ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٩
انواعى از تفريحات هستند كه نمىتوان در مورد آن صرفاً به «اين حرام است» اكتفا كرد و آن را به حال خود رها نمود. شايد بهتر باشد مسلمانان به نحو مؤثرترى از نوع و ساختار تفريحاتى كه مصرف مىكنند، بپرسند و سپس گام بعدى را بردارند و خود توليدكننده تفريحاتى شوند كه ريشه در فرهنگ خودشان داشته باشد. البته اين به معنى مدلهاى بومى مقلّدانه از مدل آمريكايى مانند مدل(Reality TV) يا كارتونهاى عربى «پارك جنوبى» نيست. آنچه براى مسلمانان ضرورى به نظر مىرسد، يافتن راههايى براى تفريح و سرگرمى خودشان است تا از اين طريق، تفريحات خود را در جامعه خود و خانوادههاى خود توليد كنند و از طريق رسانههاى ديگران دريافت نكنند. آنگاه اگر مردم ملزم به شنيدن موسيقى هستند، خودشان آن را توليد مىكنند و اگر بايد تصاوير و نقاشىها را تماشا كنند، شايد يكى از خودشان بايد نقاشى يا عكاسى بياموزد و اگر مردم بايد قصه گوش كنند، خودمان بايد براى يكديگر قصه بگوييم. داستانگويى در گذشته هنر پرارجى بوده است و خانوادهها براى همديگر داستان مىگفتهاند. اين هنر ابتدا توسط كتابها كنار گذاشته شد- كه برخى داستانهاى خاص را بر برخى ديگر ترجيح داد- و پس از آن، رسانههاى الكترونيك كه داستانهايى خاص را در سطح جهانى پخش مىكنند ظهور كردند. آنچه از همه اينها برمىآيد، اين است كه مردم دوست دارند به صداهايى خوشايند گوش فرا دهند و تصاوير جذابى را ببينند و دوست دارند داستانهاى جلبتوجه كننده را بشنوند. بنابراين، احتمالًا يك راه براى فرار از غولهاى رسانهاى، توسعه بيشتر تفريحات و سرگرمىهاى آمريكايى است.
شايد بهترين محلّ آغاز براى ما، تشويق يكديگر به توليد انواع مختلف هنرهاى خلاق باشد، نه با هدف مدرك آموزشى يا ... بلكه با هدف جبران خلأى كه ديگران احساس مىكنند، ديگرانى كه ساعات بىپايان روبروى تلويزيون و كامپيوتر مىنشينند و وقت صرف مىكنند. مسلمانان در طول سالها به طور فعالى ادبياتى غنى از هنرهاى تزئينى، بازيگرى، صدا و تصوير توليد كردهاند كه همه آنها مىتواند سازنده و فكرى و در عين حال براى خانواده و اجتماع مفيد باشد. هر كدام از اينها به عنوان يك «سرگرمى» بهتر از صرف وقت براى مصرف محصولات توليد شده صنايع رسانهاى ديگران است كه از لحاظ اخلاقى و ارزشى مسئلهدار هستند. اين كار مىتواند خلاقيت و تعهد منطقهاى و محلى را به نفع خانواده و اجتماع به كار گيرد به نحوى كه در داخل و خارج از خانه، پير و جوان يكبار ديگر ياد بگيرند كه چگونه خود و ديگران را سرگرم كنند، البته نه به اين معنى كه راه جديدى براى اتلاف وقت پيدا كنند، بلكه به معنى يافتن مجدد ساختارهايى فكرى و اجتماع محور براى تعامل كه اساساً ريشه در ارزشهاى سنتى دارد. اعتيار رو به افزايش به تفريحات آمريكايى، نشان از مشكل عمده بحران هويت در جهان اسلام و ديگر نقاط جهان دارد. جوانان ديگر با فرهنگ محلى ارضا نمىشوند و خود را متناسب با شيوه زندگى مدرن آمريكايى- هجوياتى كه در تلويزيون آمريكا به نمايش درمىآيد- مىدانند. اين هجويات به نوبه خود از سوى توليدكنندگان محلى و داخلى باز توليد مىشوند كه در مجموع، دنيايى خيالى و ساخته شده بر بال رسانهها را مىسازد. فرهنگ محلى رابطه اندكى با اين امر دارد و اين خيالات و اوهام، داراى نظام ارزشهاى واحد- علىرغم تفاوت سطحى مليتها و زبانها- هستند. تفريحات آمريكايى مىآموزند كه زندگى به عنوان يك تجربه است؛ تلاش براى خريد و فروش شادى؛ تماشاگرى جنسى و ترجيح دادن خواستهاى شخصى بر هر چيز ديگر و زندگى به عنوان يك بازى و سرگرمى ناتمام. بنابراين، انسانها در فرهنگهاى مستقل گذشته، چگونه خود را سرگرم مىكردهاند؟ پيش از عصر رسانه، مردم چگونه خود و ديگران را سرگرم مىكردند؟ شادى و سرور در ميان فرهنگهاى مختلف به چه معناست؟ تفريح و سرگرمى خانوادگى چيست؟ بدون بحث در مورد اين سؤالها با هدف ايجاد مفاهيم و افعالى سرگرمكننده، امّا محلى و اجتماعى، مسلمانان به عنوان مصرفكنندگان منفعل باقى خواهند ماند.
پىنوشت:
منبع:Muslimedia .com ، آوريل ٢٠٠٤.