ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١٥ - سينماى غرب و عذاب دخان
يكى از مباحثى كه در غرب مطرح است و در كشور ما هنوز براى اين مسئله فكر نشده، مسئله ريتينگ (مميزى) فيلمها مىباشد. چند سال قبل، در يكى از جشنوارهها اين موضوع مطرح شد؛ ولى دنبال نشد. در خارج از كشور به دليل اين تعريفى كه از هنر دارد كه هنرمند مىتواند ملهم از فضاهايى باشد كه نتايج آن مىتواند براى جامعه تبعاتى داشته باشد، از منظر حقوق بيننده و مصرف كننده يك اثر هنرى ريتينگ را تعريف مىكنند. در كشور ما ريتينگ، يعنى فهم قاطبه منتقدان و اصحاب هنر؛ يعنى سانسور، يعنى اينكه يك هنرمند نتواند هر حرفى را كه خواست بزند. اين تعريف معطوف به حقوق مؤلّف است. حقوق هنرمند، يعنى اينكه هنرمند بتواند هر چه بخواهد و هر چه نخواهد و بتواند هرچه دلش خواست بگويد. به حق مصرفكننده هم كسى كارى ندارد كه او در مواجهه با يك اثر هنرى حقوقى دارد و حقوق او را بايد به رسميت شناخت. تعريف دقيق ريتينگ و مميزى و تفاوت آن با سانسور هم همين است؛ يعنى رعايت حقّ مؤلّف و انسان هنرمند توأمان با حقوق معنوى مصرف كننده آن اثر. هر زمان كه ما توانستيم اين تعادل را برقرار كنيم؛ يعنى بين حقوق مصرف كننده يك اثر هنرى كه به آن اثر اعتماد كرده و در مقابلش قرار گرفته و همين طور حقّ آزادى بيان آن اثر هنرى تعادلى را برقرار كنيم، مىتوانيم بگوييم در آن جامعه، ريتينگ دقيق و علمى تعريف شده است. اين را هم گفتم كه بگويم اگر غربىها از اين دست فيلمها مىسازند ضوابط حدّاقلى براى تماشاگرانشان تعريف كردهاند و ما با كدام جرئت، كدام ريتينگ و با كدام اطّلاعرسانى قبلى به خودمان اجازه مىدهيم توليداتى از رسانه ملّى نشان دهيم كه بيننده هيچ اطّلاع رسانى قبلى نسبت به آن نداشته است. اگر روى يك محصول غذايى، آرم استاندارد داريم كه مصرف كننده محترم، ما قبل از تو اين محصول را بررسى كرديم، به اين محصول اعتماد كن؛ امّا در مواجهه با محصولات تصويرى اگرچه با نيّت خير به اين مفاهيم وارد شوند، چه كسى كارشناسى كار را انجام مىدهد؟ و كدام تراز ملّى و روانى صحيح از نظر بهداشت روانى جامعه تعريف شده است كه ما اينطور آنها را مثل نُقل بر سر جامعه مىريزيم و بعضاً برداشت دينى هم از اينها داريم؟ پس ما از يك بحث حادث و امروزى حرف مىزنيم. عذاب دخان در سينما و بازتابهاى خودآگاه يا ناخودآگاه عذاب دخان در فيلمها.
سينماى غرب و عذاب دخان
تا زمانى تصوّر بر اين بود كه آنها شايد نمىدانند چه مىگويند و شايد صرفاً حسّى را بر اساس مطلبى مىگويند. الآن شواهدى وجود دارد كه كاملًا ما را به سمت اين مىبرد كه بگوييم آنها دقيقاً مىدانند چه مىگويند و خيلى بهتر از ما و با تحقيق و پژوهش هم در اين حوزه وارد شدهاند.
انواع نقّاشىها در غرب وجود دارد كه از دوره نقّاشىهاى كلاسيك تا دوره مدرن گوياى اين هستند كه چگونه تصوّراتى انسان داشته باشد؛ از فضاهاى دخانى و ارتباطات خواسته يا نخواسته كه برايش پيش بيايد و به اين ماجرا دچار شود. ما ديدهايم كه از دوره كلاسيك تا امروز نقّاشان هم كه هنرمندند توانستهاند الهامات خود را تصوير كنند. ما شاهديم كه آنها بسيارى از مفاهيم اين چنينى را در نقّاشىها و ديوارنگارىها و فضاهاى كليسايى ثبت كردهاند و مصاديقى از آن وجود دارد. يك اتّفاقى كه در اين ديوارنگارىها كليسايى افتاده، اين است كه در اين فضاها جهنّم يا آتش يا دوزخى ترسيم شده و شياطين در اين دوزخ انسانها را عذاب مىكنند. اين نكته جالبى است كه چرا آنها خودشان معذّب نيستند؟ در جهنّم الهى كه خداوند سوگند خورده همه در آتش معصيت خود معذّبند كسى ديگرى را عذاب نمىكند. به نظر مىرسد اين فضا، فضاى جهنّم آخرالزّمانى است و نه جهنّم اخروى؛ مثلًا در زمان حضرت سليمان (ع) هم شياطين مرئى شده و زحماتى را ايجاد كرده بودند تا به همّت ولى خدا و خواست خدا، اينها تسخير شدند. از اين نقّاشىها برمىآيد كه شياطين براين باورند كه روزى در آخرالزّمان، نسل انسان را از بين خواهند برد. در معمارى كليساها نيز اين گونه نقّاشى موجود است. به تفصيل اين نوع نقّاشى را در معمارى «واتيكان» مىبينيد و عذاب دخان قبل از اينكه اتّفاق بيفتد، توسط هنرمندان كه ملهمند از اين شياطين، ترسيم شده است. قطعاً ما انتظار نداريم كه خداوند اشرف مخلوقاتش را در مقابل اين موجودات به عنوان قربانى قرار دهد؛ حتّى اگر آزمونى در مسير بشر هست به نام عذاب دخان: اوّلًا بايد ديد كه اين عذاب جزو عذابهاى حتمى الوقوع است يا از مواردى كه مىتواند مورد بداء واقع شود؟ ثانياً تمام اين آزمونها براى رشد بشر است نه براى آزار و اذيّت آن. بشر قرار است ابتلائاتى را از سر بگذراند تا رشد كند و لايق زيست در بهشت آخرالزّمانى باشد و لايق زيست در كنار حضرت حجّت (عج) باشد. پس آن چيزى كه توصيف شده در آيات و روايات به اين معناست. به اين ترتيب تمام الهامات شيطانى كه روزگارى بهصورت نقّاشى بر ديوار كليساها بود، در سينما مورد استفاده قرار گرفت و به نوعى سينما هم از همين جا الهامات شيطانى و تصاويرى را كه قرار بود از اين منظر نشان دهد، آغاز كرد. در دوره مدرن هم اين مدل الهامات به شدّت وارد صحنه سينما شد. گفتنى است كه به همين ميزان هنرمندانى كه روح منزّه و روحانى دارند، از طرف فرشتگان الهى محلّ الهام واقع شده و هنر رحمانى از آنها صادر مىشود. به هر حال سينما