ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٩ - شما درست مى گفتى
باشند. چه اتفاقى مىافتد؟ اين جماعت بايد بدانند كه نااميدى كفر است. پس مؤمن نااميد نمىشود. شرايط هرگونه كه باشد مهم نيست. يهوديان، قبل از حضرت موسى (ع) چقدر ذلت كشيدند، چند صد سال خوارى را تحمل كردند از همه جا رانده شدند، باز هم تحمل و ايستادگى كردند، هر كس، هر انسانى و هر ملتى تلاش كند به هدف مىرسد. بنابراين، هيچ دليلى ندارد كه ما در مقابل دشمن اميد خود را از دست بدهيم، هر چند كه همه كشورهاى بزرگ جهان پشتيبان دشمن باشند. در جنگ بدر، مشركان دو نماد را به دست گرفتند. گروهى نمادى يا بتى به نماد هبل را بلند كردند و شعر معروف «اعل هبل» را فرياد مىزدند يعنى «سرافراز و بلند باد هبل». مسلمانان به فرمان پيامبر اكرم (ص) پاسخ دادند: «الله أعلى و أجلّ» يعنى «خداوند بلندمرتبهتر و بزرگتر است». گروه دوم مشركان، بت ديگرى يعنى عزّى را بلند كردند و گفتند: «هذه عزّى ولا عزّى لكم» يعنى: «اين عزّى است و شما عزّى نداريد» و مسلمانان پاسخ مىدادند: «الله مولانا و لا مولى لكم»؛ يعنى «خدا مولاى ما است و شما مولا نداريد». آنها هبل و عزّى داشتند و ما الله داشتيم.
«وَما قَدَرُوا اللَّهَ حَقَّ قَدْرِهِ وَ الْأَرْضُ جَمِيعاً قَبْضَتُهُ يَوْمَ الْقِيامَةِ وَ السَّماواتُ مَطْوِيَّاتٌ بِيَمِينِهِ؛[١] خدا را نشناختند آنچنان كه شايان شناخت اوست و در روز قيامت، زمين يكسره در قبضته اوست و آسمانها، در هم پيچيده، در يد قدرت او».
اميد به خداوند بزرگ است. ما هرگز اميد را از دست نخواهيم داد؛ هرگز. پيش از اين، شرايط بسيار دشوارتر امروز بر ما گذشت و ما هرگز نوميد نشديم. ما امروز نيازمند اميد، انتظار آمادگى هستيم. محال است خداوند انتظار را به معنى فرافكنى و شانه خالى كردن از ما بپذيرد.
«وَلَيَنْصُرَنَّ اللَّهُ مَنْ يَنْصُرُهُ إِنَّ اللَّهَ لَقَوِيٌّ عَزِيزٌ؛[٢] و خدا هر كس را كه يارىاش كند، يارى مىكند و خدا توانا و پيروز است».
خداوند چه كسى را يارى مىكند؟
«الَّذِينَإِنْ مَكَّنَّاهُمْ فِي الْأَرْضِ أَقامُوا الصَّلاةَ وَ آتَوُا الزَّكاةَ وَ أَمَرُوا بِالْمَعْرُوفِ وَ نَهَوْا عَنِ الْمُنْكَرِ؛[٣] همان كسانى كه اگر در زمين مكانتشان دهيم نماز مىگذارند و نماز مىدهند و امر به معروف و نهى از منكر مىكنند».
پىنوشتها:
منبع: اديان در خدمت انسان از مجموعه در قلمرو انديشه امام موسى صدر، ترجمه سيد عطاءالله افتخارى.
[١]. سوره نساء (٤)، آيه ١٠٣.
[٢]. سوره مريم (١٩)، آيه ٥٩.
[٣]. سوره روم (٣٠)، آيه ١٠.
[٤]. سوره دخان (٤٤)، آيات ٣٨ و ٣٩.
[٥]. سوره انبياء (٢١)، آيه ١٠٥.
[٦]. سوره نور (٢٤)، آيه ٥٥.
[٧]. سوره قصص (٢٨)، آيه ٥.
[٨]. سوره زمر (٣٩)، آيه ٦٧.
[٩]. سوره حج (٢٢)، آيه ٤٠.
[١٠]. سوره حج (٢٢)، آيه ٤١.
شما درست مىگفتى
شما درست مىگفتى، «سُرَّ مَن رأى» برخلاف نامى كه برايش نهاده بودند، جايى نبود كه با ديدنش دل كسى شاد شود، جايى نبود كه لبخند مهمان لبى باشد و مِهر، مهمان دلى. جايى نبود كه كبوترانش به راحتى بنشينند ميان آرامش صحن خانه و مردمانش باامنيت، سر بر بالش شب بگذارند. جايى نبود كه سكّههاى زرد و سفيد، روزى روزگار خوش مردم باشد. اگر هم خوشى بود، براى مردم دلخوش به وعدههاى بىپايه و ادعاهاى بىاساس بود؛ براى مردمى كه به جاى خورشيد، دلشان را به سوسوى فانوس نيمه مردهاى خوش كرده بودند، براى مردمى كه نمىدانستند و نمىتوانستند از سرچشمه زلال حقيقت سيراب شوند. از اين رو، گرفتار تبِ مرداب شده بودند؛ گرفتار آب گنديده بىحركتى كه توان خلاصى خودش را هم از تنگى بركه نداشت.
«سرّ من رأى»، جايى نبود براى زندگى مردان آفتاب؛ جايى نبود براى عروج نهالهايى كه سجادهشان را به سوى نور مىگستراندند.
شما درست مىگفتى، هيچ كس از پدران شما به اندازه شما مورد ترديد قرار نگرفت. هيچ كس به اندازه شما مجبور نشد براى اثبات مسئوليتى كه خداوند بر دوشش نهاده بود، اينقدر بكوشد. هيچ كس اين همه نشانه را براى يافتن مسير، در جاده نگذاشته بود. هيچ كس اينقدر فانوس معجزه روشن نكرده بود و هيچ كس اينقدر «نعم» و «لا» كنار هم نشنيده بود. شما درست مىگفتى امام مظلوم من، خورشيد يازدهم آسمان محمد (ص) و چقدر غمناك و چقدر زود شما را از دنيا گرفتند و چقدر زود صاحب دنيا براى هميشه يتيم ماند.