ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٨ - بشارت
هنوز در دنياى وجود خودمانيم. اين دنياى وجودى از دنيايى كه فرعون دنبالش بود، بزرگتر است. فرعون دنبال دنياى كوچكى بود در مقابل دنياى وجودمان كه به آن متّصليم. فرعون را مىشود از آن دنيا حركت داد اين فرعون نفس است كه نمىتوان از اين دنيا حركتش داد.
ما فقط خودمان را دوست داريم. آخرين نقطه اى كه مىتواند انسان را متّصل كند، آمادگى براى مرگ است. هر عشقى، به هر چيزى، اوّل سر بر كف گذاشتن مىخواهد.
اين منطق را نگه داريد؛ اين امنيّت است. منطق تضحيه، منطق فداكارى، منطقى كه اسم امام حسين (ع)، انسان را با سر به سمت مقتل ببرد و اين نگه داشته نمىشود؛ مگر در مجالس امام حسين (ع). هيچ جاى ديگر، جايش نيست. نه در دانشگاه است نه در كتاب نه در مسجد .... دور و بر اين گريه كردنها و سياهىها و سينهزدنهاست. همين منطق است كه اهل ولايت را به صاحب الزّمان، حضرت بقيّة الله (ع)، متّصل مىكند. اين بايد زنده بماند. نمىبينى «كربلا» را مىخواهند از من و تو بگيرند؛ چون مىدانند در كربلا چيست. مىخواهند «سامرّاء» را از ما بگيرند، چون مىدانند چيست. عالم را با گريه كردن مىگرفتند. آنها با شيعه كار دارند؛ چون شيعه عالم گير است. تشيّع، ظهور و ثبوت و جان گرفتنش، همه در مجلس امام حسين (ع) است. هيچ چيز ديگرى نيست. البتّه تشيّعى كه واقعى است؛ آن تشيّعى كه خداوند پايش را امضا مىكند. اگر راه امام حسين (ع)