ماهنامه موعود - مؤسسه فرهنگى هنرى موعود عصر - الصفحة ٣٦ - نهى توقيت؛ روايات و عقل
احاديث و روايات شريفهاى كه تعيين زمان ظهور را نهى مىكنند، عام و مطلق نيستند، بلكه منظور آنها تكذيب كسانى است كه توقيت را به اهلبيت (ع) نسبت مىدهند و درحقيقت، توقيت منسوب به ايشان (ع) به دروغ را نهى كرده است. يعنى كسانى كه زمانى براى ظهور تعيين مىكنند، صرفاً اگر آن زمان و گفته خود را به اهلبيت (ع) نسبت دهند، دروغگو هستند، زيرا امامان (ع) در گذشته، زمانى براى آن مشخّص نكردهاند و در آينده نيز زمانى را تعيين نمىكنند.
٢. روايتى وجود دارد كه ثابت مىكند ائمّه اهلبيت (ع) زمان ظهور را بيان كردهاند، خداوند بداء پيش آورده و زمان ظهور را تغيير داده است. به عنوان مثال، در روايتى آمده است: «ابوحمزه ثمالى گفت: از امام محمّد باقر شنيدم، فرمود: اى ثابت، خداوند، زمان اين امر را در سال ٧٠ هجرى تعيين كرده بود، زمانى كه حسين (ع) كشته شد، امّا غضب خداوند شدّت يافت و آن را به سال ١٤٠ به تأخير انداخت، هنگامى كه ما در مورد آن با شما سخن مىگوييم شما آن را منتشر و فاش مىكنيد و پرده و نقاب را برمىداريد و به همين دليل، خداوند پس از آن، زمانى را معين نفرموده است. ابوحمزه مىگويد: در مورد آن با امام جعفر صادق (ع) سخن گفتم و ايشان فرمود: «درست است، اينگونه بوده است».[١] اين روايت روشن و صريح است و همانگونه كه ماجد المهدى مىگويد، اگر توقيت و تعيين زمان ظهور، حرام يا ممنوع بود، آيا امكان دارد معصومى مرتكب فعل حرام و ممنوع شده باشد؟
٣. روايات زيادى از اهلبيت (ع) نقل شده كه مردم را از نامگذارى يا نام بردن امام زمان (ع) نهى مىكند و از روايات مختلف درمىيابيم كه حتّى بردن نام امام مهدى (ع) نيز ممنوع و نهى شده و از نظر شرعى حرام است[٢]. جدا از اين، يك روايت وجود دارد كه افرادى را كه در ميان مردم نامى بر او مىگذارند لعن كرده است. با توجّه به اين مطالب، بايد گفت همه ما ملعون هستيم زيرا ما شب و روز نامهايى را براى ايشان به كار مىبريم. در گردهمآيىها، بر منبر مسجدها و حسينيهها و در اينترنت، چه كسى از ما نام شريف ايشان را نمىداند؟!
حال، ما چگونه مىتوانيم اين احاديث را با احاديث و روايات زيادى از اهلبيت (ع) كه نام امام مهدى (ع) را ذكر كردهاند، در كنار هم بگذاريم؟ و حتّى يك حديث اهلبيت از پيامبر (ص) نقل كردهاند كه نام دوازده امام بعد از خودشان را ذكر كرده است. با خواندن اين حديث متوجّه مىشويم كه نام امام مهدى (ع) «محمد» بن امام حسن عسكرى است و با توجّه به اين، توقيت را نيز مىتوان از اين باب دانست و آن را جايز شمرد.
٤. شيخ كلينى در كتاب «الكافى» هشت باب را به صاحبالزّمان (ع) اختصاص داده كه ششمين باب تحت عنوان «مكروه بودن توقيت» است. كلينى در اين باب، دو خبر از امام باقر (ع) و پنج خبر از امام جعفر صادق (ع) در نفى مسئله توقيت ظهور امام ذكر كرده امّا چرا تعيين زمان ظهور را مكروه دانسته است، نه حرام؟ ماجد المهدى سؤال مىكند: چرا شيخ كلينى اين باب را تحت عنوان مكروه بودن توقيت آورده نه حرام و ممنوع بودن توقيت؟
نهى توقيت؛ روايات و عقل
برخى ادّعا مىكنند كه تعيين زمان ظهور امام (ع) امكانپذير است. با پژوهش و بررسى ادلّه شرعى و عقلى، در مىيابيم كه نهى توقيت از جمله امورى است كه در بسيارى از اخبار و روايات بر آن تأكيد و توصيه شده است كه اعلام زمان ظهور، امرى الهى است. از برخى اخبار اينگونه دريافت مىشود كه هر كس زمانى براى ظهور آن حضرت معين كند، در حقيقت در علم خداوند شريك شده است امّا بايد دانست، حكمت الهى چنين اقتضا كرده كه زمان ظهور ناشناخته و نامعلوم و از مردم پوشيده باشد؛ همانند امور ديگر مانند شب قدر يا زمان مرگ.