زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١١٤ - آيت الله گلپايگانى و شهادت آيت الله سيد محمد رضا سعيدى
گفتار و رفتار خود باشد، اما ايشان در پاسخ اظهار داشت:
«من شخصى هستم مستقل و از كسى تبعيت نمىكنم و تحت تأثير هم قرار نمىگيرم. البته آدم ماجراجو و آشوبطلب نيستم، ولى معتقدم كه آيت الله خمينى يك روحانى واقعى شريف، پاك و صحيح العمل و قابل احترام مىباشد و از مقام و شخصيت ايشان بايد در هر محفل و مجلس تقدير و تمجيد نمود ...»[١]
پس از آنكه ساواك متوجه شد آيت الله سعيدى كسى نيست كه به تهديد و ارعاب مزدوران رژيم وقعى بگذارد، او را در تاريخ ٨/ ٥/ ٤٥ به اتهام «اقدام عليه امنيت داخلى مملكت» از طريق شهربانى دستگير كرده، روانهى زندان قزل قلعه نمود و در يك دادگاه فرمايشى به دو ماه زندان محكوم شد. وى در سال ٤٩ به خاطر نخستين هجوم سرمايهداران خارجى به ايران مخالفت خود را با امضاى طومارى با اين برنامه اعلام نمود و اين مخالفت منجر به دستگيرى مجدد و شهادت ايشان شد؛ زيرا ساواك در شرايطى قرار گرفت كه از بين بردن آيت الله سعيدى را براى آيندهى رژيم امرى ضرورى دانست.
آيت الله سعيدى در بيشتر جريانهاى سياسى شركت داشتند و هرجا كه مىديدند رژيم پهلوى مىخواهد در امور مسلمين و مسائل حوزه دخالت كند، مخالفت خود را آشكار مىكردند؛ چنانكه در جريان تعمير مدرسهى فيضيه كه رژيم مىخواست با اين عمل، تسلط و كنترل خود را بر طلاب حوزه بيشتر كند، ايشان مخالفت كرده، در يك سخنرانى تند نسبت به جنايات و فجايع رژيم پهلوى اعتراض مىكنند و مىگويند:
«همان جنايات و فجاعى كه منصور دوانيقى در زمان امام جعفر صادق (ع) انجام مىداد و در حال حاضر تكرار مىشود با روحانيون و علما به مبارزه مىپردازند و آنها را به عناوين مختلف در فشار قرار مىدهند ...»[٢]
ظاهرا سخنان ايشان كه گفتهاند با روحانيون و علما به مبارزه مىپردازند اشاره دارد
[١]. همان، ص ٥٩٦
[٢]. ياران امام به روايت اسناد، جلد اول، شهيد آيت الله سيد محمد رضا سعيدى، مركز بررسى اسناد تاريخى وزارت اطلاعات، چاپ اول، تهران ١٣٧٦، ص ١٣٥، سند شمارهى ٨٩٢٢، ٢٧/ ٦/ ٤٦