ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٦ - سينماى غرب و عذاب دخان
از همين نقّاشىهاى اوّليه الهام گرفت و پژوهشهاى عميقى در اين حوزه انجام داد. يكى از آثارى كه طى همين سالها ديدم و خيلى از آن خبرى و اثرى نيست، فيلم مستندى است به نام «هگزان». اين فيلم را شخصى به نام بنجامين كريستنسن كه ظاهراً اروپايى و از منطقه اسكانديناوى است، در سال ١٩١٩ م. در دوره سينماى صامت توليد مىكند، يك سال پس از پايان جنگ جهانى اوّل. مستند، بازسازى مدلى است كه با زحمت فراوان و تحقيق و پژوهش فراوان توليد شده است؛ امّا جالب است كه تا ٥٠ سال بعد، كسى از اين فيلم خبرى ندارد و در سال ١٩٦٩ م. اين فيلم رونمايى مىشود. چرا اين اتّفاق افتاده؟ جاى پرسش دارد. سال ١٩٦٩ م. سالى است كه در آن شيطان پرستان اعلام موجوديّت مىكنند. فرقهاى كه تا ديروز كاملًا محرمانه بوده و مراسم آيينى خود را مخفيانه انجام مىداده، اعلام موجوديت مىكند و خصوصاً روى پرده سينما جلوه آنها آشكار مىشود. فيلمى مثل «بچّه رزمرى» در آن سال عرضه مىشود. فيلمى به كارگردانى رومن پلانسكى كه يك شوك براى غرب بود. غرب، باور نمىكرد كه در باطن خود يك چنين مفاهيم عجيب و غريبى دارد كه خود از آن بىاطّلاع مىباشد. «بچّه رزمرى» داستان تولّد آنتى كرايست، داستان تولّد ضدّ مسيح بود كه تا اين زمان غرب ترجيح داده بود، چيزى از آن نداند و براى اوّلين بار جامعه آمريكا باطن پنهان خود را ديد. اين فيلم با فيلمهاى علمى- تخيّلى قبلى خيلى فرق داشت آدرسهايش خيلى دقيق بود؛ آنقدر دقيق كه غربىها را كاملًا نگران مىكرد. مگر مىشد در جامعه ظاهراً پروتستان آمريكا شيطانپرست شد؟ چه اتّفاقى داشت مىافتاد؟ خيلىها اوّل نخواستند شوك اين فيلم را باور كنند و گفتند اين هم نمونه ديگرى از ژانر وحشت است و طبعاً يك فيلم تخيّلى ديگر در تاريخ سينما، ولى حقيقت اين است كه فيلم «بچّه رزمرى» فيلم خيلى دقيقى بود. همان سال شخصى به نام آنتوان لوى (بنيانگذار كليساى شيطانپرستى) اعلام كرد كه ما از اين به بعد چيزى براى مخفى كردن نداريم. اين فيلم، مانيفست ماست و براساس آن اعلام مىكنيم كه حضور داريم، هستيم و در جامعه آمريكا حيات داريم. متقابلًا برخى از شيطانپرستان آمريكايى با اين فيلم از در مخالفت درآمدند و معتقد بودند كه نبايد اين مطالب گفته مىشد يا نبايد به اين صراحت از آنها نام برده مىشد. آنها پيروان فرقه جيمز منسون بودند كه در يك حركت مشكوك به منزل رومن پلانسكى ريختند و خانواده ايشان را سلّاخى كردند؛ خانم باردارش و بچّهاى كه در شكم داشت و ميهمانانشان؛ همه سلّاخى شدند. از اينجا بود كه انگار يك دروازه دخانى باز شد؛ يك فضاى دخانى روى پرده سينما باز شد. در اين فضاست كه فيلم «هگزان» رونمايى مىشود. در انگلستان اين فيلم را با نام «ويچ كرافت» يا «فنّ جادوگرى» مىشناسند و شركتى كه بعد از سال ٢٠٠٠ م. آن را دى وى دى كرد، «تارت آن دى وى دى» است. (دوزخ فيلم)
فيلم چيست؟ فيلم از عصر سليمان نبى (ع) آغاز مىشود به همين دليل مىگويم فيلم تحقيق و پژوهش در ساير اديان داشته است. جزو اوّلين تصاويرى كه در اين مستند مىبينيد، صفحهاى از يك كتاب اسلامى است كه تصاويرى دارد و نوشتههايى كه به خطّ فارسى است و ماجراى تشرّف اجنّه است به بارگاه سليمان نبى (ع). بعد يك سابقهاى از باور به موجودات ماورايى گفته مىشود و جغرافياى عالم را ترسيم مىكند كه عالم مادّه كجاست؟ عالم دخان كجاست؟ اينها چيزهايى است كه در آن فيلم در سال ١٩١٩ م. مىبينيد: اطراف جهان را چه چيزهايى پوشانده، در نگاه كيهانى قديم و نه در نگاه فيزيك مدرن، لايه آتش كجا بود، لايه باد كجا بود و اينكه جغرافياى عالم از منظر جادوگران چگونه جغرافيايى است؟ او با مستنداتى