ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٢ - اوّل ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت
مسلمانان اهل سنّت و شيعه، سكولارها، اشخاص متدّين، يهوديان، مسيحيان و گروهها و قوميّتهاى مختلف مانند عربها، تركها، فارسها، كُردها و ....
امّا اجراى عملى اين طرح بدين صورت است:
ما خود مشكل به وجود نمىآوريم؛ بلكه آن را پيدا كرده و سعى مىكنيم آن را تقويت كنيم و گسترش دهيم، ما همانند كسانى هستيم كه به دنبال اكتشاف نفت هستند، ما نفت را نمىسازيم؛ بلكه آن را اكتشاف و استخراج مىكنيم و براى به دست آوردن آن بايد چاه حفر كرده، سپس از آن بهرهبردارى كنيم.
بنابراين، كميتههاى ويژه ما كه شامل شمار زيادى از پژوهشگران در عرصههاى مختلف از خاورميانه و ديگر مناطق بودند، شروع به تحقيق درباره مشكلات بزرگ و پنهان اين منطقه كردند تا آن را شناسايى كرده و از آن بهرهبردارى كنند. با توجّه به اين مهم، راهبرد ما بر محورهاى بنيادين زير تمركز يافت:
اوّل: ويران و نابود ساختن اسلام از طريق ايجاد دشمنى و كينه و نفرت ميان شيعيان و اهل سنّت:
اين اصل، مهمترين هدف راهبردى بزرگ ما براى ضعيف كردن منطقه و ايجاد جنگها و حسّ نفرت و كينهتوزى ميان مردمان آن منطقه است.
لازم به ذكر است كه ما ديدگاهى خاص نسبت به اسلام و مسلمانان داريم كه تا كنون جرئت نكردهايم به صورت علنى آن را اعلام كنيم. ما به اين نتيجه رسيدهايم كه اسلام پس از شكست كمونيسم، تنها اعتقاد و ايدئولوژىاى است كه داراى چنين قدرتى براى رويارويى و مقابله با تمدّن و فرهنگ غربى مىباشد. چيزى كه در اين ميان باعث تعجّب بيشتر ما مىشود، اين است كه آنها هر چند به ضعف و عقبماندگى خود در حال حاضر اعتراف مىكنند؛ امّا همچنان اصرار دارند، خدا موافق با طرز زندگى آنان است و با اينكه در حال حاضر اعتراف مىكنند كه غرب فرمانرواى مطلق عرصه تمدّن و علم است؛ امّا همچنان بر گذشته پوسيده، دوران گذشته و فرهنگ و تمدّن پيشين خود مىبالند، گذشتهاى كه از نظر آنها از نظر عدالتپرورى و عظمت، بسيار بالاتر و پيشرفتهتر از جهان غرب در زمان حاضر است و به همين دليل آنها تمامى توجيههاى لازم براى به ديده حقارت نگريستن به تمدّن كنونى ما را دارند تا تمدّن اسلامى موعود خود را بسازند.
به همين دليل، ما براى نابود و ويران ساختن عقايد و ايدئولوژىهاى سرسخت، به راه حلّ سحرآميز معروف پناه برديم؛ يعنى بايد آن عقيده يا ايدئولوژى را به وسيله خود آنان نابود سازيم، به عبارت ديگر نابود و ويران ساختن بنيان دين اسلام توسط خود مسلمانان.
از دهه پنجاه تاكنون ما بسيار آرام و حسّاس براى تحقّق بخشيدن به اين هدفمان تلاش مىكنيم و مبلغ زيادى در اين راه هزينه كردهايم تا اينكه اخيراً به مراحل پيشرفته اين طرح رسيدهايم.
كميتههاى مختلف پژوهشگران ما كه شامل مسلمانان و اسلامشناسان است، به مهمترين اقدام و گام در اين جهت دست يافتند و آن اقدام اين است كه دو قطب متضاد و دشمن در دين اسلام به وجود آوريم و اين دو قطب، مسلمانان را به دو گروه مخالف هم تقسيم كند. اين گونه در سالهاى پايانى دهه پنجاه قرن بيستم ميلادى، ما به اين نتيجه رسيديم كه «عربستان سعودى»، بايد مركز قطب سنّى و ايران، مركز قطب شيعى باشد. ما با مهارت و روشهاى ديپلماتيك بر روى اين دو كشور كار كرديم. از يك سو، عربستان را تشويق به انتشار و گسترش تفكّر وهّابيت در ميان جنبشهاى اسلامى و گروههاى مختلف مسلمانان كرديم، به ويژه در ميان گروه اخوان المسلمين و به آنها به صورت غيرمستقيم فهمانديم كه بايد دانشگاهها و مساجد وهّابى در جاهاى مختلف جهان اسلام بنيانگذارى شود و ما به تشويق افكار سلفى و متعصّب، به ويژه متعصّب ضدّ شيعه پرداختيم.
در دهه هفتاد، از احساسات و عكسالعملهاى مسلمانان، ضدّ اشغالگران «شوروى» در «افغانستان»، استفاده زيادى كرديم. ما از طريق نيروهاى نفوذى و مزدورانمان، شروع به بنيانگذارى جنبشهاى سلفىگرى اسلامى و در رأس آنان، القاعده و گروه طالبان نموديم.
چه كسى باور مىكند كه مبدع فرهنگ و اصل عمليّات انتحارى اسلامى، ما بودهايم و آن را رواج دادهايم. اين ما بوديم كه از طريق كميتههاى تخصّصى اين تفكّر را به وجود آورديم و از طريق مزدوران آن را ميان اسلامگرايان و مجاهدان گسترش داديم تا آنها دست به عمليّات تروريستى انتحارى ضدّ برادران مسلمان خودشان بزنند.
اوج موفّقيت ما در اين زمينه، در حادثه ١١ سپتامبر سال ٢٠٠١ م. بود. بله، عمليّات ويران ساختن و انفجار برجهاى دوقلوى