ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١١ - مهم ترين اسرار راهبردى آمريكا در خاورميانه
پس از فروكش آتش جنگ جهانى دوم، قدرتهاى غربى به صورت محرمانه با هم توافق كردند كه «آمريكا»، مستعمرات «انگلستان» و «فرانسه» را در اختيار داشته باشد و به استعمارگرى بپردازد؛ امّا به گونهاى جديد. آنها براى دراز مدّت برنامهريزى و اصولًا بر وسايل فرهنگى، سياسى و اطّلاعاتى، بيش از هر چيز ديگرى مانند قدرت نظامى و استفاده از سربازان تكيه مىكنند.
در مورد منطقه شرق «درياى مديترانه» (كشورهاى عربى، «تركيه» و «ايران») نيز بايد گفت: رهبران اثرگذار، علنى و پشت پرده آمريكا به اين نتيجه رسيدهاند كه اين منطقه گسترده كه در شرق درياى مديترانه قرار دارد، در طول تاريخ، مركز فرهنگى و تمدّنى بسيار بزرگى بوده است كه به تمدّن اروپايى در غرب درياى مديترانه شانه مىزده است. اينجا منطقه همسايه اروپا است. اين منطقه از «تنگه بسفر» در تركيه تا «تنگه جبل الطّارق» ميان «مراكش» و «اسپانيا» ادامه دارد. اينجا منطقهاى است كه اروپا را از بقيه مناطق جهان قديم و كهن (قارههاى آسيا و آفريقا) جدا مىسازد و در اين منطقه، نخستين تمدّنهاى تاريخ در «عراق»، «مصر» و «سوريه» شكل گرفته است. عقايد و اديان، همانند مسيحيّت، يهوديّت و اسلام و بيشتر دانشها و كشفيّات نيز از اين منطقه برخاسته و به اروپا رسيده است.
مهاجمان و حملهكنندگان نخستين به اروپا از اين منطقه بودهاند، فينيقىها، عربها و در نهايت تركها.
امپراتورى عثمانى آخرين قدرت شرقى بود كه شرق اروپا را به اشغال خود درآورد و تا چندين قرن اروپا را تهديد مىكرد. امّا غرب موفّق شد با تأثير بر نخبگان عثمانى، پيش بردن آنان به سوى پذيرش فرهنگ غربى، جدايىطلبى، ردّ وحدت و يكپارچگى اسلامى عثمانى، اين امپراتورى بزرگ را نابود سازد.
به دليل اهمّيت و سرنوشتساز بودن اين منطقه براى اروپا، نيروهاى اثرگذار اروپايى، در طول تاريخ تلاش كردهاند تا كشورها و مردم آن منطقه را ضعيف سازند و بر آن فرمانروايى كنند، حمله رومىها، صليبىها و سپس فتوحات استعمارى در قرنهاى اخير و سياست نفوذ در آن و ضعيف كردن اين كشورها و تسلّط بر آن، از زمان پايان يافتن جنگ جهانى دوم تا زمان حاضر، نمونههاى عملى اين سياست دقيق و حساب شده است.
با توجّه به اين اطّلاعات در مورد تاريخ ارتباطات شرق و غرب، «سازمانIFB »، استراترژى خود را بر اهداف اصلى زير متمركز كرده است:
جلوگيرى از ايجاد ثبات و آرامش و فراهم آمدن عناصر فرهنگى، دينى، سياسى و اقتصادى كه به مردم اين منطقه اجازه دهد به هم نزديك شده و با هم همكارى كرده يا يك قدرت فرهنگى و تمدّنى بزرگ را تشكيل دهند؛ قدرتى كه ممكن است يك امپراتورى خطرناك در آينده به وجود آورد و سلامت غرب و منافع آمريكا را تهديد كند. به طور خلاصه بايد گفت كه سلامت و امنيّت غرب به شدّت در گرو وجود رژيمهاى همپيمان غرب و آمريكا و همسو با آنان است. به عبارت ديگر براى تحقّق اين امر بايد اين استراتژى را عملى ساخت: اصل نظم از ويرانى برمىخيزد. آنها بايد تمامى وسايل را براى ويران ساختن منطقه فراهم سازند تا دوباره آن منطقه را آن گونه كه مىخواهند، بازسازى كنند و اين منطقه به گونهاى درآيد كه كشورها، مردم، فرهنگها، خواستهها، اهداف و منافع آنها دقيقاً همسو با منافع غرب باشد.
اين هدف راهبردى براى ويرانى كامل منطقه، اين گونه تحقّق مىيابد:
ايجاد تنش، دشمنى، تعصّب و كينه ميان گروههاى اصلى كه جوامع شرقى از آنها تشكيل شدهاند. اين درست است كه در اين منطقه كشورها و گروههاى سياسى و قوميّتها، اديان و مذاهب بسيار زيادى وجود دارد، امّا پژوهشگران ما گروههاى اثرگذارى را كه پايه و اساس جوامع شرقى به شمار مىآيند، شناسايى كردهاند. اين گروهها عبارتند از: