغ مىريزيم بسمالله نگوييم، مىسوزند. بعد بزرگترهاشان مىآيند و ما را اذيّت مىكنند. زن، كترى را دوباره پر از آب كرد و بىتوجّه به چشمهاى گرد شده كودك، سمت اجاق گاز رفت ...
\*\*\*
شايد خيلى از ما نيز اوّلين بارى كه اسم جن را شنيديم، از دهان يك بزرگتر و در شرايطى بوده كه حتّى فكرش را نمىكرديم. شايد پاسخها قانعمان مىكرد و شايد هم در دنياى كودكى فقط ترس بود كه چند روزى مهمان دلمان شده و با حرفهاى هم سن و سالهايمان چند برابر مىشد. امّا اينكه چه تعداد از ما، به اين موجودات اعتقاد داريم يا اينكه نسبت به آنها آگاهى داريم و پرسشهايى مرتبط با آن، مواردى بودند كه در اين گزارش، باعث شد خيلىها با تعجّب به ما نگاه كنند و بعضىها نيز از جواب دادن به پرسشها طفره بروند.
طفره رفتن افراد از پاسخگويى، گاهى از سر ترس بود و گاهى نيز چاشنى محافظهكارى با آن همراه بود. براى مثال دكتر فاضلى، جامعه شناس مىگويد: به جن اعتقاد ندارم؛ ولى نظرى هم ندارم. بحثش سياسى است.
و هنگامى كه رابطه جن با سياست را از او مىپرسيم، اين امر را مطرح مىكند كه امور مذهبى و مسائلى كه به قرآن مربوط مىشوند، در كشور ما همراه با بعد سياسى هستند و براى فرار از اين امر يا بايد تظاهر كرد يا اعلام بىنظرى. ايشان نهايتاً بىنظرى را انتخاب كردند.
در گفتوگو با افراد مىشود متوجّه شد كه آنها سعى در پنهان كردن ترس خود دارند؛ امّا زمانى كه پرسش از علّت ترسيدن به ميان مىآمد، ناشناخته بودن و همراه شدن با خرافات از جمله مهمترين دلايلى بود كه مطرح مىشد. حجّت الاسلام حيدرزاده نيز براى اين امر از مثال تاريكى و روشن نبودن فضاى مربوط به عالم اجنّه ياد مىكند كه چون با خرافات آميخته شدهاند، قابل اعتماد نيست و منجر به وحشت انسانها مىشود و براى برونرفت از اين شرايط مىگويد: با اتّكا به مبانى قرآنى و روايات مىشود چراغ اين اتاق تاريك را روشن كرد، آن وقت است كه مىبينيم دليلى براى ترسيدن وجود ندارد.
تعداد افرادى كه وجود جن را منكر مىشوند، در بين مصاحبهشوندگان زياد نيست؛ امّا كسانى هم كه به اين موجودات اعتقاد داشته باشند، چندان نظر قاطعى نمىدهند:
وحيد شمشيرى، ٢٨ سال سن دارد و با مدرك فوق ليسانس رياضى، معلّم دبيرستان است. وى درباره اين پرسش كه آيا جن را قبول داريد يا نه؟ مىگويد: بنابر ملاكهاى مذهبى و اينكه در قرآن به آن اشاره شده است، قبولش دارم، امّا اگر در قرآن نبود، قبولش نمىكردم؛ يعنى در واقع به آن باور ندارم؛ زيرا با ديد علمى در تناقص است و نمىتوانم بگويم چنين چيزى وجود دارد. به نظرم وجود جن آن هم در كنار انسان از لحاظ عقلى مردود است. در روايتهاى مختلف از شياطين مثالهايى داريم؛ امّا وقتى وارد بحث مىشويم، مىبينيم شايد منظور چيزى مثل ميكروب يا ويروس بوده است و چون مردم آن دوره نمىفهميدند، پيامبر (ص) و قرآن چنين جنبههايى را مطرح مىكردند و آن موجود سمدار شبيه به انسان، تخيّلات مردم آن زمان بوده است.
محلّ زندگى و نحوه زندگى جن نيز يكى از مواردى بود كه مردم را به خاطرات و شنيدههايشان مىبرد. شنيدههايى كه اكثر پاسخگويان، بدون آوردن دليل، آنها را خرافات مىپنداشتند.
مهوش ابراهيمى خانهدار است. او نيز همان سخن قبلى را تكرار مىكند كه اگر نام جن در قرآن نيامده بود، آن را قبول