ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٤٥ - مرگ و زندگى جن
دقّت در چند آيه ديگر كه درباره عذاب جنّ و انس گفته شده، معلوم مىكند كه چون جن عقل و جهل و اختيار دارد، مىتواند هر دينى را برگزيند از يهود، نصارا يا اسلام و مىتواند كافر يا مشرك شود كه البتّه در آيات بالا نيز خداوند به كفر آنها اشاره فرموده است.
مرگ و زندگى جن
از آنجا كه جن مخلوق است، طبق قاعده مخلوق بودن، ابتدايى و انتهايى دارد؛ يعنى عمر مقدّر دارد؛ امّا عمر آنها از انسانها بيشتر است و اين به دليل نوع خلقت آنهاست و چه بسا موجوداتى هستند كه چندين برابر جنّيان عمر مىكنند و آنها نيز بر خلقت خود قرار دارند.
از احاديث، اين گونه دريافت مىشود كه جن عمرى چند هزار ساله دارد. شاهد مثال آن، اين داستان است.
به سند معتبرى از ابن عبّاس روايت شده كه:
در خدمت رسول اكرم (ص) وارد شده بوديم، يكى از جنّيان در حال سؤال كردن مسائل سخت و مشكل از حضرت رسول (ص) بود، ناگهان حضرت على (ع) از دور ظاهر شدند. جن از ديدن حضرت على (ع) و از ترس، آنچنان كوچك شد كه به اندازه گنجشكى درآمد و در مقابل آن حضرت عجز و زارى نمود و به پيامبر (ص) عرض كرد: يا رسول الله! مرا در پناه خود بگير. پيامبر (ص) فرمود: «از چه كسى مىترسى؟» جن عرض كرد: از آن جوان كه از دور مىآيد، مىترسم. حضرت فرمود: «براى چه از آن جوان مىترسى؟» جن گفت: من در زمان طوفان نوح (ع) شاهد ماجرا بودم، وقتى كه كشتى آن حضرت روى آبها شناور شد و همه جا را آب گرفته بود، من داخل كشتى رفتم تا آن را سوراخ كرده و نوح (ع) را با پيروانش غرق كنم. ناگهان ديدم كه همين جوان در آن كشتى ظاهر شد و در حالى كه نيزهاى در دست داشت، با سرِ آن دستم را بريد.
در اين حال جن دست و انگشت بريده خود را به پيامبر (ص) نشان داد. پيامبر (ص) فرمودند: «درست ديدهاى اين همان جوان است كه دست تو را بريده.»[١]
البتّه از اين نوع حديثها و حكايتها كه به نوعى در آن عمر طولانى جن ذكر شده، متواتر و زياد مىباشد و ما در اينجا به علّت پرداختن به مباحث علمى درباره جن و ناگفتههايى درباره اين مخلوق، به همين مقدار اكتفا مىكنيم و اگر كسى خواهان حكايتها و احاديث بيشترى در اين مورد مىتواند باشد، به كتابهاى متعدّدى كه درباره جن موجودند، مراجعه كند؛ امّا بناى ما در اين مقاله، بيان مسائلى است كه به علم و فهم ما بيفزايد.