زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ١٤٩ - مواضع آيت الله گلپايگانى قدس سره از ١٣٥٦ تا پيروزى انقلاب اسلامى
كشيدند تا بالاتفاق به اين وضع خطرناك ضد اسلامى بلكه ضد انسانى خاتمه دهند و خواستهى همه اين است كه اين رژيم پايان پذيرد ...»[١]
ايشان در ادامهى مخالفتهاى خود با رژيم، دولت بختيار را همانند دولتهاى خائن پيشين معرفى نموده، چنين اظهار مىدارند:
«... همه مىدانند كه دولت شما در اساس و انتصاب با دولتهاى خائن كه در اين ادوار پنجاه ساله نصب شدند، جز اينكه قبل از صدور فرمان، رأى تمايل گرفتهايد هيچ فرقى ندارد ...[٢]»
در زمان دولت بختيار، شوراى سلطنت تشكيل شد. شاه در بيست و ششم دى ماه، به ظاهر براى معالجه رهسپار خارج از كشور شد و مردم با شادمانى فرار شاه را جشن گرفتند. پس از فرار شاه، شوراى انقلاب اسلامى شكل گرفت و مسئلهى بازگشت امام خمينى قدّس سرّه به طور جدى مطرح شد. دولت بختيار به بهانههاى مختلف از آمدن امام خمينى قدّس سرّه جلوگيرى مىكرد تا آنكه تحت فشار مراجع قم از جمله آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه، مردم و روحانيون كه در مسجد دانشگاه تحصن كرده بودند، ناگزير فرودگاه مهرآباد را باز كرد. معظم له در ٧ دى ماه ١٣٥٧ در اعلاميهاى خطاب به مردم ايران فرمودند:
«... به خواست خداوند متعال از پيروزى و فتحى كه نصيب شما ملت مسلمان گردد، دنياى اسلام درس خواهد گرفت. قيام و انقلاب اسلامى ملت ايران، جهان را بيش از پيش متوجه ارزش مبادى اسلام و قدرت انقلاب توحيدى آن كرده است. اگر اين انقلاب خداى نخواسته به ثمر نرسد و استعمار با دسايس و ساختن دستههاى مزدور طرفدارانى به نامهاى مستعار بتواند اين انقلاب را متوقف سازد، به حيثيت اسلامى لطمه وارد مىشود و استعمار در همهجا قوت مىگيرد ... لذا مبارزه و جهاد كنونى بيش از آنكه تصور شود، اهميت دارد و بايد آنچه از اين انقلاب تا حال حاصل شده با كمال هوشيارى حفظ گردد و براى به
[١]. همان، ص ٦٢٤
[٢]. همان، ص ٦٤٢