ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٦٨ - ج) صهيونيسم مسيحى در انگليس
سرشناسى همچون آنرين بوان در سراسر دوره شغلى خود با هدف ملى يهودى شناخته مىشدند.[١] با اين حال، ارنست بوين (رهبر حزب كارگر در سالهاى جنگ جهانى دوم كه در دولت ائتلافى چرچيل وزير كار بود و پس از جنگ به سمت وزارت خارجه رسيد. وى به دليل مخالفت با جنبش صهيونيستى براى ايجاد يك دولت يهودى و طرفدارى از تشكيل دولتى عربى در فلسطين مورد غضب صهيونيستها بود) كماكان به عنوان منفورترين چهره در تاريخ اسرائيل باقى مانده است، هر چند كه وى شخصيتى مورد احترام براى سوسيال دموكراسى بريتانيا مىباشد. ولى دو نخستوزير پس از جنگ جهانى دوم از حزب كارگر، يعنى ويلسون و بلر به همدلى با اسرائيل، شناختهشده هستند.
در دهه ٧٠ و ٨٠، نسلى كه تحت تأثير سياست دهه ٦٠ و چپ جديد اروپايى بود، وارد حزب كارگر شد. شخصيتهاى امروزى حزب نظير: كلر شورت، پيتر هين، جرمى كربين و كن ليوينگستن به جهات مختلف، محصول اين تجربه مىباشند. از نظر اين نسل، مسئله ملىگرايى فلسطينى، نكته حمايتى مهمى مىباشد. پس از آن شمارى سازمانهاى حامى فلسطين در حزب و جنبش كارگرى ايجاد شد كه، مهمترين آنها، شوراى خاورميانهاى حزب كارگر بود.[٢]
در كنفرانسهاى حزب كارگر، مىتوان جلساتى از گروه دوستان اسرائيلى حزب كارگر و شوراى خاورميانهاى حزب كارگر را شاهد بود. در واقع، مواضع نمايندگان جناح چپ حامى فلسطينيان (نظير جورج گلوى و جرمى كربين) و وارثان سنتهاى تمركزگرا به خصوص سنتهاى كارگرى بريتانيا (نظير گوردن براون) كه حامى اسرائيل مىباشند، ارتباط مستقيمى با مواضع آنها در ديگر زمينهها دارد. با اين وجود، نفوذ جناح چپ حزب در رابطه با اين مسئله، در سالهاى اخير محدود بوده است.[٣]
- حزب محافظهكار: جناح سنتى و اشرافى حزب محافظهكار، بهشدت با مشاغل خدمات عمومى در بريتانيا، از جمله اداره «امور خارجى»، عجين شده است. بر همين قياس روابط قوى و همدلى با جهان عرب و گاهى نيز ضد يهودى بودن، از مشخصههاى آن است.
ولى در عين حال، بايد به خاطر داشت كه حزب محافظهكار قديمى دوران امپراتورى، در بردارنده عناصرى از ملىگرايى و رفتارهاى امپرياليستى بود. مظهر اين عنصر، بنجامين ديزرائيلى مىباشد كه تا قرن بيستم نيز، در چهرههاى آرتور بالفور و وينستون چرچيل متجلى بود. اين جريان اگر چه در سياست بريتانياى مدرن ديگر جايى ندارد ولى نقش مهمى را در حمايت اوليه بريتانيا از وطن ملى يهوديان ايفا كرد.
تغيير واقعى در نگرشهاى حزب محافظهكار نسبت به اسرائيل، با روى كار آمدن مارگارت تاچر و همراهانش در دهه ٧٠ ايجاد شد. تاچر در دوره تصدى خود، به طور كامل تحت محاصره همكاران يهودى خود، از جمله كيت جوزف، آلفرد شرمان، لئون بريتان، نيگل لاوسون، مالكوم ريفكيند و مايكل پولانى بود.
خاستگاه او كه از طبقه متوسط بود و ارزشى كه براى روح سازمانى قائل بود، وى را متحد طبيعى نيروهاى جديد در حزب ساخت كه اين شخصيتها با آنها در ارتباط بودند. در عين حال حوزه انتخابيه وى، يعنى فينچلى نيز، داراى جمعيت زيادى از يهوديان بود.[٤]
تاچر در نگرش سياست خارجى خود ضد كمونيسم و مخالف تروريسم بود؛ اين امر، وى را به سوى اسرائيل و نزديكى به آمريكا سوق داد. نفوذ تاچر در حزب محافظهكار، باعث تداوم اين نگرش شده است. جانشين وى، جان ميجر، نيز ارتباطى با جناح قديمى، اشرافى و ضد صهيونيستى حزب نداشت.
حزب محافظهكار در فاصله سالهاى ٢٠٠٣ تا ٢٠٠٥ تحت رهبرى يك يهودى انگليسى به نام مايكل هاوارد بود. يك لابى فعال حامى اسرائيل، به نام «دوستان اسرائيلى حزب محافظهكار» نيز، در اين حزب وجود دارد.[٥] محافظهكاران داراى هيچ گروه سازمانيافتهاى چون «دوستان فلسطينى» نيستند، ولى اين امر بازتابى از ماهيت قديمى و نهادينهشده جناح حامى اعراب در حزب است و نه عدم حمايت از اعراب.
ج) صهيونيسم مسيحى در انگليس
صهيونيسم مسيحى را در سادهترين شكل با عبارت «حمايت مسيحيان از صهيونيسم» تعريف مىكنند و اينكه جنبشى هستند كه خود را مدافع ملّت يهود به ويژه