زندگى نامه آيتاللّهالعظمى سيد محمدرضا گلپايگانى قدس سره به روايت اسناد - امامى، محمدمهدى - الصفحة ٢٨ - مراكز و دوران تحصيل
آيت الله على كريمى جهرمى دربارهى جديت و اهتمام آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه به درس و بحث مىنويسد:
«آقا براى اينجانب نقل مىكردند كه: دوران جوانى و ايام تحصيل، بسيار سخت مشغول تحصيل بودم به طورىكه تمام اوقاتم صرف تحصيل مىشد و بر اثر اين مداومت و جديت چنان شده بودم كه حتى در عالم خواب هم اشتغال داشتم، به اين صورت كه تا به خواب مىرفتم، جلسهى درس استادم و يا جلسهى مباحثه با رفقا به خوابم مىآمد و مىديدم كه مشغول مباحثهاى و گاه مطالب هم به يادم مانده و مورد استفادهام قرار مىگرفت؛ كمكم به قدرى اين حالت شدّت يافت كه روز هم اگر مىخوابيدم اين حالت پيش مىآمد. تصميم گرفتم كه ديگر، روزها را بخوانم شايد شب درست به خواب روم. مدتى گذشت تا روزى در اثناى مباحثه ناگهان دردى را در ناحيهى سرم احساس كردم، مثل اينكه ميلهاى در سرم فرو كرده باشند، لذا زود برخاستم و به طرف صحن حضرت معصومه عليها السّلام رفتم، اتفاقا به دكترى كه در آن ايام براى توليت آورده بودند، برخوردم و حال خود را برايش گفتم؛ او گفت، مدتى از فعاليت علمى و درسهاى خود كم كن و خدا مىخواست كه ايام تعطيلى در پيش بود و من آن روزها را به استراحت پرداختم.»[١]
از امتيازات معظم له در دوران تحصيل، اشكالات و ايراداتى بوده كه از اساتيد مىگرفتند و آيت الله حائرى نيز به وى عنايت خاص داشتهاند و گاهى هم با ذكر مطلب فرحانگيزى اشكال ايشان را جواب مىدادند. آيت الله كريمى جهرمى در اين باره مىنويسد:
«روز چهارم شعبان سال ١٤١٣ ه. ق در مجلس خصوصى، آيت الله گلپايگانى قدّس سرّه مىفرمودند: من پاى درس ايشان (آيت الله حائرى) حرف مىزدم و اشكال مىگرفتم و گاهى كه دور نشسته بودم تا شروع به صحبت مىكردم و صداى من بلند مىشد، ايشان توجه مىكردند كه من چه مىگويم.»
[١]. ناصر الدين انصارى قمى، پيشين، صص ٣٤- ٣٥، نيز ر. ك: على كريمى، پيشين، صص ٤٥- ٤٦