ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ١٥ - ناز ما و نياز ما
در پرتو امام شكل مىگيرد.
٥. آخرين نكتهاى كه در تشنگى و خستگى، مؤثّر است، اين است كه انسان وقتى در يك مجموعهاى وارد شود و نداند كه شرح وظايفش چيست، خسته مىشود، ولى وقتى كه انسانها شرح وظايف خودشان را بدانند، مىبينند كه همه چيز در مسير خود و در جاى خودش است. در حكومتِ بدون امام، همه سرگردانند، شرح وظايفشان را نمىدانند، حقوقشان را هم نمىدانند.
ما اگر اين پنج عنصر را خوب تحليل كنيم، هم خستگى معلوم مىشود و هم تشنگى. در يك جمله خلاصه مىكنم: بسترساز عطش نسبت به امام و نقطه مقابلش خستگى از وضع موجود، درك اين پنج نياز است.
\* اينجا شبههاى مطرح است كه درباره شرايط قبل از ظهور امام زمان (ع) به ما گفتهاند: يكى اينكه دنيا پر از ظلم و جور مىشود و امام زمان (ع) ظهور مىفرمايند. اين مسئله با توجه به انتظارات حضرت چگونه قابل جمع است؟
\* ما در جواب مىگوييم، خُب اگر اين روايات را داريد، كه درست هم است، در كنارش روايات ديگر نيز وجود دارد كه ما بايد مقدّماتى را براى ظهور حضرت آماده كنيم. ما مىگوييم اگرچه قبل از ظهور امام زمان (ع)، پرده عالم يك پرده سياه است. امّا بايد موجودات نورانى به صورت پراكنده در اين عالم پخش بشوند كه بستر را براى ظهور حضرت فراهم بكنند و وقتى كه حضرت مىآيند و فرياد مىزنند، اين نقاط جمع شوند و يك كانون نورى را درست كنند كه كمك حضرت باشند و بتوانند عدل و داد را در عالم منتشر كنند. ضمن اينكه ظلم دو معنا دارد: يكى جفا كردن و ديگرى كوتاهى كردن و حق را ادا نكردن. با وجود اينكه امروز جمهورى اسلامى به عنوان نظام بسترساز ظهور- انشاءالله- مطرح است، همه خوبان معتقدند كه هنوز حقّ اسلام ادا نشده است و اين معنايى از ظلم است و انسان بايد از اين ظلم و از اين نقص خسته بشود و تشنه آمدن امام زمان بشود.
\* علاوه بر روشنگرى و راهنمايى، براى رسيدن به زمان ظهور به چه عواملى نياز داريم؟
\* دوم، براى جنگ و جهاد، حضرت نيازمند رزمنده هستند. مقام رزمندگى خيلى سختتر از مقام پذيرندگى است. هجدههزار نفر پذيرنده قيام امام حسين (ع) شدند، ولى فقط چند درصد رزمنده امام حسين (ع) شدند، چون رزمندگى دو عنصر جدّى مىخواهد: ١. آمادگى، ٢. قطع وابستگى.
آمادگى اعم از، آمادگى فكرى در برابر حمله شبهات، آمادگى فكرى در مقابل تهديدهاى جسمى در مقابل حملات نظامى اقتصادى. اين خودش يك باب گستردهاى است، امّا فكر مىكنم منتظران امام زمان (ع) بدانند كه براى رسيدن به نقطه ظهور و آمدن حضرت بايد ما رزمنده لازم را داشته باشيم و براى ٨ سال دفاع مقدّس، اين رزمندههايى كه داشتيم در برخى از مقاطع احساس مىكرديم حضور كمرنگ جلوه مىكند. اگر حضرت قرار است، جنگ جهانى داشته باشند، چه رزمندگانى بايد داشته باشند با اين حملاتى كه الآن در مباحث فكرى و شبهات دارند انجام مىدهند، قطعاً، اوج آمادگى جسمى، فكرى، قلبى و روحى را ما نياز داريم و اين آمادگى طبيعتاً يك فرآيندى مىخواهد.
امروز در عصر پيش از ظهور امام زمان (ع) بعضى از رزمندههاى عرصه علمى در پاسخگويى به شبهات در برابر بعضى از تهديدهاى ابن زيادهاى زمان- آمريكا و اسرائيل- كم آوردهاند و جا زدهاند. مجوعهها، اشخاص و هر كسى كه دلش براى امام زمان (ع) مىتپد بايد هم خودش را در اين سه جهت آماده كند و هم ديگران را به اين آمادگىها دعوت كند.
دومين عنصرى كه رزمنده احتياج دارد «عدم وابستگى» است ما در قصه كربلا مىبينم كه مادر وهب يك جوان نصرانى كه مسلمان شد وقتى وهب آمد از همسرش خداحافظى كند، همسرش يك كلمه به صورت عاطفى به او گفت: آيا مىخواهى من تازه عروس را در اين بيابان رها كنى؟ مادر جلو آمد و گفت: شيرم را حلالت نمىكنم اگر پسر فاطمه را تنها بگذارى و وقتى سر اين بچه را در بغلش انداختند، سر بريده فرزندش را گرفت و گفت: حالا شيرم را حلالت مىكنم. اين اوج عدم وابستگى مادر به فرزند است كه نگذارد فرزندش در مسير كمال متوقف شود و اين نيازمند اين مرحله است.
من يك روزى در ايام نيمه شعبان در حرم امام رضا (ع) مىگفتم: مردم مواظب باشيد كه محبتهاى حلالمان ما را از امام جدا نكند. محبّت به مال و دنيا، زن و فرزند، محبّتهاى حلال و سفارش شدهاى است. امّا مواظب باشيم اين اگر از حدّ خودش فراتر برود، قطعاً ما را از امام زمان (ع) جدا مىكند. وجودهاى نازنينى در دوران دفاع