ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٨ - سحر، جادو و طلسم
سحر، جادو و طلسم
سحر و جادو تقريباً هم رديف و هم تراز هم هستند؛ امّا طلسم كاملًا متفاوت از اين دو است كه در جاى ديگرى بيان خواهد شد؛ امّا در اينجا به طريقه سحر كردن توسط شياطين جن با درخواست شياطين انس مىپردازيم.
برخى از افراد با استفاده از اين روشها مىتوانند با اجنّه شيطانى ارتباط برقرار كنند و برخى از توانمندىهاى آنها را در رسيدن به اهداف كفرآلود خود به كار گيرند. يادآورى داستانهايى از قرآن كريم درباره اعمال ابليس و كمك او به افراد كافر و مشركى كه سعى در دشمنى آشكار با پيامبران همعصر خود داشتهاند، بيانگر نحوه اعمال شيطانى اجنّه و به كارگيرى آنها توسط افراد كافر و مشرك است. روشهاى ارتباط با شياطين جن، بسيار متفاوت است؛ به طور مثال در داستان حضرت ابراهيم (ع) آمده است كه به دستور نمرود؛ آتش بسيار بزرگ و مهيبى فراهم كردند، هنگامى كه خواستند حضرت ابراهيم (ع) را به آتش بيندازند از شدّت گرماى آتش نتوانستند به آن نزديك شوند. در اين لحظه شيطان به صورت پيرزنى در آمده و نزد مأموران رفت و دستور ساخت منجنيق را به آنها داد و در واقع شيطان روش ساخت منجنيق را به آنها ياد داد تا حضرت را بتوانند در آتش بيندازند و باز بعد از آنكه آتش به امر خداوند براى حضرت ابراهيم (ع) گلستان شد، مأموران نمرود از اين امر دچار وحشت شده و جرئت نزديك شدن به آن منطقه و حضرت را نداشتند. در اينجا باز هم شيطان به شكل پيرزنى به نزد مأموران رفته و آنها را راهنمايى مىكند.
شيطان در مواردى نيز مستقيم و با معرفى خود و با دادن وعده يارى به جاهلان، براى خود يار و ياور جمع كرده است. در زمان حضرت موسى (ع) كه سحر و جادوگرى قدرت گرفته بود و در واقع روش استفاده از آن را ساحران و جادوگران بهتر آموخته و مسلّطتر گشته بودند؛ مانند سامرى كه رئيس ساحران زمان حضرت موسى (ع) و به سحر مسلّط بود. او بعد به موسى (ع) ايمان آورد و همراه قوم و حضرت موسى (ع) به پاى كوه طور رفت. زمانى كه حضرت موسى (ع) به دعوت خداوند به كوه فرا خوانده شد، او با طلاهاى قوم، گوسالهاى ساخت و هنگامى كه ديد حضرت جبرئيل (ع) به سمت كوه طور براى ديدن حضرت موسى (ع) رهسپار شده به دنبال ايشان رفته و از خاكى كه زير پايش بر جاى مانده بود، برداشت و آن را به گوساله زد و گوساله شروع به سخن گفتن كرد.
در اين مقطع، ساحران بسيار نيرومند، ولى در اقليّت بودند تا زمان حضرت سليمان (ع) فرا رسيد و به دستور خداوند تمام جنّيان و شياطين و ديوها تحت امر حضرت قرار گرفتند و هر كس از دستور حضرت سليمان (ع) سرپيچى كرد، مورد عذاب الهى قرار گرفت.
«وَلِسُلَيْمانَ الرِّيحَ غُدُوُّها شَهْرٌ وَ رَواحُها شَهْرٌ وَ أَسَلْنا لَهُ عَيْنَ الْقِطْرِ وَ مِنَ الْجِنِّ مَنْ يَعْمَلُ بَيْنَ يَدَيْهِ بِإِذْنِ رَبِّهِ وَ مَنْ يَزِغْ مِنْهُمْ عَنْ أَمْرِنا نُذِقْهُ مِنْ عَذابِ السَّعِيرِ يَعْمَلُونَ لَهُ ما يَشاءُ مِنْ مَحارِيبَ وَ تَماثِيلَ وَ جِفانٍ كَالْجَوابِ وَ قُدُورٍ راسِياتٍ اعْمَلُوا آلَ داوُدَ شُكْراً وَ قَلِيلٌ مِنْ عِبادِيَ الشَّكُورُ؛[١]
و باد را براى سليمان [رام كرديم] كه رفتن آن بامداد يك ماه و آمدنش شبانگاه يك ماه [راه] بود و معدن مس را براى او ذوب [و روان] گردانيديم و برخى از جن به فرمان پروردگارشان پيش او كار مىكردند و هر كس از آنها از دستور ما سر برمىتافت از عذاب سوزان به او مىچشانيديم. [آن متخصّصان] براى او هر چه مىخواست از نمازخانهها و مجسّمهها و ظروف بزرگ مانند حوضچهها و ديگهاى چسبيده به زمين مىساختند. اى خاندان داوود شكرگزار باشيد و از بندگان من اندكى سپاس گزارند.»
«وَحُشِرَ لِسُلَيْمانَ جُنُودُهُ مِنَ الْجِنِّ وَ الْإِنْسِ وَ الطَّيْرِ فَهُمْ يُوزَعُونَ؛[٢] و براى سليمان سپاهيانش از جنّ و انس و پرندگان جمعآورى شدند و [براى رژه] دسته دسته گرديدند.»
«قالَعِفْرِيتٌ مِنَ الْجِنِّ أَنَا آتِيكَ بِهِ قَبْلَ أَنْ تَقُومَ مِنْ مَقامِكَ وَ إِنِّي عَلَيْهِ لَقَوِيٌّ أَمِينٌ؛[٣] عفريتى از جن گفت من آن را پيش از آنكه از مجلس خود برخيزى براى تو مىآورم و بر اين [كار] سخت توانا و مورد اعتمادم.» (و در جواهر و نواميس آن دست خيانت نبرم.)
اين آيات بيانگر ارتباط بين شياطين جن و ديو و جنّيان ديگر كه در تسخير حضرت سليمان (ع) بودند، مىباشد.
در آيات مبارك قرآن مجيد گفته شده كه گروهى از ديوان به ساختن بنا مىپرداختند و حتّى در آيات ديگر آمده كه گروهى از جنّيان از كف دريا، لؤلؤ و مرجان، براى ساختن كاخهاى حضرت سليمان (ع) استخراج مىكردند.
در بحث قبل گفته شد كه در زمان حضرت موسى (ع) سحر و جادوگرى به اوج توانايى خود رسيده بود؛ امّا هنوز اين علم در نزد اشخاص منحصر به فرد و محدودى وجود داشت و در واقع همهگير نبود تا اينكه در زمان حضرت سليمان نبى (ع) علم سحر و جادوگرى رواج يافت و تقريباً همه از آن استفاده كردند؛ زيرا در زمان حضرت سليمان (ع) مردم با اجنّه و شياطين همكار شده بودند. اين شياطين و جنّيان در حين كار و ارتباط با مردم، به آنها سحر و جادوگرى را آموختند، مخصوصاً درباره ايجاد اختلاف بين زن و شوهر و جدايى آنان خيلى كار مىكردند. دليل اين حرف آيه ١٠٢ سوره مباركه بقره است:
«وَ اتَّبَعُوا ما تَتْلُوا الشَّياطِينُ عَلى مُلْكِ سُلَيْمانَ وَ ما كَفَرَ سُلَيْمانُ