ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢٣ - ١ روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع)
بر اجنّه باقى بماند؟ آيا مىتوان اين ويژگىها را مختصّ اجنّه غيرمرئى و مادّى دانست؟ اگر چنين است، پس چرا اجنّه نتوانستند تا يك سال پس از فوت سليمان (ع) از عذابها رهايى پيدا كنند؟ و چرا به محض اطّلاع از فوت سليمان (ع) خود را از عذاب رهاندند؟ آيا جز اين است كه اين عذاب، در حيطه ملك سليمانى و به صورت مادّى بوده است و البتّه بر اجنّهاى كه در هيئت مادّى درآمدهاند؟
دلايل روايى
١. روايت غليظ شدن شياطين در زمان سليمان (ع):
از هشام بن حكم نقل شده كه زنديقى از امام صادق (ع) پرسيد: آيا سجده براى غير خدا صحيح است؟ امام صادق (ع) فرمودند: «نه» گفت: پس چگونه خداوند ملائكه را دستور داد تا بر آدم سجده كنند؟ فرمودند: «كسى كه به امر و دستور خدا سجده كند، او براى خداست؛ زيرا اطاعت فرمان او را نموده است.» پرسيد: كهانت و جادوگرى از كجا به وجود آمد و چگونه خبر از آينده مىدهند؟ فرمودند:
«كهانت در جاهليّت بود، هر موقعى كه فاصلهاى پيدا مىشود از عصر پيامبران، كاهن شبيه حاكم و داور ميان مردم بود كه در مسائل و وقايعى كه نمىدانستند به او مراجعه مىكردند. او نيز جريانهايى كه بعد به وجود مىآمد، به آنها اطّلاع مىداد، اين اطّلاع كاهن از آينده، به چند طريق پيدا مىشد:
تيزبينى و تيزهوشى و به سبب خطور و زيركى و آگاهى بر دلش القاء مىشد، زيرا آنچه در روى زمين به وجود مىآمد، شيطان مطّلع بوده و آن را به كاهن مىرسانده و وقايع اطراف و داخل منازل را به او مىگفت.
در مورد خبرهاى آسمانى، شياطين مىرفتند در جاهايى كه چيزى به گوش آنها برسد، در آن زمان كه از استراق سمع ممنوع نبودند و هدف سنگهاى آسمانى قرار نمىگرفتند. علّت اينكه از آنها جلوگيرى به عمل آمد اين بود كه روى زمين از اشخاص، عملى شبيه وحى بروز نيابد و مسئله تشخيص پيامبر و نبوّت، بر مردم مشكل نشود تا حجّت بر مردم ثابت گردد و اشتباهى به وجود نيايد. شيطان يك كلمه از اخبار آسمان را در مورد حوادثى كه براى مردم پيش مىآمد، مىشنيد، آن را حفظ مىكرد، به زمين مىآمد و بر كاهن القا مىنمود. از طرف خود كلماتى نيز به آن مىافزود، حق را با باطل مىآميخت. آنچه كاهن درست مىگفت از اطّلاعاتى بود كه شيطان از آسمان گرفته بود و آنچه اشتباه مىكرد از مطالبى بود كه شيطان بر آن افزوده بود. از زمانى كه شياطين از استراق سمع ممنوع شدند، ديگر كهانت از ميان رفت. در اين زمان شيطانها به كاهنان وقايعى را كه مردم با يك ديگر گفتوگو مىكنند و جريانهايى كه نقل مىكنند، مىرسانند. گاهى نيز شياطين به يكديگر وقايعى كه در جاهاى دور اتّفاق افتاده از قبيل سرقت، قتل يا گمشده مىگويند، آنها نيز مثل انسانها راستگو و دروغگو هستند.»
پرسيد: چگونه شياطين به آسمان بالا مىروند و حال آنكه ايشان مانند مردمند در خلقت و كثافت و اگر چنين نبودند، چگونه براى حضرت سليمان (ع) عمارتها مىساختند و كارهاى دشوار مىكردند كه فرزندان آدم از آنها عاجز بودند؟ حضرت فرمود: «ايشان اجسام لطيفهاند و غذاى ايشان نسيم است، به اين دليل، بى نردبان مىتوانند به آسمان بالا بروند، در حالى كه جسم سنگين نمىتواند بالا برود؛ مگر با نردبان يا وسيلهاى ديگر.»
گفت: اصل سحر از چيست؟ ساحر چگونه قدرت بر آن كارهايى كه مىگويند، پيدا كرده است؟ فرمود: «سحر چند نوع است: يك نوع مانند علم طبّ است. همان طورى كه پزشكان براى هر دردى دوايى دارند، ساحران نيز براى هر صحّت و آرامشى، بلا و فتنهاى دارند و براى هر عافيت و سلامتى، بيمارى و گرفتارىاى و براى هر چيزى حيلهاى انديشيدهاند. نوع ديگر، تيزهوشى و سرعت عمل و شعبدهبازى و سبكبالى است. يك نوع هم استفاده از شياطينى است كه با آنها ارتباط دارند. گفت: شياطين چگونه بر سحر اطّلاع يافتهاند؟ فرمود: از همان راهى كه پزشكان به علم طب اطّلاع يافتهاند. برخى از اطّلاعات به وسيله تجربه پيدا شده و برخى علاج و دوا است.»
پرسيد: درباره آن دو ملك به نام هاروت و ماروت كه مردم مىگويند: آن دو به اشخاص سحر مىآموزند، چه مىفرماييد؟ فرمود: «آن دو وسيلهاى براى آزمايش و امتحان هستند. تسبيح آنها چنين است: هر كس امروز چنين كند، چنان خواهد شد.
اگر به وسيله فلان چيز معالجه كند، چنان مىشود. انواع سحر مىآموزد، هرچه مىگويند؛ امّا آن دو ملك مىگويند: ما براى شما آزمايش هستيم. آنچه زيانبخش براى شماست و سودى ندارد، از ما نگيريد.»
گفت: آيا ساحر مىتواند به وسيله سحر، انسان را به صورت سگ و الاغ يا چيز ديگر درآورد؟ فرمود: «او ناتوانتر از اينها و عاجزتر است از آنكه تغييرى در آفرينش خدا دهد. هر كس تركيب صورتى كه خدا قرار داده تغيير دهد، شريك اوست در آفرينش. خداوند منزّه است از اينكه شريكى داشته باشد.