ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - بشارت
را مىخواهى طى كنى بايد طهارت نام كربلا؛ طهارت نام سيّدالشّهداء (ع) هميشه مدّ نظرت باشد. آنجا هر كس راه پيدا مىكند، پاك است. جز اين اگر باشد از عشق بىخبرى.
حضرت حق به صابران بشارت داده است. صبرِ در مصيبت، صبرِ در عبادت، صبرِ در بلا، صبرِ در معصيت.
- خواهر جان صبر كن! بى بى زينب (س) فرمودند: يعنى حسين جان تو را سر ببرند و من صبر كنم؟ محكم فرمودند: بله.
فبشّر الصّابرين
در عروسى بشارت است؟ يا در اين مصيبت بزرگ، آن هم براى حضرت زينب (س)؟
بله بشارت است.
امير المومنين (ع) نشسته بودند در «مسجدكوفه» و سر مباركشان پايين بود. يك چوب كوچك هم دستشان بود و داشتند با اين چوب، خاكهاى زمين مسجد كوفه را زير و رو مىكردند، يا نقش مىزدند. كسى آمد صورت ايشان را بالا آورد. عرض كرد: يا ابالحسن! انّى احبّك حبّاً شديداً؛ آقا جان! من عاشق شما هستم. حضرت سر را بالا آوردند وگفتند: صَدَقتَ يا ولى الله (راست مىگويى؛ يعنى در صحيفه وجودم اسمت را مىبينم). حالا كه من را دوست دارى بشارتت بدهم. ابشّرك بالبلاء.
استعدّ للفقر. فخذ جلباباً من الفقر. حالا كه من را دوست دارى برو لباس فقر را بپوش.
اين فقر ظاهرى نيست، فقر از همه چيز است. تا مىگوييم فقر، خيال مىكنند؛ يعنى بىپولى. خيلىها هستند پول ندارند. جلسه مىآيند؛ امّا فكرشان دنبال پول است. اين فقر نيست، اينها فكرشان بيشتر از ثروتمندان دنبال پول است. گريه مىكنند بر امام حسين (ع)، نماز مىخوانند، نماز شب مىخوانند، ولى تمام همّشان به اين است كه دارا بشوند. در مقابل ممكن است كسى جبيش پر پول باشد؛ امّا همه تلاشش به اين باشد كه خودش را خلاص كند و اين خيلى به حقيقت نزديكتر است تا فقيرى كه همه حواس و ذهنش به پولدار شدن است.
صحّت و امنيّت و بشارت را نمىدانيم چيست، فقر را هم نمىدانيم. فقر، بىنيازى درون است.
بعضى از ائمه (ع) از نظر مادّى وضعشان خيلى خوب بود. آقا سيّد الشّهداء (ع) وقتى خيام زينب (س) را سرپا كردند، تيركهاى چادر همه مُذهّب بودند و لشكر شمر اينها را غارت كردند.
امام على (ع) فرمودند: در همه بچّههايم (حتّى در ائمه) اين منصبى كه ظواهر عالم فقر هم به همراهش باشد، فقط به من اختصاص دارد. اميرالمؤمنين (ع) خيلى مظلوم بودند. خوراكش قرصهاى نان جوين است. خداوند زمين و آسمان است.
اين منصب فقط براى ايشان است؛ اميرالمؤمنين (ع) ويژگىهاى زيادى دارند و اين يكى از ويژگىهايى است كه تمام ائمه اثناعشر نبايد داشته باشند.
" اكتفى امامكم من دنياكم بتمر و من القوت بقرصين و انكم لا تقدرون على ذلك، و لكن اعينونى بورع و اجتهاد و عفه و سداد؛
«هيچ كدامتان نمىتوانيد اين راه را برويد، فقط منم كه به دو جامه اكتفا كردم و به دو قرص نان جوين (اندازه كلوچه، نه نان سنگك). شما نمىتوانيد اين راه را برويد؛ امّا مواظب خودتان باشيد، عفّت داشته باشيد. جدّ و جهد كنيد، تقوا داشته باشيد.»
و اين راه باز است.