ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٧٧
Friends
» وجود دارد، اما بايد جداى از محتواى اين برنامهها، سؤال كاملًا اساسىاى را مورد توجه قرار داد: «تفريح و سرگرمى چيست؟» تفريح و سرگرمى در گذشته، كارى بوده است كه افراد براى يكديگر انجام مىدادهاند و كاملًا وابسته به مفهوم مهماننوازى و مهربانى در مورد ميهمانها بوده است. بعدها تفريح و سرگرمى با ماهيت جوامع گره خورد و با توجه به اشكال تفريح، توسط افراد مختلف و در زمانها و مكانهاى مختلف، انواع متفاوتى از آن مورد استقبال قرار گرفت. در مجموع، اين امر اكنون ارتباط چندانى با گذشته خود ندارد، زيرا در حال حاضر، هنگامى كه افراد از تفريح و سرگرمى حرف مىزنند، بيشتر منظورشان محصولات رسانههاى جمعى است كه از طريق بازار جهانى مانند بسيارى ديگر از كالاها به فروش مىرسد. بنابراين سؤال اصلى اين است كه چگونه مردم- كه مسلمانان را هم در بر مىگيرد- چنين پديدهاى را به يك تجارت جهانى تبديل كردهاند كه بيش از همه چيز، به سود اقتصادى توجه دارد؟ چرا اين اتفاق افتاد؟ از اين مهمتر، آيا اشكال قديمىتر تفريح و سرگرمى مىتوانند خود را از انحصار غولهاى رسانهاى كه به نظر مىرسد همه چيز را كنترل مىكنند، نجات دهند و از اين سؤال با اهميتتر اينكه آيا افراد مىتوانند قابليت تفريح كردنن و ايجاد سرگرمىهاى شخصى خود را خارج از ماتريكس شركتها حفظ كنند؟ در يك سطح، چنين سؤالات مهمى نيازمند مباحثى طولانى و تعمق فراوان است، اما راههاى مختلفى براى نظر كردن به اين مسئله وجود دارد.
در جهان مدرن، اكثر آنچه تفريح و سرگرمى شناخته مىشود، با مصرفگرايى رابطه دارد. حتى بازىها و اسباببازىهايى كه فايده اندكى براى رشد مغزى كودكان دارند از اين قاعده مستثنى نيستند. والدين اغلب نمىتوانند كمكى براى فرزندان خود كه در معرض تفريحات و سرگرمىهاى عمومى هستند، انجام دهند و حفاظت از كودكانى كه بيشتر در محيطهاى خارج از خانه به سر مىبرند نيز سخت است. مسلمانان مانند اكثر انسانهايى كه به سبك و سياق مدرن زندگى مىكنند، مصرفكننده تفريحات و سرگرمىهاى ديگران شدهاند. به نوعى، اين امر به آسيبشناسى دنياى مدرن باز مىگردد و به نظر مىرسد كه اوضاع در اين زمينه رو به وخامت مىرود. در گذشته انسانها راههاى مختلفى براى سرگرم كردن خود و ديگران مىيافتند و معمولًا اين امر شامل نوعى از فعاليتهاى اجتماعى بود. در حال حاضر، انسانها اين فعاليت خانوادگى و محلى بسيار مهم را به توليدكنندگانى كه از آنها دور هستند، واگذار كردهاند. علاج و چاره اين مشكل، ساده و در عين حال دشوار است. بخش ساده راه حل اين است كه از مصرفزدگى و مصرف محورى جلوگيرى كنيم و به سادگى از كنار آن عبور كنيم. در واقع، هيچكس ديگرى را به مصرف مجبور نكرده است. فرض كنيم چقدر مضحك خواهد بود اگر كسى را به زور اسلحه مجبور به خريدن جديدترين اسباببازىها و ... كنند و يا فردى را با بستن به صندلى، هر شب مجبور به تماشاى تلويزيون كنند و به اين ترتيب، افراد به طور خودخواسته و داوطلبانه، توانايىهايشان را در سرگرم كردن يكديگر به توليدكنندگانى كه حاضر نيستند و با آنها روبرو نمىشوند، واگذار كنند.
بنابراين بخش ساده و راحت راهحل اين است كه بگوييم: «اهميت نده و از كنار آن به سادگى بگذر»، امّا بخش مشكل راهحل اين است كه به اين سؤال اساسى جواب بدهيم كه «بعد چى؟» بعد از آنكه تلويزيون خاموش شد، اسباببازىهاى پلاستيكى را در سطل آشغال ريختيم و كامپيوترها و اسباب و ابزارها را كنار گذاشتيم، آن وقت چه؟ اين سؤال ما را به بحث از فرهنگ توليدى مسلمانان و نه صرفاً فرهنگ مصرفى و مصرف فرهنگى رهبرى مىكند كه آيا براى مسلمانان ممكن است كه به جاى بردگى بيشتر در ماشين مصرفى شركتها، هرآنچه را از فرهنگ منطقهاى خودشان باقى مانده است كه مىتواند احساس رضايتمندى و شادى ايجاد كند، از خطر نابودى حفظ كنند تا از اين طريق جاى خالىاى را كه قطعاً بسيارى با از دست دادن ماشينهاى برقى سرگرمى، احساس خواهند كرد، پر كنند؟ هرچه زودتر ما بتوانيم به اين سؤال و امكان يا عدم امكان آن پاسخ بدهيم، بهتر است.
اوّلين مباحث جدى بايد در مورد كيفيت تفريحات و سرگرمىها صورت بگيرد كه البته سؤالات سختى مانند اين مورد را در بر مىگيرد: «آيا تفريح و سرگرمى ضرورى است؟ و اگر چنين است، چرا؟» هرچند كه اگر بخواهيم فرزندان خويش را با فرستادن به مدرسه از ماتريكس شركتهاى تفريح و سرگرمى نجات دهيم، به نوعى، نظام مدرسهرَوى بيشتر از آنچه سريالهاى «Barny or Friends» مىتواند به بچهها صدمه بزند، به آنها آسيب مىرساند، امّا اين امر در حوصله مقاله حاضر نمىگنجد و در اينجا به آن نمىپردازيم. در اينجا كفايت مىكند كه بگوييم، اكثر ما به نحو سازمانيافتهاى تربيت شدهايم كه مصرفكننده باشيم و علىرغم همه ظاهرسازىهاى مربوط به آزادى و آموزش، نهادها و سازمانها اساساً استعدادهاى آدمى را چنان شكل مىدهند كه بيشتر ما نمىتوانيم در مورد راههاى سرگرم كردن خودمان و تفريح كردن فكر كنيم.
در جهان مدرن، مسئله تفريح و سرگرمى، رفته رفته غيرقابل تفكيكتر از مسئله رسانههاى گروهى مىشود. اين يك انحراف و گمراهى در تاريخ بشريت است: انسانها در زمانها و مكانهاى مختلف، راههايى براى سرگرم كردن خود و ديگران يافته بودند و اين مدتها پيش از ظهور غولهاى رسانهاى صورت گرفته بود. اگر از يك خانه متعلق به خانواده متوسط و معمولى آمريكايى بازديد كنيم، خواهيم ديد كه يك جداسازى و تفكيك داوطلبانه در عمل ايجاد شده است. بچهها در يك اتاق بازىهاى ويديويى مىكنند، پدر با رفقاى خود فوتبال تماشا مىكند، مادر در اينترنت جستجو مىكند