ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٢٧ - معنى انتظار
از آينده نااميد شده، گمان مىبرد كه زندگى فايدهاى ندارد پس مىگويد ما را به حال خود واگذاريد. تاريخ به روشنى گواهى مىدهد كه، بر ما و بر هر ملتى، دوران درازى از رنج و محنت گذشته است و اگر اميد به ظهور امام زمان (ع) و فرج الهى نبود، از ميان رفته بوديم، امّا اين سخن حضرت رسول اكرم (ص) كه «اگر از دنيا تنها يك روز باقى مانده باشد آن روز به قدرى طولانى مىشود تا مردى از اهلبيت (ع) من كه نام او نام من و كنيه او كنيه من است، ظهور نمايد و دنياى پر از بيداد را از عدل و قسط پر كند»، به ما اميد مىبخشد و بقاى ما را تضمين مىكند؛ زيرا ما به سخن پيامبر (ص) اعتقاد داريم و در آن شك نمىكنيم. اين اميد است كه ما را حفظ كرده و زنده نگه داشته است و اميد است كه ميان ما و آينده راهى باز كرده است و اميد، خود از اين عقيده سرچشمه مىگيرد.
اين تفكر اختصاص به ما ندارد. شما مىدانيد كه پس از عروج حضرت مسيح (ع)- يا به اعتقاد مسيحيان، پس از شهادت و عروج روح آن حضرت- ستمى بر مسيحيان رفت كه در تاريخ و تاريخ اديان مانندى ندارد. امّا اميد و اعتقادى كه به اين بشارت آن حضرت داشتند كه «روح حق خواهد آمد»، همان كه به روح القدس و تجلى روح القدس تفسير مىشود، آنها را از نابودى نجات داد.
معنى انتظار
انتظار عبارت است از اينكه آماده باشيم، شمشير و تفنگ در دست، تمرين كنيم و آموزش نظامى ببينيم. خود را آماده سازيم. مراقب و نگهبان بگماريم و رادارها را فعال كنيم تا زمان حمله ناگهانى دشمن را دريابيم. اين معنى انتظار است. ما در انتظار حضرت مهدى (ع) هستيم. آن حضرت، پس از آنكه ظلم و جور جهان را فرا گرفت، چه خواهد كرد؟ او مىآيد و عدل و داد را در جهان حاكم مىكند. اين آرزو چقدر عظيم است و اين هدف چقدر بزرگ! مهدى (ع) تنها كسى است كه جهان را پس از گسترش ستمكارى، از عدل و داد پر خواهد كرد. اين حادثه بزرگى است كه هيچ چيز جز صاحب آن، بزرگتر از آن نخواهد بود. آيا اين حادثه تنها به دست حضرت مهدى (ع) روى مىدهد؟ طبيعتاً نه. ما بايد همكارى و هميارى كنيم. ما مىخواهيم امام عصر (ع) به تمام و كمال در جهان ظهور كند. علم او، هنر او، قدرت و تربيت او ظهور كند. ما بايد آماده باشيم. زمانى كه از ما دعوت مىشود، چه بايد بكنيم؟ ما بايد آماده ايفاى نقش خود باشيم. هنگامى كه آن حضرت فرياد «اى مردم!» برمىآورد، او را لبيك بگوييم. بايد آماده باشيم و از هر چه داريم دست بشوييم. در حال آماده باش و با آمادگى كامل به كمك او بشتابيم. اگر جز اين است، پس معنى انتظار چيست؟ انتظار يعنى آمادگى، بسيج شدن، آموزش و آمادگى روحى، روانى، فكرى، معنوى و جسمى و نيز آمادگى تكنولوژيك و نظامى.
خداوند جز از راه اسباب و وسايل امور، را سامان نمىدهد. كسى كه در انتظار عزّت و شرف است، نمىتواند انتظار يك پيروزى ناگهانى را داشته باشد و نبايد عزّت و شرف را بدون تلاش و رنج توقع كند.
حضرت على (ع) در سخنى فرمود: «آرزوها نشانههاى فريب خوردن انسانهاى كمعقل است». انسان بايد احمق و نادان باشد تا بدون رنج و تلاش، انتظار موفقيت را بكشد، تا عظمت و قدرت را بدون رنج طلب كند؛ اين ممكن نيست. آرزوها نشانههاى فريب خوردن انسانهاى احمق است. انتظار، يك محرك است. اجداد و گذشتگان نيكوكار ما ايستادگى خود را حفظ كردند. ما و آنها در شرايط دشوارى كه ما را مستحق زندگى ساخت زندگى كرديم. فقير و ثروتمند، همه، در صفى واحد همچون ديوارى سربى، در پيشگاه خدا ايستادند و ايستاديم؛ در حالى كه هيچ چيز بر ديگرى برترى نداشت. امام جماعت نماز را برگزار مىكند، نمىتواند از مأموم دور باشد يا در جايى بالاتر از او بايستد. اگر محل قرار گرفتن امام به اندازه يك وجب بالاتر از مكان نمازگزاران باشد نماز جماعت باطل است. امام حتماً بايد همراه با مردم باشد و وقت و زندگى خود را با آنها بگذراند. او نبايد بالاتر از آنها قرار گيرد و نمىتواند خود را از آنها برتر بداند و ميان امام و مردم فاصله و دورى جايز نيست. آيا مىتوان از اين مطلب حكمى اجتماعى انتزاع كرد؟ حتى اگر در نماز فرادا كه يك عبادت فردى است، بينديشيم، در خواهيم يافت كه در آن احكام اجتماعى زيادى يافت مىشود. در اين نماز مقيد بودن به زمان لازم است.
«إِنَّالصَّلاةَ كانَتْ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ كِتاباً مَوْقُوتاً؛[١] نماز در حقيقت در زمانهاى معينى واجب شده است».
در نماز رعايت حقوق مردم نيز ديده مىشود، چنانكه نماز در مكان غصبى باطل است. در شرايط نماز، مسئوليت اجتماعى و برخى امور مطلق نيز ديده مىشود. هيچيك از احكام اسلامى يا دينى نسبت به مسائل اجتماعى بىاعتنا نيست. بنابراين، اين به مسائل دنيا نيز اهتمام و توجه دارد.